بسمالله الرحمن الرحيم
برخلاف تصور کساني که تعريض به مسئولين را در شرايط کنوني مباح يا مستحب مؤکد و يا حتي بعضي از آنها واجب ميدانند، امروز حمايت از مسئولين براي عبور از شرايط دشوار کنوني و خنثي کردن توطئه مشترک آمريکائي – صهيونيستي واجب است.
براي اثبات نادرست بودن تصور جواز تعريض و تضعيف و ضرورت حمايت از مسئولين، دلايل زيادي وجود دارند که چون از بديهيات هستند نيازي به برشمردن تک تک آنها نيست ولي روشنترين دليل، غيرقابل انکار بودن نياز جامعه به وحدت و انسجام در دوران جنگ و لزوم پرهيز از تفرقه و اختلاف است. علاوه بر اين، دو نکته ملموس و مشهود هم وجود دارند که نبايد از آنها غفلت کرد. اول اينکه کارنامه مسئولين در ايام جنگ تحميلي سوم تا امروز در زمينه فراهم ساختن امکانات زندگي براي مردم، ترميم خرابيهاي جنگ، ناکام کردن دشمن مهاجم و همراهي با نيروهاي مسلح جهت مقابله قدرتمندانه با دشمن، کاملاً درخشان و قابل قبول است. کشوري که در يک روز و در يک تهاجم برقآسا رهبر و فرماندهان عالي نظامي خود را از دست ميدهد و 40 شبانهروز زير بمبها و موشکهاي دشمناني که يکي خود را صاحب بزرگترين ارتش جهان و ديگري خود را صاحب قويترين ارتش منطقه ميداند قرار داشت مسئولينش توانستند با قامتي استوار بايستند و عليرغم تمام مشکلات ناشي از تحريمها، فشارهاي سياسي و جنگ رواني گسترده، کشور را در زمينههاي مختلف معيشتي، امنيتي و امکانات عادي مورد نياز مردم مديريت کنند، انصافاً يک استثناست و چنين مسئوليني در خور تحسين هستند. جايز نيست وارد جزئيات زخمهاي وارده به کشور در دوران تهاجم ارتشهاي تروريستي آمريکا و رژيم صهيونيستي شويم ولي لازم است به اين واقعيت اشاره کنيم که آنهمه فشار و جنايت مستمر ميتواند قويترين مديران را به زانو درآورد ولي مسئولين ايراني با قدرت و صلابت در برابر تمام ناملايمات ايستادند و بدون آنکه خم به ابرو بياورند کشور را اداره کردند و با حمايت از نيروهاي مسلح و همراهي با مردم، دشمن را به استيصال کشاندند. دشمنان مهاجم و بوقهاي تبليغاتي آنها وعده تسليم کردن مسئولين ايراني ظرف سه روز را ميدادند و حتي از فرار آنها سخن ميگفتند ولي ديدند و ديديم که حتي يک نفر از مسئولين در حالي که شاهد به شهادت رسيدن همکاران خود بودند کشور را ترک نکرد و مديران هرگز شائبه کوتاه آمدن در برابر دشمن را به ذهن خود راه ندادند و همگي با قدرت و صلابت در برابر دشمن ايستادند و نقشههايش را نقش بر آب کردند. ناديده گرفتن اين امتياز بسيار مهم، دور از انصاف است.
نکته دوم به سرمايههاي نيروي انساني ما مربوط ميشود. در دو سال اخير و به ويژه در جنگهاي تحميلي دوم و سوم (خرداد و اسفند 1404) دشمن نيروهاي کيفي زيادي را اعم از فرماندهان نظامي، دانشمندان و مديران از ما گرفت. چرا به اين خسران بزرگ فکر نميکنيم و به جاي قدرداني از نيروهاي موجود، تضعيف آنها را در دستور کار خود قرار دادهايم؟
وقتي آيتالله بهشتي در انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي به دست منافقين به شهادت رسيد مردم شعار دادند «دشمن در چه فکريه؟ ايران پر از بهشتيه» ولي آيتالله موسوي اردبيلي در خطبه نمازجمعه تهران گفت ايران فقط يک بهشتي داشت و معلوم نيست به اين زوديها بهشتي ديگري داشته باشيم.
بايد اين واقعيت را به درستي درک کنيم که دشمن از نظر سرمايه انساني ضربههاي زيادي به ما وارد کرده است. بنابراين نبايد اجازه بدهيم هرکس هرچه به زبانش ميآيد عليه مسئولين که در سختترين شرايط در حال خدمترساني به مردم هستند بگويد. اين درست است که اکنون کشور دچار گراني است و قطعاً بايد مسئولين براي حل اين مشکل اقدام کنند ولي در کنار اين توقع بجا بايد شرايط جنگي و مشکلاتي که دشمن براي کشورمان به وجود آورده است را نيز درنظر بگيريم و با دولت همراهي کنيم تا بهتدريج بر مشکلات غلبه کند و البته در نظر داشته باشيم که در شرايط کنوني مسأله اول کشور جنگ است.
حمايت از جريان ديپلماسي کشور و خودداري از ايجاد بدبيني نسبت به هيأت مذاکرهکننده نيز از واجبات است. ميوه رشادتهاي نيروهاي مسلح در ميدان بايد از طريق ديپلماسي نصيب مردم شود. کارشکني عليه ديپلماسي نتيجهاي غير از تحويل دادن اين ميوه به دشمن نخواهد داشت.