بسمالله الرحمن الرحيم هدف دونالد ترامپ از به تعويق انداختن حملهاي که قرار بود روز سهشنبه هفته گذشته و شب شنبه اين هفته براي ازسرگيري جنگ عليه ايران انجام دهد هرچه بوده باشد، در ذات جنگطلب و ماجراجوي او تغييري ايجاد نميکند و سرنوشت کشور آمريکا را که او در حال فرو پاشاندن آنست عوض نميکند. خود ترامپ گفته است سران سه کشور عربي از من خواستند حمله به ايران را از سر نگيرم چون ايران تأسيسات حياتي اقتصادي و انرژي ما را نابود خواهد کرد. روايت ديگر اينست که به او گفته شده اکنون ايام حج است و عده زيادي از مسلمانان کشورهاي مختلف در عربستان مشغول انجام مناسک هستند و با شروع جنگ و به وجود آمدن مشکل حمل و نقل، آنها براي بازگشت به کشورشان سرگردان ميشوند و نفرت مسلمانان جهان نسبت به آمريکا اوج ميگيرد. روايت سوم اينست که ميانجيگري پاکستان طبق آنچه دولتمردان پاکستاني ميگويند در حال به نتيجه رسيدن است و طبق خواسته آنها بهتر است جنگ ازسر گرفته نشود. روايت چهارم اينست که اوضاع داخلي آمريکا و فشارهاي سياسي افکار عمومي بهويژه صاحبان تحليل و فعالان سياسي و رسانهاي بر ترامپ براي متوقف کردن جنگطلبي و پايان دادن به خصومت عليه ايران بقدري زياد است که او ناچار است راهي براي راضي کردن افکار عمومي داخلي پيدا کند. و روايت پنجم اينست که ژنرالهاي ارتش آمريکا به ترامپ گفتهاند با توجه به قدرت دفاعي نيروهاي مسلح ايران و مقاومت حماسي مردم، امکان وادار کردن ايران به تسليم از طريق نظامي وجود ندارد به ويژه آنکه آمريکا بخش قابل ملاحظهاي از امکانات و تجهيزات ماشين جنگي خود را در جنگ اخير با ايران از دست داده و متحمل هزينههاي زيادي نيز شده است و به احتمال زياد با ادامه اين جنگ زيانهاي بيشتري متوجه آمريکا خواهد شد و به همين دليل ادامه جنگ به صلاح نيست. همزمان با تقلاهاي جنگطلبانه ساکنان کاخ سفيد، سفر ترامپ به چين و موضع روشن «شيجيپينگ» رئيس جمهور اين کشور که تلاش ميکند بدون درگير شدن در جنگ، کشور خود را به رشد و توسعه همهجانبه برساند و آمريکا را هم پشت سر بگذارد، عامل قابل توجهي براي درک چرائي نگرانيهاي ناظران سياسي آمريکائي درباره افول کشورشان در بخشهاي اقتصادي، نظامي و سياسي است. ترامپ حتي ديروز هم بعد از عقبنشيني چندباره از تهديد حمله نظامي به ایران، بهانه جديدي را مطرح کرد و باز هم امکان حمله به ايران را بطور کامل نفي نکرد. وال استريت ژورنال گزارش داد ترامپ در جلسه با مقامات ارشد امنيت ملي، برخلاف تهديدهاي پيدرپي خود عليه ايران، ديپلماسي را بهانه خودداري از حمله قرار داد و گفت «در صورت شکست مذاکرات براي دستيابي به يک توافق مطلوب، امکان حمله به ايران بطور کامل منتفي نيست». اين روزها سفرهاي مقامات پاکستاني به تهران و اصرار آنها براي متقاعد کردن ايران به پذيرش توافق با آمريکا نشاندهنده عجله ترامپ جهت هرچه زودتر پايان دادن به دردسري است که به دست خود از طريق ورود به جنگ عليه ايران به وجود آورده است. او فکر ميکند فقط دو راه براي نجاتش از اين دردسر وجود دارد، يکي تسليم کردن ايران در برابر خواستههاي آمريکا از طريق ديپلماسي و ديگري ازسرگيري حمله نظامي و اعلام پيروزي در جنگ. تسليم شدن ايران در برابر زيادهخواهي ترامپ بهيچوجه منطقي نيست. ايران، پيشنهادهاي معمولي دارد که توقف کامل جنگ و پايان يافتن محاصره دريائي در مرحله اول آن قرار دارند. محفوظ بودن حق استفاده صلحآميز از غنيسازي در فعاليتهاي هستهاي نيز امري طبيعي، قانوني و غيرقابل چشمپوشي است. ايران بارها تأکيد کرده که درصدد توليد سلاح اتمي نيست. توان دفاعي ايران نيز خط قرمز و غيرقابل مذاکره است. بنابراين، ترامپ بايد خود را با اين پيشنهادهاي قانوني تطبيق بدهد و دست از زيادهخواهي بردارد که در آن صورت نيازي به توسل دوباره به جنگ نيست به ويژه بعد از آنکه در جنگ 40روزه متوجه اين واقعيت شد که از طريق نظامي نميتواند به اهداف خود برسد. ترامپ براي نجات يافتن از باتلاق جنگ با ايران راه سومي دارد که خارج شدن از اسارت نتانياهو است. او با وسوسههاي نتانياهو وارد جنگ با ايران شد و هنوز هم در همين دام دست و پا ميزند و اين دست و پا زدنها به غرق شدن کامل او در اين باتلاق منجر خواهد شد. البته ايران هم بايد براي مقابله با تهاجم احتمالي جديد آمادگي کامل داشته باشد و فريب ظاهرسازيهاي ترامپ را نخورد.