عمليات نصر به دليل اينکه رژيم صهيونيستي متوجه واقعي بودن آنچه مسئولان ايراني درباره جامع بودن آتشبس و شمول آن نسبت به لبنان ميگويند بشود، يک ضرورت بود. بعد از آنکه رژيم صهيونيستي به ضاحيه بيروت حمله کرد، ايران به آنچه گفته بود عمل کرد و عکسالعمل سريع ترامپ رئيس جمهور آمريکا نشان داد اقدام ايران کاملاً مؤثر و کارساز بود و توانست حمله به ضاحيه را متوقف کند. اين عمليات، جنبههاي سياسي متعددي دارد که ميتوان آنها را در چند نکته دستهبندي کرد.
1- ترامپ به صلح نياز دارد ولي نتانياهو نيازمند جنگ است. اين تفاوت در نگاه به موضوع جنگ ايران، زمينه مناسبي براي بهرهبرداري سياسي در شرايط کنوني است.
2- هدف نتانياهو از حمله به ضاحيه بيروت، اين بود که از ايجاد تفاهم ميان ايران و آمريکا براي پايان دادن به جنگ جلوگيري کند. خوشبختانه تفاوت نگاهي که او با ترامپ نسبت به جنگ دارد مانع رسيدنش به اين هدف شد.
3- ايران در «علميات نصر» به کشورهاي عربي حمله نکرد و فقط رژيم صهيونيستي را مورد حمله قرار داد. اين برخورد حاوي پيام مهمي بود که به افکار عمومي منطقه نشان داد ايران با کشورهاي همسايه در صورتي که با دشمنان همراهي نکنند مشکلي ندارد. در ماجراي بالگرد آپاچي آمريکائي عکس اين روش اتفاق افتاد تا روشن باشد که مبدأ حمله به ايران هرگز مصون نخواهد بود.
4- ورود يک هواپيماي اماراتي به تهران در روز دوشنبه يعني در زماني که پروازها قطع شده بودند، مفهوم خاصي دارد که نميتواند با روش ايران در «عمليات نصر» بيارتباط باشد. هرچند هنوز بطور رسمي خبري درباره اين پرواز و اهدافش داده نشده ولي ميتوان مثبت بودن اين اقدام را حدس زد.
5- رژيم صهيونيستي براي اينکه وانمود کند ميتواند توازن را در نبرد با ايران حفظ کند به عمليات نصر پاسخ داد. با اينحال، ارزيابي ناظران بينالمللي از اين واقعه اينست که ايران ثابت کرد ميتواند از آن دسته از کشورهاي منطقه که در مجموعه جبهه مقاومت قرار دارند حمايت مؤثر کند.
6- اينکه ترامپ ميگويد 5 کشور از من خواستند براي جلوگيري از ادامه جنگ اقدام کنم و نگذارم حملات اسرائيل به ايران ادامه پيدا کند نشان ميدهد سران کشورها به اين درک مشترک رسيدهاند که رژيم صهيونيستي عامل شرارت در منطقه است. معناي روشنتر اين واقعه اينست که افکار عمومي جهان منتظر پايان يافتن جنگ هستند و اقتصاد جهاني تحمل فشارهاي بيشتر را ندارد.
7- ترامپ به ملاحظه جام جهاني و انتخابات مياندورهاي در آمريکا که قرار است برگزار شوند، به آرامش نيازمند است و در اختيار داشتن يک توافقنامه با ايران براي او به منزله يک سند موفقيت است. اگر ايران با ديپلماسي هوشمند از اين فرصت بهرهبرداري کند ميتواند امتيازات خوبي به دست بياورد.
8- ديپلماسي براي موفقيت، علاوه بر هوشمندي به حمايت هم نياز دارد. حمايت از ديپلماسي با انسجام داخلي، وحدت کلمه و پرهيز از تفرقه و اختلاف تحقق مييابد.
9- موفقيت کامل ايران در نبرد با آمريکا و رژيم صهيونيستي نيازمند هماهنگي ارکان سهگانهاي است که اقتدار کشورمان را شکل ميدهند، ميدان، مردم و ديپلماسي. ميدان، کار خود را به خوبي انجام داده و ميدهد. مردم هم در بيش از يکصد شب گذشته با ميدان همراهي بينظيري کردهاند. ديپلماسي هم فعالانه درصدد نقد کردن مطالباتي است که نيروهاي مسلح در ميدان به وجود آوردهاند. نگراني کنوني از ناحيه آفاتي است که عناصر افراطي براي وحدت و انسجام ايجاد کردهاند. با اين آفات بايد به صورت جدي مبارزه شود.
10- براي مبارزه با آفات بايد مديريت تجمعات در اختيار افراد و جريانهاي طرفدار وحدت و انسجام باشد. رسانه ملي هم بايد با شبهکارشناساني که تنها هنرشان ايجاد بدبيني نسبت به مردان ديپلماسي است خداحافظي کند و به معناي واقعي ملي شود. با رعايت اين ملاحظات است که «عمليات نصر» ميتواند پيامدهاي مثبت خود را ارزاني ملت بزرگ ايران کند.