موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13348
اعتماد سازي و رفتار عادلانه با مردم، ضامن حفظ وحدت و پيروزي بر دشمنانهنگامي که جنگي بزرگ نبرد را از

اعتماد سازي و رفتار عادلانه با مردم، ضامن حفظ وحدت و پيروزي بر دشمنانهنگامي که جنگي بزرگ نبرد را از مرزهاي خاکي به سفره‌ها، شغل‌ها، سلامت جسم و روان، و ارتباطات مردم مي‌کشاند، چيزي که کشور را پايدار نگه مي‌دارد افزون بر مقاومت در ميدان نبرد، اعتماد ميان مردم و حاکميت است. در چنين شرايطي نه سخنان ايدئولوژيک و تحليل‌هاي سياسي و شعارهاي حماسي به تنهايي کارسازند، نه وعده‌هاي کلي ازسوي هر مقام مسئول. آنچه در تاريخ جنگ‌ها ماندگار شده است، ا فزون بر پايداري و پيروزي، رفتارهاي عادلانه‌ مسئولان با مردم است.از جمله محورهايي که رفتار‌هاي عادلانه را نشان مي‌دهد، در نظر داشتن معيشت، اشتغال، بازتواني بيکاران، عدالت قضايي علني، دسترسي عادلانه به اطلاعات صحيح، سلامت بدون تبعيض، شفافيت مالي در مديريت، و رسانه‌‌هاي مستقل براي منتقدان است. هرگونه غفلت از اين محورها، به معناي تهي کردن سنگرهاي پشتيباني مردمي است. در شرايط جنگي و تحريم، هيچ شکافي خطرناک‌تر از شکاف ميان «وعده» و «عمل» و هيچ سمّي کُشنده‌تر از "تبعيض در توزيع امکانات" نيست. از همين رو، بر پايه مصالح پايدار ايران خواسته‌‌هاي عيني، قابل دفاع و قابل سنجش اشاره شده - که هر کدام يک ظرفيت مردمي براي وفاداري به ميهن و مشارکت در دفاع ميهني است - مطرح است. اگر اين محورها به‌درستي اجرا شوند، حتي در سهمگين‌ترين تهاجم‌ها و سخت‌ترين محاصره‌ها، پشتوانه‌ مردمي جبهه در سطح مطلوب حفظ خواهد شد. همان گونه که از نخستين جنگ تحميلي تا امروز نمونه‌هاي درخشاني از اينگونه اقدامات را شاهد بوده‌ايم،مي دانيم که گراني، با تحميل بار مالي زياد بر زندگي مردم، امنيت رواني جامعه را ويران ‌مي‌سازد، و قدرت برنامه‌ريزي روزمره را از خانواده‌ها سلب مي‌کند. در شرايط جنگي، هر جهش قيمتي مستقيم‌ترين هديه‌ احتمالي به دشمن است. لذا، انتظار مي‌رود در اين زمينه اقداماتي از قبيل نظارت هوشمند (نه دستوري و فسادزا) بر زنجيره‌ توزيع از مبدأ توليد يا ورود تا بازار در راستاي ثبات نسبي قيمت‌ها، برخورد بدون اغماض با احتکارکنندگان و کاسبان شرايط بحراني‌، حذف بوروکراسي‌هاي گران‌کننده‌ کالا و عوارض غيرضروري بر کالاهاي اساسي و انتشار مرتب قيمت‌هاي مرجع و در دسترس بودن گزارش‌هاي نظارتي براي عموم صورت گيرد. اين‌ها خواسته‌هايي است که تامين آنها نمي‌گذارد مردم از سر فشار معيشتي، به‌ويژه در شرايط دفاع ميهني، از مسئولان روي بگردانند يا راه انفعال برگزينند.جلوگيري حداکثري از بيکاري افراد، به‌ويژه در مراکز دولتي، کارخانه‌ها و کارگاه‌هاي بزرگ، از ديگر محورهاي لازم در جهت اعتماد سازي با مردم است. کارخانه‌‌اي که تعطيل شده باشد، هم آسيبي بزرگ به اقتصاد کشور و هم ويراني اقتصاد افراد و خانواده‌هاست و همچون يک پادگان خالي از سرباز در برابر دشمن عمل مي‌کند. حفظ اشتغال به معناي حفظ خط مقدم مقاومت اقتصادي است. افزون بر اين بيکاري اجباري، کرامت انساني و حس تعلق ملي را نابود مي‌سازد. در اين زمينه، ممنوعيت تعديل نيرو بدون جايگزيني شغلي، تأمين سرمايه‌ در گردش براي کارگاه‌ها و کارخانه‌هاي استراتژيک، داشتن طرح‌ها و اقدامات حمايت گرانه از توليد و اولويت‌دهي به حفظ اشتغال موجود حائز اهميت است. اگر در مواردي تعديل نيرو ناگزير باشد، نبايد هيچ خانواده‌‌اي تنها رها شود. ياري‌رساني‌هاي مالي و عاطفي به بيکاران و «طرح ملي بازگشت به کار» از ضرورت‌هاي اخلاقي و سياسي و اقتصادي و امنيتي هستند.در اين ميان برخورد قانوني با هر گونه خلاف و فساد و همکاري با دشمن ضروري است، ولي عدالت بايد در معرض ديدگان عمومي اجرا شود. دادگاه‌هاي غيرعلني، بر خلاف اهدافي که در تأمين امنيت دارند، به فضاي شايعه، بي‌اعتمادي و اتهام‌زني سياسي دامن مي‌زنند. علني شدن دادگاه‌ها، بهترين دفاع از مشروعيت قضايي در برابر تبليغات دشمن است. جامعه‌اي که با چشمان خود شاهد محاکمه خائنان باشد، نه تنها خشنود مي‌شود، بلکه به دستگاه قضا اعتماد پيدا مي‌کند. جامعه‌اي که تنها شاهد حکم‌هاي مبهم يا غيرعلني باشد، همواره بخشي از آن در شک و شايعه باقي مي‌ماند، و حتي به شک و شايعه دامن مي‌زند. اينترنت در زندگي امروز، به اندازه آب و برق جزو زيرساخت‌هاي حياتي زندگي، کسب‌وکار، آموزش و ارتباطات است. قطع گسترده و بي‌ضابطه‌ اينترنت، نه تنها کمکي به امنيت نمي‌کند، بلکه مردم را از خدمات ضروري محروم، و شکاف ديجيتال را به شکاف طبقاتي و سياسي تبديل مي‌سازد. کما اينکه بهره‌مند کردن عده‌اي از پولدار‌ها از اينترنت‌هاي تبيض آميز، کاهنده اعتماد عمومي به مسئولان است. امروزه اينترنت يک داشته‌ لوکس نيست، بلکه حقي عمومي، با موارد استفاده‌ گوناگون از اقتصاد و پژوهش تا تفريح است که در جنگ و صلح بايد عادلانه توزيع شود. هر کس که از اينترنت محروم شود، عملاً از بخش مهمي از زندگي ارتباطي، و چه بسا از امکانات گوناگون علمي و فرهنگي و اقتصادي و عاطفي محروم مي‌گردد.تضمين سلامت و دسترسي همگاني به دارو، درمان و خدمات بهداشتي بدون تبعيض از ديگر موارد اعتماد سازنده است. در جنگ، نظام سلامت نخستين خط مقدم پشت جبهه است. اگر بيماران و مجروحان گوناگون نتوانند به دارو و تخت بيمارستاني دسترسي عادلانه داشته باشند، نارضايتي به گونه‌اي خاموش ولي کشنده‌تر از بمب عمل مي‌کند. در شرايط جنگي که به علل گوناگون، ورود و توليد دارو دشوار مي‌شود، توزيع عادلانه‌ دارو و خدمات پزشکي، نه يک خدمت، بلکه عمليات رواني عليه تحريم‌ها و مشکلات پديدآمده، و در خدمت آرامش و آسايش مردم است. اگر يک خانواده احساس کند جان عزيزي از او به علت فقر يا نبود رابطه از دست مي‌رود، ديگر هيچ چيز نمي‌تواند مهر او را نسبت به حکومت برانگيزد.حمايت از رسانه‌هاي مستقل براي طرح آزادانه‌ نقدها، با حفظ خطوط قرمز ملي، راه ديگر اعتماد سازي است. در جنگ، ميدان نبرد افکار عمومي مي‌تواند به اندازه‌ ميدان نبرد نظامي مهم باشد. هنگامي که صداي نقد و اعتراض در درون کشور خاموش شود، نارضايتي‌هاي پديدآمده نابود نمي‌شوند بلکه به گذرگاه‌هاي زيرزميني و کنترل‌ناپذير رانده مي‌شوند. برعکس، وجود رسانه‌هايي که بتوان با بهره‌گيري از آن‌ها در چارچوب قوانين روشن و خطوط قرمز ملي (مانند عدم توهين، عدم تحريک به خشونت، عدم افشاي اسرار نظامي) به نقد سياست‌ها و برنامه‌ها پرداخت، خود بزرگ‌ترين سپر در برابر اتهام‌هائي چون وجود «ديکتاتوري» و "بي‌صدايي" يا «تک‌صدايي» است. ملتي که صداي منتقدانش را در رسانه‌هاي داخلي مي‌شنود، کمتر به رسانه‌هاي دشمن گوش مي‌سپارد. اين درخواست نه شعاري براي «هرج و مرج رسانه‌اي» و نه خواسته‌اي در راستاي «مخدوش‌سازي امنيت ملي»، بلکه استوار بر اين محاسبه‌ عقلاني ساده است که اگر منتقدان داخلي در رسانه‌هاي خود کشور سخن بگويند دشمن نمي‌تواند از بسته بودن فضا سوءاستفاده کند. هرگاه بهره‌گيري از رسانه‌هاي کشور براي منتقدان ممکن نباشد، شماري از شهروندان براي دستيابي به خبر و تحليل به رسانه‌هاي دشمن روي مي‌آورند، دشمن خود را به جاي آن‌ها معرفي مي‌کند، شماري از منتقدان منفعل مي‌شوند يا به مخالفت و حتي براندازي مي‌گرايند. همه باور کنيم که رسانه مستقل، تضمين‌کننده‌ نقد سازنده، و سنگر ملي در برابر هر گونه جنگ رواني است.با استفاده از مطلب پایگاه تحلیلی خبری «عصرایران»*در نظر داشتن معيشت، اشتغال، بازتواني بيکاران، عدالت قضايي علني، دسترسي عادلانه به اطلاعات صحيح، سلامت بدون تبعيض، شفافيت مالي در مديريت، و رسانه‌‌هاي مستقل براي منتقدان محورهاي نمونه براي نشان دادن رفتار عادلانه هستند*گراني، با تحميل بار مالي زياد بر زندگي مردم، امنيت رواني جامعه را ويران ‌مي‌سازد، و قدرت برنامه‌ريزي روزمره را از خانواده‌ها سلب مي‌کند*برخورد قانوني با هر گونه خلاف و فساد و همکاري با دشمن ضروري است، ولي عدالت بايد در معرض ديدگان عمومي اجرا شود*حمايت از رسانه‌هاي مستقل براي طرح آزادانه‌ نقدها، با حفظ خطوط قرمز ملي، راه ديگر اعتماد سازي است*تضمين سلامت و دسترسي همگاني به دارو، درمان و خدمات بهداشتي بدون تبعيض از ديگر موارد اعتماد سازنده است