یادداشتی از بدرالبوسعیدی، وزیر خارجه عُمانوزير امور خارجه عمان، کسي که ميانجيگري گفتگوها ميان آمریکا و ايران را بر عهده داشت، در یادداشتی نوشت آمریکا «کنترل سياست خارجي خود را» به اسرائيل واگذار کرده است.او تکرار ميکند که دستيابي به يک توافق به عنوان خروجي مذاکرات ممکن بود (موضوعي که توسط مشاور امنيت ملي انگلیس نيز که در جلسات حضور داشت، و حمله نظامي آمریکا و اسرائيل يک «شوک» بود.نکته جالب اينجاست که با اينکه او يکي از همسايگان ايران است و با توجه به اينکه عمان از زمان آغاز جنگ چندين بار هدف حملات قرار گرفته است، او مينويسد: «تلافيجويي ايران عليه آنچه اهداف آمريکايي در خاک همسايگانش مينامد، «نتيجه اجتنابناپذيرِ» حمله آمريکا و اسرائيل بود. او اين اقدام را «احتمالاً تنها گزينه منطقي پيش روي رهبري ايران» توصيف ميکند.وي ميگويد اين جنگ تمام «مدل اقتصادي» منطقه را که در آن ورزش جهاني، گردشگري، هوانوردي و فناوري قرار بود نقش مهمي ايفا کنند، «به خطر مياندازد». او ميافزايد: «اگر معماران اين جنگ اين موضوع را پيشبيني نکرده بودند، قطعاً يک اشتباه محاسباتي فاحش مرتکب شدهاند.»اما او اضافه ميکند که «بزرگترين اشتباه محاسباتي» آمریکا در وهله اول اين بود که «اجازه داد به درون اين جنگ کشيده شود.»از ديدگاه او، اين کارِ «رهبري اسرائيل» بود که «آمريکا را متقاعد کرد که ايران بر اثر تحريمها، اختلافات داخلي و بمباران سايتهاي هستهاياش توسط آمريکا و اسرائيل در ژوئن گذشته چنان ضعيف شده است که به دنبال حمله اوليه و ترور رهبر [عالي]، بلافاصله تسليم بيقيد و شرط خواهد شد.»بديهي است که اين پيشبيني کاملاً اشتباه از آب درآمد و آمریکا اکنون در يک باتلاق گرفتار شده است. او ميگويد با توجه به اين شرايط، «دوستان آمريکا وظيفه دارند حقيقت را بگويند» و حقيقت اين است که «در اين جنگ دو طرف وجود دارند که هيچ سودي از آن نميبرند يعني ايران و آمريکا.»او معتقد است تمام منافع آمریکا در منطقه (پايان دادن به اشاعه تسليحات هستهاي، زنجيرههاي تأمين انرژي امن و فرصتهاي سرمايهگذاري) «در سايه صلح با ايران به بهترين نحو محقق ميشوند.»همانطور که او مينويسد: «گفتن اين حقيقت ناخوشايند است، زيرا مستلزم اشاره به اين نکته است که آمريکا تا چه حد کنترل سياست خارجي خود را از دست داده است اما اين واقعیت بايد گفته شود.»او سپس چند راه براي بازگشت به ميز مذاکره پيشنهاد ميکند، هرچند اعتقاد دارد که براي ايران چقدر دشوار خواهد بود که «به گفتگو با دولتي بازگردد که دو بار به طور ناگهاني از مذاکره به بمباران و ترور تغيير جهت داده است.»شايد عميقترين ضربهاي که ترامپ در طول اين ماجرا وارد کرد، بياعتبار کردن کامل ديپلماسي. اگر ايران چيزي آموخته باشد، آن چيز اين است که با آمریکا مذاکره نکنيد، اين تلهاي است که به معناي واقعي کلمه شما را به کشتن ميدهد.طنز تلخ ماجرا در مورد مردي که خود را به عنوان يک «معاملهگر بزرگ» معرفي ميکرد، اين است که او يک چيز را به دنيا آموخت و آن اینست که با کشور من معامله نکنيد.خلاصهنویسی و برداشت از مقاله توسط «آرتوبرتران»