موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13357
خيابان جاي تعيين تکليف نيستغلامرضا بني اسدي«يا مذل المؤمنين!» استغفرالله بايد گفت حتي بعد از چهاره ق

خيابان جاي تعيين تکليف نيستغلامرضا بني اسدي«يا مذل المؤمنين!» استغفرالله بايد گفت حتي بعد از چهاره قرن در خوانش اين کلمات. تصور فضايي که کلماتي چنين از زبان ياران برخيزد هم وحشتناک است. واقعا چه کشيد امام مجتبي، عليه‌السلام، از ياراني که به جاي انجام تکليف، براي امام خود هم تعيين تکليف مي‌کردند. فهم آن شرايط امروز براي ما – با همه سختي‌هايش- اندکي آسان‌تر شده است چون الان هم عده‌اي به جاي انجام تکليف ملي و انقلابي، براي مملکت و انقلاب، تعيين تکليف مي‌کنند! يک نمونه‌اش همين پلاکاردهايي است که برخي سر دست بلند مي‌کنند. «مذاکره» را باطلي بالاتر از کفر ابليس مي‌نمايانند اما در جواب اولين پرسش هم در مي‌مانند که بديلِ مذاکره براي نقد کردن دستاورد‌هاي ميدان چيست؟ هيچ طرح جايگزين هم ندارند. همين چند شب پيش بود که در خيابان با فردي از اين جماعت محترم برخورد کردم که در نفي صلح و مذاکره کاغذ-نوشته بالاي سر گرفته بود. اول به نيت گفتگو با او پا پيش گذاشتم اما وقتي صحبت‌هايش را با همکارمان شنيدم، ترجيح دادم، کلمات را بي‌جا استفاده نکنم. بزرگوار با همه اخلاصي که در نيت داشت، ادراکي از شرايط نداشت. نمي‌دانم چه کسي به اين جماعت گفته است که جنگ و فقط جنگ اصالت دارد و ديپلماسي حتي براي نقدکردن چک ميدان هم توطئه دشمنان است! به پيامد‌هاي جنگ هم نمي‌پردازم که نگفته پيداست وقتي زيزساخت‌ها آسيب مي‌بيند، ساخت و ساز هم به فرداهاي دور محول مي‌شود و حال امروز مي‌ماند که با آوار خوب نخواهد بود. وقتي داروسازي ويران مي‌شود، قفسه‌هاي داروي داروخانه‌ها هم دوام نخواهند داشت. در نتيجه درمان با «درد بي‌درمان» مواجه خواهد شد. عوارض جنگ را همه مي‌دانند پس نيازي به فهرست کردن آن نيست فقط همين را مي‌گويم که ما تا کنون همه« جنگ»‌ها را با صفتِ «تحميلي» تعريف کرده ايم. اين هم معناي روشنش اين است که خواست ما نبوده و نيست بلکه تحميل دشمن است. ما مجبور به دفاعيم بي‌آن که در انتخاب جنگ، سهمي داشته باشيم. حال پرسش اين است که چرا بايد بار تحميل را زمين نگذاريم؟ بله ما در ميدان تمام قد مي‌ايستيم به وقت و به جايش اما حريص در جنگ نيستيم و حتي در کشتن دشمن هم به اسراف روي نمي‌آوريم. براي عبور از جنگ هم بايد راه‌هاي عزتمندانه را بپيماييم. مذاکره در گونه عزتمندانه و شرافتمندانه آن از اين جمله است.از اين نکته هم غافل نشويم که اکثر حاضران در خيابان براي انجام تکليف مي‌آيند نه تعيين تکليف. خيابان هم جاي اولي است نه دومي. آنان که عليه ديپلماسي و مسئولان مذاکره شعار مي‌دهند يا مي‌نويسند بايد اين حق را براي ديگران هم قائل باشند که نه در نفي ديگران که در تأييد مذاکره کنندگان شعار دهند. آيا تحمل دارند؟ بگذريم.بايد هرکس در جاي خود باشد. عدالت اين را مي‌گويد. اگر تريبون جلوي ما قرار گرفت، از هزينه‌هاي کشور بکاهيم نه اين که بار را سنگين‌تر کنيم. العاقل يکفيه الاشاره....