يادداشت ويژه مديرمسئول
بسمالله الرحمن الرحيم
به 47 سال گذشته اگر نگاه کنيم خواهيم ديد که براي ماندگار شدن نظام جمهوري اسلامي چه انسانهاي بزرگي را از دست دادهايم. قابل توجهتر اينکه اين انسانهاي فداشده براي اين نظام از اقشار مختلف دانشگاهي، اصناف، کارگري، حوزوي، کارمندي، نظامي، انتظامي و فرهنگي اعم از زن و مرد هستند و همين تنوع است که قوام و دوام اين نظام را تضمين کرده است کمااينکه هر ماه و هر هفته و گاهي هر روز يادآور خاطره فداکاري يک يا چند نفر از اين انسانهاي ايثارگر و مجاهد فيسبيلالله است و تاريخ و تقويم ايران مالامال است از خاطرات فداکاريهاي کمنظير.
هر ساله هفتم تيرماه که ميرسد ياد شهادت مظلومانه آيتالله بهشتي و 72 تن در جنايت بزرگي که منافقين در دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي در سرچشمه تهران مرتکب شدند، ذهنها را متوجه ذبح عظيمي ميکند که تداوم انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را تضمين کرد. بهشتي و ياران و همراهان شهيدش اهل سياست بودند اما سياستباز نبودند. آنها با صداقت وارد مسيري شدند که به گفته خود بهشتي «شيفتگان خدمت» آن را انتخاب ميکنند و با کارنامه درخشان خود بر بازيهاي سياسي «تشنگان قدرت» مُهر ابطال ميزنند. آيتالله بهشتي آنچه را که در اين زمينه گفت با خون پاک خود امضا کرد. او ميگفت:
«من خود ميگويم هيچوقت سياستباز نبودهام و از سياستبازي متنفر بودهام. من به ايفاي وظيفه سياسي هميشه معتقد بودهام و حال هم هستم. ايفاي وظيفه سياسي غير از سياستبازي است. سياستبازي يعني خودپرستي، يعني مقامپرستي، يعني سودپرستي، يعني فدا کردن مصالح جامعه در راه مسائل شخصي، يعني دروغزني، يعني دروغگوئي و امثال اينها. اينها همه ضداخلاق اسلامي است که همواره يک مسلمان از آن بيزار است. ايفاي نقش سياسي يعني به اندازه توانائي و در حدود شرايط وظيفه و سهم خود را در بهتر اداره کردن جامعه انجام دادن. ما به اين ميگوئيم سياست و عمل سياسي اين وظيفه است و هميشه به آن معتقد بودم و خواهم بود».
در ايام بسيار سخت و تلخ تهاجم همهجانبه به بهشتي که تبليغات مسموم منافقين از يکطرف، تهمتهاي سياستبازان مدعي خط انقلاب از طرف ديگر و جماعت غافلان و جاهلان زودباور از جبهه سوم او را به اوج مظلوميت کشانده بود پيشنهاد کردم از امام بخواهد جملهاي در تأييدش بگويد تا خط بطلاني شود بر اين تهاجمات و تبليغات متکي بر بازيهاي سياسي. بهشتي با اعتماد به نفس عجيبي در جواب من گفت: «ما نبايد امام را براي خودمان هزينه کنيم. عمل خود ما بايد معرف ما به مردم باشد».
اين، يعني با تمام وجود وارد سياست شدن و در همان حال از سياستبازي پرهيز کردن. آيتالله بهشتي توانست با عملکرد کاملاً بيابهام خود آنچه درباره ورود به سياست ولي پرهيز از بازيهاي سياسي ميگفت را به روشني تفسير کند، برخلاف آنچه امروز در عرصه سياست شاهد هستيم.
امروز در سطح جهاني، سياست جاي خود را به سياستبازي داده و متأسفانه ايران هم به همين بيماري خطرناک مبتلا شده است. انقلاب اسلامي که آيتالله بهشتي از پيشگامان آن بود و نظام جمهوري اسلامي که بهشتي از معماران اصلي آن بود، با اين فلسفه وجودي آمدند که عرصه حکمراني ايران را از بازيهاي سياسي پاک کنند و سياست واقعي و صادقانه را جايگزين آن نمايند. اين همان خطي بود که امام خميني بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي ترسيم کرد و آيتالله بهشتي آن را در جان قانون اساسي اين نظام با شفافيت و اتقان جاري ساخت و صد افسوس که امروز اين قانون اساسي به طاق نسيان سپرده شده است.
جنايت منافقين در هفتم تير 1360 را نبايد در شهادت مظلومانه آيتالله بهشتي و 72 تن محدود دانست. جنايت بزرگترشان در اين فاجعه، محروم ساختن قانون اساسي از پشتوانه اجرائي مستحکمي همچون آيتالله بهشتي بود که اگر شهيد نشده بود اين سند ميثاق ملي را از گزند بازيهاي سياسي حفظ ميکرد و به بازيگران سياسي اجازه صحنهگرداني در عرصه حکمراني نظام اسلامي را نميداد. درود خدا و اولياء خدا بر روح بلند و پاک شهيد بهشتي که همچون روز شهادتش هنوز هم مظلوم است.