بسمالله الرحمن الرحيم
اگر از شما بپرسند امام خميني مرد جنگ بود يا صلح، چه جوابي به اين سؤال خواهيد داد؟ درست است که با سؤال سختي مواجه ميشويد ولي براي آشنا شدن با سيره بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي نبايد از سؤالهاي سخت گريزان شد. جواب اين سؤال را ميتوان از کارنامه عملي امام خميني به دست آورد.
از آغاز نهضت اسلامي به رهبري امام خميني شروع ميکنيم. در سال 1342 هنگامي که ايشان مبارزه با شاه را شروع کردند، سخن، نامه و بيانيههاي ايشان با نصيحت و پيشنهاد تغيير روش شاه همراه بودند بطوري که برداشت عمومي از روش مبارزه اين بود که درصدد تغيير حکومت نيستند و مطالباتشان خودداري حاکمان وقت از ضديت با احکام دين، وابستگي به قدرتهاي استعماري و برخورد مستبدانه با مردم است. مروري بر سخنرانيها، نامهها و بيانيههاي شخص امام خميني و آنچه به صورت دستجمعي با امضاء مراجع تقليد آن زمان در موضوع اعتراض به عملکرد حکومت شاه و دولت منتشر ميشدند نشان ميدهد اگر شاه و کارگزارانش به خواستههاي سهگانه خودداري از ضديت با احکام دين، خارج شدن از وابستگي به بيگانگان و دست برداشتن از استبداد گردن مينهادند، مبارزه پايان مييافت و خواسته ديگري در ميان نبود. آنچه نهضت اسلامي را به يک انقلاب عليه رژيم پهلوي تبديل کرد، قلدري شاه در برابر مراجع و مردم، انجام دستورات آمريکا، کشتار مردم معترض و ادامه ضديت با احکام دين و سنتهاي مورد احترام مردم بود. طبيعي بود که در برابر اين قلدريها و سرکوب مردم، راهي غير از ورود به جريان انقلابي براي نجات کشور و ملت از استعمار و استبداد و ضديت با احکام دين و سنتهاي مورد احترام مردم وجود نداشت. بنابراين، امام خميني در اين مرحله به قصد جنگيدن با رژيم پهلوي وارد صحنه نشد بلکه درصدد اصلاح حکومت با روش مسالمتآميز بود.
بعد از سقوط رژيم پهلوي، قطع شدن نفوذ قدرتهاي استعماري از ايران و تأسيس نظام جمهوري اسلامي، بيشترين تلاش امام خميني اين بود که با کشورهاي منطقه و جهان روابط عادلانه برقرار شود و همه چيز بر مبناي سياست همزيستي مسالمتآميز استوار باشد. در طول 10 سال رهبري ايشان هيچ اقدامي براي حمله به يک کشور و يا حتي قطع رابطه با دولتها صورت نگرفت. روابط با رژيم صهيونيستي به دليل نامشروع بودن و با آفريقاي جنوبي آن زمان به دليل نژادپرستي قطع بود ولي بعد از روي کار آمدن نلسون ماندلا در آفريقاي جنوبي بهترين روابط با دولت او برقرار شد. فرمان قطع رابطه با دولت انورسادات نيز به دليل خيانت او به ملت مظلوم فلسطين صادر شد. با اينکه امام خميني هيچ اقدامي عليه هيچ دولتي نکرد، رژيم بعثي صدام جنگ عليه ايران را با دستور و حمايت آمريکا شروع کرد.
آشنايان با تاريخ تحولات انقلاب اسلامي ميدانند که امام خميني حتي در قطع شدن رابطه با آمريکا نيز پيشقدم نبودند و بارها گفتند اگر آمريکا اموال ايران را پس بدهد، به خاطر دخالتهايش در ايران عذرخواهي کند و تعهد بدهد هرگز در امور ايران دخالت نکند ميتوانيم رابطه داشته باشيم. مهمتر اينکه وقتي از امام خميني اجازه خواسته شد سفارت آمريکا در تهران به يک وزارتخانه تبديل شود فرمودند ما که براي هميشه با آمريکا قطع رابطه نخواهيم بود، روزي که رابطه برقرار شود اين ساختمان بايد در اختيار آمريکا باشد. نوشيدن جام زهر در ماجراي پذيرفتن قطعنامه 598 و صلح با صدام نيز از مصاديق سيره امام خميني در ترجيح دادن حفاظت از کشور و ملت و نظام بر نقطهنظرهاي شخصي است. همين روش را ايشان در برخورد با آل سعود بعد از کشتار بزرگ زائران ايراني خانه خدا در مکه دنبال کردند و با اينکه خودشان گفته بودند اگر از صدام بگذريم از آلسعود نميگذريم، با ازسرگيري رابطه با عربستان موافقت کردند.
اين کارنامه بسيار روشن امام خميني نشان ميدهد ايشان ذاتاً مرد صلح بود نه جنگ ولي اگر دشمن موجوديت ايران و ملت و نظام را هدف قرار ميداد در دفاع هرگز کوتاه نميآمد. اين همان سيره رسولالله است که در جريان فتح مکه وقتي بعضيها گفتند اليوم يومالملحمة (امروز روز کشتار کفار قريش است) حضرت آن را رد کردند و فرمودند اليوم يومالمرحمة (امروز، روز عفو و بخشش و محبت کردن است).