بسمالله الرحمن الرحيم عليرغم تهديدهاي پياپي ترامپ به ازسرگيري جنگ عليه ايران که در روزهاي اخير در قالبهاي مختلف صورت گرفت، روز سهشنبه اين هفته اعلام شد وي از موضع خود عقبنشيني کرده است. همزمان با اين عقبنشيني، روزنامه واشنگتنپست نوشت: «ترامپ گزينه نظامي ندارد، بايد توافق کند». براي عقبنشيني ترامپ ميتوان دلايل زيادي برشمرد ولي مهمترين آنها قدرتنمائي نيروهاي مسلح و مردم ايران در جنگ 40روزه است که بر تمام تصورات طراحان اين جنگ خط بطلان کشيد. آنها در اين توهم بودند که با يک تهاجم نظامي برقآسا و به شهادت رساندن رهبر و تعدادي از فرماندهان و شخصيتهاي سياسي ميتوانند ايران را وادار به تسليم کنند ولي نهتنها چنين اتفاقي نيفتاد بلکه ايران با قدرت دفاعي خارقالعاده توانست دست بالا را در جنگ داشته باشد و علاوه بر ميدان نبرد، در صحنه اجتماعي نيز حضور حماسي مردم راه را بر هر نوع توطئهاي سد کرد. رمز اينکه حتي رسانهها و تحليلگران آمريکائي نيز به اين نتيجه رسيدهاند که ترامپ گزينه نظامي ندارد و بايد توافق کند همين است. در بررسي علل موفقيت ايران در جنگ تحميلي سوم، عملکرد موفق دولت را نيز بايد يکي از عوامل مهم دانست. علاوه بر اينکه دولت در ايام جنگ 40روزه توانست کشور را از نظر کالاهاي مورد نياز مردم به بهترين وجه تأمين نمايد، در دوران آتشبس نيز با فعاليتهاي چشمگير درصدد حل مشکلات ناشي از جنگ و ترميم خرابيها برآمده و شخص رئيس جمهور با حضور در وزارتخانهها، مؤسسات و مراکز مختلف از نزديک بر فعاليتها نظارت ميکند و بخشهاي مختلف دولت را براي حل مشکلات مورد حمايت قرار داده و به تلاش بيشتر تشويق ميکند. در اين ميان انتظار مردم اينست که تلاشهاي دولتمردان به جلوگيري از گرانيها هم منجر شود و مردم از فشارهاي روزافزون افزايش قيمتها در امان بمانند. جلوگيري از گرانيها بايد مهمترين محور خدمترساني باشد تا مردم بتوانند با خيال راحت در صحنههاي دفاع از کشور حضور داشته باشند. اين قابل درک است که مشکلات اقتصادي ازجمله گراني از عوارض جنگ است ولي در مواردي نيز کاملاً مشهود است که گرانيها دلايل ديگري دارند که قابل کنترل هستند. انتظار اينست که دولت در اين زمينه با قدرت و قاطعيت بيشتري به صحنه بيايد و راه را بر عوامل گرانيها ببندد. رويدادهاي خارجي هفته را با حرکت ناوگان جهاني «صمود» به سمت فلسطين اشغالي با هدف شکستن محاصره ظالمانه و ضدبشري غزه توسط رژيم صهيونيستي آغاز ميکنيم. صدها فعال حامي فلسطين، از سراسر جهان، براي چندمين بار با به راه انداختن کارواني متشکل از 54 کشتي، به سمت سواحل غزه حرکت کردند تا نسبت به شرايط فلاکتبار و تکاندهندهاي که ساکنان غزه گرفتار آن هستند هشدار داده و از جهان بخواهند در قبال جنايات جاري در غزه و شرايط رقتبار ساکنان آن بيتفاوت نمانند. اين کاروان، همانگونه که در گذشته نيز اتفاق افتاده بود با يورش وحشيانه نيروهاي رژيم صهيونيستي مواجه شد و بنا به گزارشها، حدود 300 نفر نيز بازداشت و به فلسطين اشغالي انتقال يافته و زنداني شدهاند. 11 کشور اقدام ضدبشري و سرکوبگرانه رژيم صهيونيستي را محکوم کرده و خواستار آزادي بازداشتشدگان شدند. از آنجائي که در موارد گذشته، فعالان مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتند، بازداشتشدگان اخير نيز با خطرات مشابه مواجه هستند. سياست رژيم صهيونيستي در غزه آن است که ساکنان اين باريکه را با جنگ و محاصره ظالمانه از بين ببرد و باقي ساکنان را به کوچ اجباري وادار سازد و اقدام کاروان جهاني «صمود»، براي مقابله با اين سياست ضدانساني رژيم صهيونيستي اهميت دارد. در لبنان، آمريکا و رژيم صهيونيستي در تلاش هستند پس از آنکه نتوانستند مقاومت را از طريق نظامي درهم بشکنند و آنرا از بين ببرند، از طريق ديپلماتيک به اين هدف خود برسند. به همين دليل، فشارها بر دولت لبنان براي تن دادن به اقدام درباره خلع سلاح حزبالله تشديد شده است. برگزاري چند دوره مذاکره در واشنگتن بين نماينده دولت لبنان و رژيم صهيونيستي در همين راستا قرار دارد. هرچند دولت لبنان اعلام کرده است دفاع از منافع ملي، محور مذاکرات ميباشد ولي واقعيت مسلم اين است که هدف نهايي آمريکا و رژيم صهيونيستي خارج ساختن سلاح از دست مقاومت لبنان ميباشد. حزبالله اعلام کرد به اين مذاکرات تعهدي ندارد و نبيه بري، رئيس شيعه مجلس لبنان نيز اين هفته تأکيد کرد زماني مذاکرات را خواهد پذيرفت که اسرائيل به تجاوزاتش پايان دهد، آتشبس را رعايت کند و حقوق لبنان را به رسميت بشناسد کمااينکه وليد جنبلاط، سياستمدار کهنهکار لبناني، تأکيد کرد برقراري آتشبس و رعايت آن از سوي اسرائيل يک «توهم» ميباشد.