بسمالله الرحمن الرحيم درک و فهم واقعي از شرايط حساس کشور در مقطع کنوني تاريخ ايران نقش اول را در اتخاذ تصميم درست براي موضعگيري در قبال حوادث اين روزها دارد. اين واقعيت شامل آحاد مردم ايران ميشود ولي وظيفهاي که رجال دين بايد احساس کنند از ديگران بيشتر و سنگینتر است. سنگيني مسئوليت روحانيت به اين دليل است که در جايگاه تبيين تعاليم دين براي مردم و آشنا ساختن آنها با وظايفي که در زمينه حفاظت از وطن و مقابله با تجاوز دشمن دارند قرار دارد. براين اساس، رجال دين از يکطرف موظفند مردم را بر محور مسئوليتي که در قبال مردم دارند بسيج نمايند و از طرف ديگر و مهمتر از آن، خودشان به معيارهائي که بر مبناي آنها مردم را براي حفاظت از وطن و پاسداري از منافع ملي بسيج ميکنند پايبندي عملي نشان دهند. يکي از اين معيارها تلاش براي تقويت وحدت و انسجام ملي است. اين، وظيفهاي نيست که شمول آن براي آحاد مردم استثنابردار باشد ولي نميتوان شمول بيشتر آن نسبت به بعضي افراد جامعه که رجال دين از مصاديق بارز آن هستند را ناديده گرفت. آنها علاوه بر اينکه بايد با تمام توان بر ايجاد وحدت و تقويت وحدت بکوشند، بايد از انجام هر کاري و به زبان آوردن هر سخني که وحدت را خدشهدار کند و به انسجام ملي ضربه وارد کند خودداري نمايند. اين، علاوه بر وظيفه ديني، حکم عقل هم هست و هيچ عاقلي نميپذيرد که يک فرد روحاني به هر بهانه و دستاويزي سخني بگويد يا رفتاري داشته باشد که با وحدت مردم منافات داشته باشد و انسجام ملي را خدشهدار کند. در ميان روحانيون هم ائمه جمعه و افرادي که داراي منصبي اجتماعي، سياسي و يا جايگاه رسمي فرهنگي هستند وظيفه سنگينتري دارند. يک امام جمعه به منزله پدر براي مردم منطقه محل مسئوليت و مأوريت خود بايد عمل کند، عموم مردم را فرزندان خود بداند و در جذب آنها بکوشد. اگر کسي دچار نقصي در فکر، عقيده و يا عمل است، امام جمعه بايد به او بيش از ديگران توجه و محبت کند و با رفتار پدرانه و محبتآميز براي رفع آن نقص تلاش نمايد. با روش طرد و دفع نهتنها کسي اصلاح نميشود و رسالت تقويت وحدت به انجام نميرسد بلکه جامعه دچار انشقاق ميشود و آنکس که چنين روشي را دنبال ميکند مسير خلاف رسالت خود را پي ميگيرد. اينکه شهيد مظلوم آيتالله بهشتي ميگفت: «جاذبه در حد اعلا و دافعه در حد ضرورت از ويژگيهاي خط امام است» دقيقاً همين رسالت حساس و خطير را تفسير ميکرد. امام جمعهاي که نداند براي حفاظت از تماميت ارضي ايران و مقابله با دشمن غداري که تجزيه ايران را در دستور کار خود دارد نبايد زنان جامعه را به باحجاب و بيحجاب تقسيم کرد، بايد بپذيرد که مناسب اين جايگاه نيست. ترديدي نيست که حجاب يک واجب شرعي است ولي اولاً کسي را نميتوان با توپ و تشر باحجاب کرد و ثانياً حفاظت از وطن را نميتوان به داشتن يا نداشتن حجاب گره زد. هنر يک مسلمان متدين اعم از روحاني و غيرروحاني در زمينه گسترش دين اينست که افراد غيرمقيد به احکام ديني را جذب کند، طرد کردن نهتنها هنر نيست بلکه کمال بيهنري است. اگر کسي اين هنر را ندارد بايد به اين نتيجه برسد که جاي او تکيه زدن بر منبر امامت جمعه نيست. آن فرد معممي هم که بدون تشکيل جلسه بحث و تفهيم اتهام و شنيدن دفاعيات متهم، حکم اعدام اين و آن را صادر ميکند، با صدور همين حکم اولاً نشان ميدهد هيچ نسبتي با دين خدا ندارد و ثانياً شرايط کشور و اقتضائات آن را نيز نميفهمد و اگر ميفهمد، با صادر کردن چنين حکم خلاف شرع و خلاف عقلي در حال تقويت کردن جبهه دشمن است. آنچه مايه تأسف است اينست که نظارتي بر رفتار و گفتار بعضي از تريبونداران اعم از روحاني و غيرروحاني وجود ندارد و چنين وضعيتي براي کشور خسارتبار است. بر عقلاي قوم است که براي اين بيمبالاتيها چارهاي بينديشند و مانع هدر رفتن زحماتي شوند که براي به دست آمدن وحدت کشيده شده است.