موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13339
سراب دموکراسي آمريکائي

بسم‌الله الرحمن الرحيم يک رسانه آمريکائي گزارش داد 74 درصد آمريکائي‌ها با هرگونه اقدام نظامي عليه ايران مخالفند. ان‌‌بي‌سي‌نيوز اين را هم اضافه کرد که ميزان محبوبيت ترامپ در بحبوحه نگراني‌هاي فزاينده در مورد افزايش هزينه‌ها و جنگ احتمالي با ايران کاهش يافته بطوري که دوسوم مردم آمريکا از نحوه مديريت ترامپ در جنگ با ايران ناراضي هستند. براساس همين گزارش 74 درصد از آمريکائي‌هاي زير 30 سال معتقدند آمريکا نبايد هيچ اقدام نظامي ديگري در ايران انجام دهد. ابراز نظرهاي مکرر نخبگان آمريکائي، اهالي رسانه، اساتيد دانشگاه‌ها و تحليل‌گران اين کشور درباره عملکرد دونالد ترامپ نيز نشان مي‌دهد رفتار و گفتار او نزد عقلاي اين کشور بهيچوجه مقبوليت ندارد و نوعي اجماع نخبگاني عليه رئيس‌ جمهور کنوني آمريکا در خود اين کشور شکل گرفته است. اين مطالب را رسانه‌هاي آمريکائي هر روز مطرح مي‌کنند و خود ترامپ نيز از وجود چنين قضاوتي اطلاع دارد بطوري که در موارد متعدد به اظهارنظرکنندگان با پرخاش و عبارت و کلمات خشونت‌آميز پاسخ مي‌دهد. در سطح جهاني نيز سران بسياري از کشورها به ويژه در غرب عليه مواضع و عملکردهاي ترامپ سخن مي‌گويند و او را به خاطر روش‌هاي غلطي که در جنگ عليه ايران و پيروي از باند صهيونيسم جهاني در پيش گرفته سرزنش مي‌کنند. در سطح معنوي نيز پاپ لئوي چهاردهم اقدامات جنگ‌طلبانه، جنايات جنگي و سخنان خلاف حقوق بشري ترامپ را مورد نکوهش قرار داد و هنگامي که ترامپ به پاپ پاسخ بي‌ادبانه داد، پاپ اعلام کرد بحث کردن با شخصي مثل ترامپ زيبنده من نيست. تازه‌ترين موضعگيري‌های رسانه‌هاي غربي هم نشان مي‌دهند ترامپ نزد افکار عمومي ملت‌هاي غربي جايگاهي ندارد. روزنامه انگليسي گاردين در اولين روز هفته جاري نوشت: «رياست ترامپ، بر آمريکا، ظالمانه، پوچ، ترسناک و عين شرارت است». حتي در خود آمريکا نشريه وال‌استريت‌ژورنال نوشت: «ترامپ بين رويکردهاي خصمانه و آشتي‌جويانه سردرگم است». اينها قضاوت‌هائي هستند که جهان غرب اعم از اروپا و آمريکا درباره رئيس‌ جمهور کنوني آمريکا دارند. در نتيجه همين نگاه است که دولت‌هاي اروپائي و ناتو حاضر به همراهي با ترامپ در جنگ عليه ايران نشدند و حتي سران بعضي دولت‌هاي اروپائي مانند اسپانيا مطالب تندي عليه او گفتند و مواضع منفي قابل توجهي عليه دولت آمريکا اتخاذ کردند. در اين ميان آنچه موجب تعجب و تأسف است بي‌عملي سازمان ملل از يکطرف و ناکارآمدي کنگره آمريکا از طرف ديگر در برابر خودسري دونالد ترامپ است. فلسفه وجودي سازمان ملل، صيانت از حقوق ملت‌ها و حفاظت از کيان دولت‌هاست. بر اين اساس، انتظار اينست که وقتي يک رئيس ‌جمهور يا يک دولت با زيرپا گذاشتن خطوط قرمز و ناديده گرفتن قوانين بين‌المللي و مصوبات خود اين سازمان به کشوري حمله نظامي مي‌کند و حقوق مردم و موجوديت دولت را مورد تهاجم قرار مي‌دهد اقدام به محکوم کردن آن کند و با قطعنامه‌ها و مصوبات خود مانع ادامه تجاوز شود. دولت آمريکا با اراده و تصميمات شخص دونالد ترامپ در جنگ عليه ايران مرتکب جنايات جنگي گسترده شد، تأسيسات هسته‌اي صلح‌آميز را بمباران کرد، صدها دانش‌آموز و هزاران مرد و زن غيرنظامي را به شهادت رساند و با جنايت بزرگ‌ ترور رهبر و جمعي از فرماندهان نظامي در حالي که هيأت‌هاي نمايندگي ايران و آمريکا در حال مذاکره بودند و به اعتراف موسسات و سازمان‌‌هاي اطلاعاتي و امنيتي خود آمريکا هيچ خطر و تهديدي از جانب ايران متوجه آمريکا نبود، با اينحال سازمان ملل هيچ اقدامي براي مقابله با اين جنايات انجام نداد و دبيرکل اين سازمان به يک اظهار تأسف اکتفا کرد و در مورد جنايات رژيم صهيونيستي در اين جنگ نيز کاري نکرد! مجالس سنا و کنگره آمريکا نيز برخلاف نظر مردم اين کشور که طبق نظرسنجي‌ها 74 درصدشان با جنگ عليه ايران مخالفند، مانع جنايات ترامپ و ارتش تروريست آمريکا نشدند. اعضاي اين دو مجلس اگر نمايندگان مردم آمريکا هستند طبعاً بايد از خواسته اکثريت آنها تبعيت کنند ولي روشن است که نفوذ لابي صهيونيستي در سنا و کنگره مانع چنين اقدامي مي‌شود. اين واقعيت تلخ نشان مي‌دهد ادعاي دموکراسي در آمريکا سرابي بيش نيست و مردم آمريکا براي رسيدن به دموکراسي واقعي بايد عليه خودمحوري‌ها و وابستگي دولتمردانشان به صهيونيسم مبارزه کنند.