اعتراض به عملکرد رسانه ملي فراوان و ادامهدار است. در ماهها و سالهاي اخير بارها اتفاقات عجيبي در اين رسانه افتاد که مديريت آن ضمن اعتراف به خلاف بودن با يک عذرخواهي از کنار آنها عبور کرد و در ساختار مديريتي اين سازمان تغييري به وجود نيامد. موارد خلاف شامل موضوعات مذهبي، سياسي، اجتماعي و حتي امنيتي بودند ولي عليرغم اهميتي که اين موضوعات دارند و با توجه به جايگاه رسانه ملي بسيار تأثيرگذار هستند نهتنها منجر به ايجاد تحول در اين رسانه نشدند بلکه وضعيت عملکرد اين رسانه دچار وخامت بيشتر نيز شد.
اين روزها تخلفات رسانه ملي به صورت روزانه درآمدهاند. آخرين مورد، نوع پخش خبر سخنان رئيس قوه قضائيه درباره دولت و شخص رئيس جمهور پزشکيان است. رئيس جمهور روز دوشنبه در جلسه شوراي عالي قضائي قوه قضائيه شرکت و مطالبي درباره خطمشي دولت و مشکلات موجود مطرح کرد. رئيس قوه قضائيه هم مطالبي گفت که محورهاي اصلي آنها را اين جملات تشکيل ميدهند.
-همه مکلف به حمايت از دولت در شرايط کنوني هستيم.
-دکتر پزشکيان انسان با اخلاصي است که تمام هم و غم خود را گذاشته است تا آنچه به نفع اسلام و ايران و مردم است رقم بخورد. ما نيز بايد با نهايت کمک و مساعدت را به وي و مجموعه دولت داشته باشيم.
-دکتر پزشکيان به بهرهگيري از ظرفيتهاي مردمي اعتقاد راسخ دارد و من شاهد هستم که ايشان در جلسات مختلف و متعدد با منتقدين و معتمدين مردم مدام براي استفاده از استعدادهاي مردمي جهت پيشبرد امور و غلبه بر مشکلات تأکيد ميورزند.
-اينکه رئيس جمهور در سخنانش از موانع ميگويند بهيچوجه به معنای ناامیدی نيست بلکه ميخواهند از ما مسئولان در ساير قوا استمداد کنند و بر همه ما فرض است به رئيسجمهور و مجموعه دولت کمک کنيم.
رسانه ملی خبر اين ديدار را پخش کرد اما اين محورها که محتواي اصلي سخنان رئيس قوه قضائيه بودند و نشان ميدهند سران قوا متحدند و رئيس اجرائي کشور مورد حمايت رئيس قوه قضائيه است را سانسور کرد. اين، يعني کساني که در راس سازمان صدا و سيما قرار دارند خارج از چارچوب ضوابط تعيين شده براي اين سازمان عمل ميکنند و خود را براي تصميمگيري درباره سياستگذاريهاي کشور صاحب حق ميدانند. البته چنين برداشتي را ميتوان ناشي از خوشبينانهترين نگاه به مديران ارشد صدا و سيما دانست، بسياري از منتقدان اين سازمان معتقدند عملکرد صدا و سيما تابع تصميمات يک جناح خاص است و اين سازمان به جاي آنکه ملي و بيطرف باشد، جناحي و پيرو يک تفکر سياسي خاص است. ما بدون آنکه براساس اين نگاه نظر بدهيم معتقديم مديران ارشد سازمان صدا و سيما بايد منعکسکننده سياستهاي نظام و سران قوا باشند نه اينکه يک روز مصاحبه يک رئيس قوه را قطع کنند و يک روز محورهاي اصلي سخنان رئيس يک قوه ديگر را که بر مبناي مصالح عاليه کشور از رئيسجمهور حمايت ميکند سانسور نمايند.
نمونه جديد ديگر پخش مصاحبه يک فرد وابسته به جناح افراطي در اهانت به دو رئيس جمهور و بعضي از مسئولان ارشد سابق دقيقاً ساعتي بعد از پخش پيام رهبر انقلاب در ضرورت وحدت و انسجام و پرهيز از تفرقه و ايجاد نگراني در اذهان است. اين شخص که معمولاً اظهارنظرهايش فاقد مبناي علمي و تحقيقي و آکنده از بدبيني و تفرقهافکني است دو تن از رؤساي جمهور سابق کشورمان را از مصاديق «مرجفون» يعني شايعهافکنان دلهرهآفرين دانست و هرچه خواست عليه آنها گفت در حالي که ميداند آنها در بخش وسيعي از جامعه علاقمنداني دارند و اين تهمتها باعث تفرقه و تشويش اذهان ميشود و خلاف وحدت است.
نمونه حساس و خطرآفرين ديگر، حضور افراد بيتجربه در شبکههاي مختلف صدا و سيماست که در بسياري از برنامههاي زنده صاحب تريبون هستند و بدون توجه به مصالح کشور مطالبي که پيداست ديکته شده يک جماعت افراطي و بيمسئوليت است را بازگو ميکنند. اين مطالب در بسياري موارد براي کشور و ملت مشکلات امنيتي به وجود ميآورند و در مواردي نيز صفوف متحد مردم را دچار رخنه ميکنند. اينها هزينههاي سياسي زيادي براي کشور ميتراشند و در شرايطي که جامعه بيش از هر زمان ديگري به وحدت و انسجام نياز دارد آن را دچار اختلال و تفرقه ميکنند.
اين نمونهها نشان ميدهند رسانه ملي نيازمند تحولات بنيادين است، هم از نظر محتوائي و هم از نظر مديريتي. تأخير در پديد آمدن اين تحولات در شرايط غيرعادي کنوني به زيان کشور است.