بسمالله الرحمن الرحيم
حوزه علميه قم به عنوان محور اصلي حوزههاي ديني سراسر کشور رسالت بزرگي برعهده دارد، هم در برابر مردم و هم در برابر نظام جمهوري اسلامي. بزرگان حوزه اگر دين خود را به مردم و به نظام ادا کنند، به وظيفه ديني خود نيز عمل کردهاند زيرا دين براي مردم است و نظام حکمراني اگر ديني باشد آنهم در خدمت مردم خواهد بود. منظور از اداي دين به نظام نيز اينست که هر جا نظام حکمراني نياز به نقد و تصحيح دارد، نقد را تصحيحش کنند و هر جا نياز به حمايت دارد حمايتش نمايند.
سفر رئيس جمهور پزشکيان به قم و ديدار با مراجع تقليد اقدامي بموقع و لازم بود. برنامهريزان البته نبايد سطح ديدارهاي رئيسجمهور را از حد مراجع پائينتر بياورند تا شخص اول اجرائي کشور بتواند از فرصت خود براي کارهاي مهمتر و اساسيتر استفاده کند.
بموقع بودن سفر رئيس جمهور پزشکيان به قم و ديدار با مراجع تقليد به اين دليل است که کشور در شرايط بسيار حساسي از نظر تحرکات مشکوک و انحرافي داخلي قرار دارد و افراد و جريانهائي با استفاده از برچسبهاي ديني و حتي حوزوي درصدد ايجاد مزاحمت براي هيأت مذاکرهکننده و شکستن تفاهمنامه ميان ايران و آمريکا درخصوص پايان دادن به جنگ و نقد کردن دستاوردهاي نيروهاي مسلح در جنگ 40روزه هستند. وقتي رئيس جمهور تمام اعتبار و حيثيت خود را با امضا کردن تفاهمنامه هزينه ميکند تا کشور را از ادامه جنگ مصون نگهدارد و زمينه را براي جلب منافع ملي مساعد نمايد، همه بايد از او حمايت کنند تا اولاً مطالبات به حق کشور و ملت وصول شوند و ثانياً دشمن غدار که منتظر است ايران را دچار تفرقه و تشتت ببيند تا بهانهاي براي خودداري از پرداخت مطالبات ما پيدا کند، با مشاهده وحدت کلمه و انسجام داخلي ما چارهاي غير از تمکين نداشته باشد.
در چنين شرايط حساسي لازم بود رئيس جمهور شخصاً و به صورت حضوري واقعيتهاي کشور را به اطلاع مراجع تقليد که بالاترين مقامات حوزههاي ديني کشور هستند برساند و از انتقال بعضي مطالب نادرست که مغرضان تلاش ميکنند با انتشار آنها جامعه را دچار تشويش کنند جلوگيري نمايد. اينکه يک مداح به خود اجازه ميدهد متني را به عنوان تفاهمنامه در برابر چشمان مردم پاره کند و براي کشور نسخه ديپلماسي بپيچد واقعاً يک فاجعه است. تأسفبارتر اينست که مداح ديگر تيغ به حلقوم رئيسجمهور حواله ميکند و او را به جرم فداکاري براي کشور و ملت تهديد به قتل مينمايد! از اين هر دو تأسفبارتر اينست که اين افراد خودسر و ديگراني که در قالب شعر و سينهزني و... دين را براي اغراض سياسي جناحي هزينه ميکنند نهتنها تعقيب قانوني نميشوند بلکه از ناحيه جريانهائي که خود را منتسب به حوزه ديني جا ميزنند حمايت هم ميشوند!
در چنين شرايطي که شوربختانه عدهاي با ماسک ديني با رژيم صهيونيستي و افراطيون ضدايران در آمريکا همصدا شدهاند، ابراز حمايت مراجع تقليد از دولت، انجام همان رسالتي است که از حوزه ديني انتظار ميرود. جملاتي از قبيل اينکه «بناي ما حمايت از رئيس جمهور و دولت است و معتقديم بايد وحدت در جامعه حفظ شود. هرگونه ايجاد اختلاف به ضرر جريان انقلاب است».
«اگر صاحبانظران و مسئولان ذيربط پس از بررسيهاي کارشناسي به اين جمعبندي رسيدند که توافقات و تفاهمات صورت گرفته به مصلحت کشور است، اين تصميم نيز براساس همين اصل عقلاني و قرآني اتخاذ شده است».
«شنيدن برخي سخنان ناصحيح و بيانصافيها بسيار سنگين است. گاهي حق را زير پا ميگذارند اما اين بيانصافيها گذراست و خدا ياريگر کساني است که در مسير حق گام برميدارند» ريشه در باورهاي ديني نشأت گرفته از متن قرآن و سيره معصومين دارند و بايد چراغ راه افراد و جريانهائي باشند که خود را به معيارهاي ديني پايبند ميدانند و سربلندي و اقتدار ايران را خواهانند. امروز در ميان انواع مسائلي که وجود دارند و بايد براي تمام آنها برنامهريزي کرد، در برابر جبهه سلطهطلب آمريکا و رژيم صهيونيستي ايستادن و پيروزي کشور و ملت را در برابر آنها تضمين کردن در اولويت قرار دارد. براي پيروزي در اين جبهه هيچ سلاحي کارآمدتر از وحدت کلمه و انسجام ملي نيست. دشمن عزم جزم دارد اين سلاح را کند نمايد تا بتواند به اهداف خود برسد و ايران را ببلعد. حمايت از وحدت براي عبور از گردنه سخت کنوني، وظيفه ملي مذهبي آحاد مردم است.