وزارت خارجه مصر با صدور بيانيهاي دفاع اخير کشورمان در مقابل هجوم ارتش متجاوز آمريکا به بندرعباس که از پايگاه آمريکا در کويت صورت گرفت را مجدداً محکوم و امنيت منطقه و کشورهاي عربي را بخشي از امنيت مصر و وظيفه اين کشور توصيف نموده است.صرف نظر از دلائل حمايت محض بويژه لجستيکي و امنيتي حکومت السيسي از تجاوز آمريکا و رژيم صهيونيستي عليه کشورمان که اهم آن تبعيت کورکورانه السيسي از سياستهاي آمريکا، رژيم صهيونيستي و شيخ نشينهاي وابسته به آنها بويژه امارات و اخذ دلارهاي نفتي ميباشد، اين سؤال در اذهان متبادر است که آيا هجوم بربري رژيم صهيونيسيتي با حمايت مطلق آمريکا به غزه و کشتار بيش از 75 هزار زن و کودک که حتي در دادگاه بينالمللي لاهه به عنوان جنايت جنگي ثبت شده، در حوزه امنيت رئيسجمهور مصر قرار نداشت؟ با چه توجيهي السيسي دستور بستن مرز رفح به روي مردم بيپناه و بيدفاع غزه را صادر کرد و اجازه داد رژيم صهيونيستي محور صلاحالدين را بر خلاف توافقات امنيتي ذيل معاهده کمپ ديويد اشغال و محاصره مردم غزه را تکميل کند؟ همچنين آيا بحران و جنگ سودان که مورد حمايت امارات و رژيم صهيونيستي است و بحران ليبي و سومالي که اين دو رژيم در پشت پرده آن قرار دارند بخشي از امنيت مصر محسوب نميشود؟بيترديد اگر السيسي وزير دفاع اولين حکومت منتخب و مردمي مصر با حمايت امارات و آمريکا عليه رئيسجمهور منتخب کودتا نميکرد، ملت مصر آنچه در توان داشتند در حمايت از ملت فلسطين و سودان و ليبي و سومالي انجام ميدادند و قاهره هر روز شاهد تظاهرات عليه آمريکا و رژيم صهيونيستي و حمايت از جمهوري اسلامي ايران بود.دولت مصر نه تنها به خود اجازه داده است دفاع مشروع جمهوري اسلامي ايران در مقابل هجوم و تجاوز غير قانوني آمريکا و رژيم صهيونستي با همکاري و مشارکت نظامي شيوخ ابوظبي (حاکمان اصلي مصر) را محکوم نمايد،بلکه نهادهاي مردمي و ديني ازجمله الازهر شريف را با فشارهاي امنيتي و قطع بودجه اين نهاد و وابسته کردن آن به حمايتهاي مالي امارات، مجبور به صدور بيانيه در دفاع از امارات و محکوم کردن دفاع مشروع کشورمان نموده است.چگونه و به چه علت حکام فعلي مصر، تاريخ عظمت و مجد تمدني و شهامتها و فداکاري اين کشور عليه رژيم صهيونيستي و دفاع مشروع ارتش مصر عليه تجاوز سال 1344 انگليس و فرانسه و رژيم صهيونيستي با حمايت آمريکا را به چند درهم امارات فروختهاند و به جاي دفاع از يک کشور اسلامي حامي فلسطين و ضد استکبار و صهيونيسم، با ارسال جنگنده و اعزام مستشار و سامانههاي دفاعي و ارائه اطلاعات نظامي و امنيتي، از آمريکا و صهيونيسم حمايت ميکند؟ علاوه بر اين، پرونده مصر در لبنان و عراق و يمن نيز به خاطر همسويي قاهره با آمريکا و رژيم صهيونيستي و ابوظبي سياه ميباشد.حاکم مصر بايد بداند ملت ايران اتفاقات 47 ساله قطع روابط که با قطع روابط با آمريکا همزاد است از جمله پذيرايي و حمايت و دفن شاه مخلوع و مشارکت در جنگ تحميلي صدام را فراموش نميکند. انتظار اين بود که با مداراهاي ايران درسالهاي اخير با مصر، سران اين کشور به اين قناعت برسند که جمهوري اسلامي ايران در روابط و مناسبات خود با کشورهاي همسايه و منطقه و عربي حسن نيت دارد و هرگز خاک و آب و آسمان خود را در اختيار ظالمترين و جانيترين رژيمهايي که قاتل ملتهاي مسلمان در فلسطين، افغانستان، عراق، يمن، سوريه و لبنان و پاکستان و سودان و ليبي و سومالي و.... هستند، قرار نميدهد و به اين تجاوزات مشروعيت نميبخشد.بهتدريج به اين نتيجه نزديک ميشويم که نظام حاکم بر مصر طرف اصلي گفتوگو براي عادي شدن روابط دو کشور نيست و قاهره بايدبراي اين امر از ديگران اجازه بگيرد! حاکمان کنوني مصر همچنين فراموش نکنند که جمهوري اسلامي ايران در سالهاي اخير در روابط خود با مصر از ايجاد تنش پرهيز نموده است، چرا که مردم مصر ملتي شريف و حامي مقاومت هستند. آنها اين را هم بدانند که عليرغم عهدشکني و مواضع خصمانه دولت مصر، در صورت هرگونه تهديدي از سوي رژيم صهيونيستي در آينده عليه قاهره، جمهوري اسلامي ايران به خاطر مردم مصر از اين کشور حمايت خواهد کرد. دولتمردان قاهره نبايد ترديد کنند که تابع سياستهاي تلآويو و واشنگتن بودن درنهايت به زيان مصر خواهد بود. احمد هاشمي