بسمالله الرحمن الرحيم
پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتوليکهاي جهان، براي دومينبار حملات آمريکا و رژيم صهيونيستي به ايران را محکوم کرد و گفت: «من به عنوان يک رهبر روحاني نميتوانم طرفدار جنگ باشم. حملات آمريکا و اسرائيل به ايران وضعيتي آشفته براي اقتصاد جهاني و کل جمعيت بيگناه ايران به وجود آورده است».
دو هفته قبل نيز پاپ، تحميل جنگ توسط آمريکا و رژيم صهيونيستي بر ايران را محکوم کرد و اين موضع روشن و شجاعانه او خشم دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريکا را برانگيخت بطوري که او با عباراتي سخيف و بيادبانه به پاپ اهانت کرد و حتي با پوشيدن لباسي مخصوص خود را به قيافهاي درآورد که مدعي شد شبيه عيسي مسيح پيامبر خداست و مانند او مريضها را شفا ميدهد و مردهها را زنده ميکند. اين دو اقدام ترامپ که آشکارا اهانت به کليسا و شخص پيامبر مسيحيان بود در سطح جهاني بازتاب زيادي داشت و بسياري از شخصيتهاي سياسي، مذهبي و علمي ضمن حمايت از پاپ لئوي چهاردهم، ترامپ را به خاطر برخورد بيادبانه با پاپ و کليسا محکوم و سرزنش کردند. خود پاپ البته ترجيح داد سکوت کند و درباره علت سکوت خود گفت پاسخ دادن به ترامپ را زيبنده خود نميدانم.
به نظر ميرسد اقدام دوباره رهبر کاتوليکهاي جهان براي محکوم کردن حمله آمريکا و رژيم صهيونيستي عليه ايران، پاسخ غيرمستقيم او به بيادبيهاي ترامپ باشد. پاپ خواست به جاي مجادله کلامي با رئيس جمهور نامتعادل و خودشيفته آمريکا، او را گرفتار تلهاي کند که راه فراري از آن نداشته باشد. استناد پاپ به وظيفه روحانيتي جايگاهي که در آن قرار دارد و اقتضاي آن اينست که نميتواند در برابر ظلم و جنايت سکوت کند، از اهميت ويژهاي برخوردار است. وي در موضعگيري دومش عليه حمله آمريکا و رژيم صهيونيستي به ايران گفت: «من به عنوان يک رهبر روحاني نميتوانم طرفدار جنگ باشم». نکته مهم در اين موضعگيري، تبيين چرائي احساس وظيفهاي است که رهبر کاتوليکهاي جهان در قبال اين جنگ احساس ميکند. او افزود: «حملات آمريکا و اسرائيل به ايران وضعيتي آشفته براي اقتصاد جهاني و کل جمعيت بيگناه ايران به وجود آورده است». آنچه از اين جمله فهميده ميشود اينست که يک رهبر روحاني نميتواند در برابر کساني که اقتصاد جهاني را آشفته ميکنند و زندگي مردم يک کشور را به خطر مياندازند بيتفاوت باشد.
علاوه بر تقديري که لازم است تمام مردم آزاده جهان از پاپ به خاطر اين موضعگيري منطقي، معنوي و بشردوستانه به عمل آورند، آن دسته از روحانيون جهان عرب که برخلاف وظيفه روشني که قرآن کريم برعهده آنها قرار داده و آنها را مکلف به محکوم کردن حمله کفار به يک کشور اسلامي کرده، در برابر جنايات آمريکا و رژيم صهيونيستي عليه ايران بيتفاوت بودهاند بايد به اين سؤال افکار عمومي پاسخ بدهند که چرا به وظيفه شرعي خود عمل نکردهاند؟ آنها حتي از نظر احکام اسلامي موظفند عليه آمريکا و رژيم صهيونيستي اعلام جهاد کنند ولي نهتنها چنين نکردهاند بلکه شيوخ درباري وهابي با وقاحت تمام اين سخن رئيس جمهور آمريکا که گفت بنسلمان وليعهد عربستان باسن مرا بوسيده است را توجيه کرده و گفتهاند براي حفاظت از منافع عربستان چنين کاري شرعاً اشکال ندارد و مردم حق ندارند در اين قبيل موضوعات اظهارنظر کنند!
حساسيت موضوع هنگامي بيشتر ميشود که توجه کنيم تمام علماي اهل سنت و ملتهاي مسلمان در کشورهاي مختلف اسلامي حمله آمريکا و رژيم صهيونيستي به ايران را محکوم و دفاع از ايران را واجب اعلام کردند ولي متأسفانه روحانيون درباري تعدادي از کشورهاي عربي دين خود را به سران اين کشورها فروختند و برخلاف قرآن حرکت کردند. تأسف بالاتر به موضع دانشگاه الازهر مربوط ميشود که از شيخنشينهاي حاشيه جنوبي خليج فارس حمايت و حمله ايران به پايگاههاي نظامي آمريکا در اين شيخنشينها را محکوم کرد! انتظار اين نبود که شيخ الازهر و همکارانش همچون روحانيون وهابي عربستان نقش وعاظالسلاطين را بازي کنند. هنوز وقت باقي است و شيخالازهر ميتواند براي جبران اين خطاي بزرگ، به انجام وظيفه قرآني خود برگردد.