موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13348
سقوط اخلاق زمامداري در جهان

بسم‌الله الرحمن الرحيم دونالد ترامپ در سخنراني جمعه ‌شب گفت «جنگ عليه ايران براي آمريکا يک تفريح بود» وي در پاسخ به خبرنگاري که از او پرسيد آيا در نظر داريد به اين جنگ ادامه دهيد؟ گفت: چرا بايد اين را به تو بگويم؟ از بدرفتاري‌هاي رئيس‌ جمهور کنوني آمريکا با خبرنگاران و اصحاب رسانه که بگذريم، درباره تفريح دانستن جنگ عليه ايران به نظر مي‌رسد او از اين کلمه براي سرپوش گذاشتن بر روي شکست خود در اين جنگ استفاده کرده است. حملات سنگين و بي‌سابقه‌اي که به ترامپ در آمريکا، اروپا و بسياري از کشورهاي عربي و آسيائي در نکوهش لشکرکشي او به ايران و به هدر دادن مقادير زيادي بودجه، تجهيزات و جان نظاميان آمريکائي صورت گرفته و مي‌گيرد او را وادار به عکس‌العمل‌هائي کرد که يکي از آنها به زبان آوردن کلمه «تفريح» درباره جنگ است. قبلاً نيز ترامپ درباره جنايتي که يک زير دريائي آمريکائي در اقيانوس هند در اسفند ماه گذشته عليه ناو ايراني «دنا» مرتکب شد و بيش از 100 ملوان را که از يک مأموريت غيرجنگي بعد از شرکت در مانور مشترک با نيروي دريائي هند به ايران برمي‌گشتند را به شهادت رساند، در جواب اين سؤال که اين ناو بي‌دفاع را به جاي آنکه تصرف کنید چرا غرق کرديد؟ گفت اين کار لذت‌بخش بود. اين قبيل موضعگيري‌ها و بکار بردن کلمات و عباراتي مانند «تفريح» و «لذت‌بخش» براي کشتار، تخريب و نابود کردن سرمايه‌ها آنهم در جنگي که تمام عقلاي جهان و حتي قانونگذاران خود آمريکا آن را غيرقانوني دانسته‌اند، کاملاً خلاف عقل، منطق و اخلاق انساني است و حداقل بر سه نکته مي‌توان درباره توسل گوينده به اين تعبيرات متمرکز شد. اول آنکه او درصدد سرپوش گذاشتن بر شکست خود است. دوم آنکه فاقد درک عقلاني از وقايع است و سوم آنکه از جايگاه رياست‌ جمهوري و لوازم آن در چگونگي سخن گفتن بي‌اطلاع است. اين وضعيت نشان‌دهنده تنزل شديد جايگاه زمامداري در مقياس جهاني و افول سياست‌ورزي در سطح بين‌المللي است. زشتي فوق‌العاده اين موضعگيري‌ها زماني بيشتر نمايان مي‌شود که توجه کنيم دونالد ترامپ در رأس حکومت کشوري قرار دارد که خود را بزرگ‌ترين قدرت جهاني مي‌داند و بيش از هر کشوري مدعي دموکراسي و حمايت از حقوق بشر است. از اين زشت‌تر، مُهر سکوتي است که سران کشورهاي اروپائي که آنها نيز مدعي دموکراسي و حمايت از حقوق بشر هستند در برابر اين قبيل ياوه‌گوئي‌هاي رئيس ‌جمهور آمريکا بر لب دارند. درست است که آنها در ظاهر حاضر نشده‌اند با ترامپ در جنگ عليه ايران همراهي کنند ولي با کمک‌هاي پنهاني به او و ارسال سلاح براي رژيم صهيونيستي از يکطرف و سکوت در برابر جنايات جنگي که ارتش‌هاي تروريستي آمريکا و اسرائيل در جنگ عليه ايران مرتکب شدند از طرف دیگر، از انجام وظيفه انساني و اخلاقي که برعهده دارند کوتاهي کرده‌اند. اين کوتاهي با ادعاي دموکراسي و حمايت از حقوق بشر کاملاً در تضاد است و سران کشورهاي اروپائي هيچ توجيهي براي اين کوتاهي بشدت سؤال‌ برانگيز ندارند. از سکوت سران اروپا زشت‌تر، انفعال آنها در برابر ترامپ است. رفتار ترامپ با سران اروپا بسيار تحقيرآميز است و سخنان او درباره آنها تحقيرآميزتر. تحمل چنين فرد غيرمتعادل و خودشيفته‌اي براي کساني که زمامداران کشورهاي مطرح جهان هستند بهيچوجه زيبنده نيست و همين تحمل يکي از عوامل مهم ميدان‌دار شدن ترامپ و زياده‌خواهي‌هاي اوست. غير از روحانيون مستقل شيعه و اهل سنت در دنياي اسلام و غير از پاپ لئو چهاردهم رهبر کاتوليک‌هاي جهان در جهان مسيحيت و البته غير از مسئولين و مردم و شخصيت‌هاي ديني و دانشگاهي اسپانيا، ديگر عقلاي جهان به ويژه علماي ديني که موظفند در برابر طغيان و سرکشي زمامداران بايستند، کسي به مصاف ترامپ نرفته و جنايات او را محکوم نکرده است. حتي شيخ‌الازهر که در مواردي عملکرد قابل قبولي داشت در ماجراي جنگ آمريکائي صهيونيستي عليه ايران کارنامه خوبي از خود برجا نگذاشت کما‌اينکه روحانيون درباري وهابي هم حاضر نشدند اينهمه جنايت را محکوم کنند و عجيب اينکه يکي از آنها گفت منتظر مي‌مانيم اگر ايران پيروز شد مردم ايران را تحسين مي‌کنيم و اگر اسرائيل پيروز شد مي‌گوئيم حق با اسرائيل است! شيوخ الأزهر نيز به جاي اينکه حکام کشورهاي جنوب خليج فارس را به خاطر اينکه پايگاه در اختيار آمريکا قرار داده‌اند تا از آنجا به ايران حمله کند محکوم کنند ايران را که به اين پايگاه‌هاي آمريکائي حمله کرده تا از خود دفاع کند محکوم کرده‌اند! اينها نشانه‌هاي روشن سقوط اخلاق در زمامداري معنوي است کمااينکه رفتار و سخنان ترامپ و سکوت سران اروپا و همراهي شيوخ کشورهاي جنوب خليج فارس با او نشانه سقوط زمامداري مادي در سطح بين‌المللي است. بدين‌ ترتيب بايد پذيرفت مهم‌ترين کار بر زمين مانده امروز جهان به ويژه در شيوه زمامداري، تلاش براي احياء اخلاق زمامداران است، وظيفه‌اي که بيش از همه برعهده رجال ديني اديان توحيدي است.