غلامرضا بني اسدي
ما و فقط هم ما حق داريم هر رطب و يابسي را به هم ببافيم و از تريبون و رسانه فرياد کنيم. اگر کسي گفت اين دروغها تان راست قبول نداريم، اگر گفت اشتباه گرفته ايد و اشتباه ميگوئيد بايد بدتر بگوئيم و پدرش راهم دربياوريم چون دچار خطاي محاسباتي شده است! اين دقيقا قصه جماعتي است که همه عالم و آدم را که مثل آنان فکر نکنند و حرف نزنند، فراتر از غير خودي، دشمنِ نزديک ميپندارند که اول بايد حسابش را برسند. ماجراي واکنشِ رئيسجمهور پزشکيان به تخريبهاي سازمان يافته که به بيسر و ساماني امور ميانجامد، از همين جنس است. نميگويند اين نه کنش که واکنش به انبوه توليداتِ تخريبي خود ماست. ميگويند چرا رئيسجمهور توئيت زده! خب اگر نبايد واکنش نشان داد اين قدر در همه فضاهاي در اختيار حتي فضاهايي که رفع فيلترش را ناموسي کرده ايد، اين همه کلمات را شرمنده شرارت گفتاري نکنيد. اگر واقعا دل تان با ايران است بفهميد که دشمنِ اول آمريکاست. صهيونيزم است. جريان سلطه باطل جهاني است نه جرياني که در انتخابات رقيب شما بود و با راي مردم برنده شد. چرا تمام نميکنيد اين قصه انتخابات را؟ دو تقويم ورق، ورق شده است و شمايان همچنان در ستاد انتخابات مانده ايد. با اجازه شيخ اجل، سعدي شيرازي بايد گفت:« برو فکر نو کن تو در هر بهار/ که تقويمِ پاري نيايد به کار» البته به کارِ دشمن ميآيد. وقتي که ميتواند يک رقابت را به سطح کينه برساند که ديده و دل را چرک کند، بيش از تقويم نو هم به کار خصم جنايتکار ميآيد. شمايان که ديگران را غرب گرا و غرب گدا ميخوانيد، بياييد براي ناکام گذاشتن غرب، سفره کينه و انتقام نسبت به رقبايتان را جمع کنيد. فريادي که در گلو داريد برسر آمريکا به عنوان نماد تام و تمام جنايت غرب بکشيد. اولويتها را جا به جا نکنيد و دشمن را اشتباه نگيريد آن وقت همه خواهيم ديد که دشمن هم دستش را پايين خواهد آورد. دست او زماني بالاست که دست ما بر يقه هم گير کرده باشد. وقتي ببيند به هر ترفندش، بدل ميزنيم و به ازاي هر برگه که رو ميکند، برگ متقابل داريم. وقتي ببيند همه باهم هستيم زير يک پرچم براي ايران، مجبور ميشود اولويتها و حتي برنامههاي خود را تغيير دهد. ايت تغيير به تثبيت قدرت ما ميانجامد و دست ما را بالا ميبرد. يک بار امتحان کنيد اين را. اگر ضرر کرد ايران، سريع به سر خط اختلاف برگرديد! امتحان کنيد. براي دعوا و تخريب و تهديد هيچ وقت دير نيست. وقت براي دوستي و همدلي براي ايران است که« ناگهان چقدر زود، دير ميشود». براي دعوا هميشه وقت هست، همين!