موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13410
رسالت و جايگاه صدا و سيمادر انديشه امام خمينياشاره‏‏ اين روزها عملکرد رسانه ملي بيش از هر زمان ديگري

رسالت و جايگاه صدا و سيمادر انديشه امام خمينياشاره‏‏ اين روزها عملکرد رسانه ملي بيش از هر زمان ديگري مورد نقد و اعتراض است وبخشي از اين اعتراضات نيز از جانب دولتمردان علي‌الخصوص رئيس‌جمهور پزشکيان درباره عملکرد صدا و سيما مطرح مي‌شود. در ماه‌ها و سال‌هاي اخير بارها اتفاقات عجيبي در رسانه ملي افتاده که مديريت آن ضمن اعتراف به خلاف بودن آن اتفاقات تلاش کرده با يک عذرخواهي ساده از کنار آنها عبور کند اما در عمل در ساختار مديريتي اين سازمان هيچ تغييري به وجود نيامده است. موارد خلاف شامل موضوعات مذهبي، سياسي، اجتماعي و حتي امنيتي بودند که صدا و سيما در اين حوزه‌ها فعاليت مي‌کند ولي عليرغم اهميتي که اين موارد خلاف داشته‌اند و با توجه به جايگاه رسانه ملي بسيار تأثيرگذار هستند، نه‌تنها تحولي در عملکرد اين رسانه ديده نشده بلکه وضعيت عملکرد اين رسانه روز به روز دچار وخامت بيشتر مي‌شود. حضرت امام خميني رضوان‌الله تعالي عليه رسانه ملي را محلي بسيار حساس و مهم مي‌دانستند که نبايد از آنجا فيلم يا مطلب يا سخني پخش شود که بر خلاف مصالح نظام جمهوري اسلامي باشد. امام خميني معتقد بودند که يکي از رسالت‌هاي رسانه ملي مقابله با تبليغات دروغين دشمنان اسلام است که درصدد تخريب چهره نظام جمهوري اسلامي هستند و بايد به گونه‌اي عمل شود که هر بيننده عاقلي نگاه کند بفهمد که اين تبليغات چه‏‎ ‎‏جور تبليغاتي هستند و دروغ بودنش را درک کند. امام خميني صدا و سيما را اخلاقي و اسلامي مي‌خواستند و مي‌فرمودند: «...ما بايد خيلي به فکر اين باشيم که اين دستگاهي که مهمترين دستگاه شايد باشد‏‎ ‎‏در تبليغات ما، اين دستگاه از حيث سيما و از حيث صدا هر دو اسلامي باشد. يعني،‏‎ ‎‏کوشش بشود هر قدمي که بر مي‌داريد، يک قدمي باشد براي اسلام برداريد...» با توجه به فراواني و ادامه‌دار بودن اعتراضات امروزي به عملکرد و مديريت صدا وسيما، مروري بر بخشي از انديشه‌هاي امام خميني درباره رسانه ملي مي‌تواند راهگشاي دست اندرکاران اين دستگاه مهم تبليغاتي کشور باشد.***... ‏‏من اول بايد تشکر کنم از شما برادرها که در اين محل بسيار حساس خدمت مي‌کنيد و‏‎ ‎‏تقدير کنم از شما که ان شاءالله، بعدها هم به همين خدمت به طور شايسته انجام وظيفه‏‎ ‎‏کنيد. ‏ شما خودتان مي‌دانيد که اين مرکز، مرکز بسيار حساس و مهمي است که اگر يک فيلم،‏‎ ‎‏يک صحبت در محل آنجا بشود و براي جمهوري اسلامي مناسب نباشد، فوراً در همه‏‎ ‎‏جا پخش مي‌شود. امروز اين رسانه‌ها طوري هست که همه کس به آن گوش مي‌کند و در‏‎ ‎‏خارج هم منعکس تا يک حدودي مي‌شود. و مسئله بسيار حساس است. و شما مي‌دانيد‏‎ ‎‏که دشمنهاي اسلام چون منافع شخصي خودشان را خيال ‏‏[‏‏مي‏‏]‏‏کنند که از بين رفته است ـ‏‎ ‎‏و از بين رفته ـ واقعاً همه با اين دستگاه و همۀ دستگاههاي دولتي و دستگاههاي اسلامي‏‎ ‎‏مخالفند. و ما بايد کوشش کنيم که در مقابل اينهمه تبليغاتي که هر روز دارد مي‌شود، آن‏‎ ‎‏هم تبليغات بسيار بد، که اگر يک نفر عاقل درست نگاه کند مي‌فهمد که اين تبليغات چه‏‎ ‎‏جور تبليغاتي هستند و دروغ بودنش را ما که در اين محيط هستيم مي‌دانيم، لکن خوب،‏‎ ‎‏ممکن است در جاهايي اشخاصي، افرادي باشند، بي‌اطلاع باشند و گمان کنند که واقعاً‏‎ ‎‏يک همچو مسائلي مي‌گذرد. شما مي‌دانيد که الآن مسائلي که به جمهوري اسلامي نسبت‏‎ ‎‏مي دهند از قبيل اينکه کودکها را مي‌کشند، زنهاي آبستن را مي‌کُشند، اشخاصي ‏‏[‏‏را‏‏]‏‏ که‏‎ ‎‏فلج هستند و ناقصُ الخِلْقَه هستند، اينها ‏‏[‏‏را‏‏]‏‏ جلو مي‌فرستند که راه را باز کنند برايشان، از‏‎اين قبيل هر روز هست. من با اينکه کم نگاه مي‌کنم، اين چيزهايي که مي‌آورند،‏‎ ‎‏نوشته‌هايي که مي‌آورند، لکن آن حساسهايش را که نگاه مي‌کنم مي‌بينم که هر روز اين‏‎ ‎‏مسائل هي دارد زيادتر مي‌شود، يعني هر قدمي که ما جلو مي‌گذاريم تبليغات زيادتر‏‎ ‎‏مي شود. البته در بين همين تبليغاتي هم که مي‌شود، گاهي از آنها يک مسائلي سر مي‌زند‏‎ ‎‏که به نفع ماست. و ما روي هم رفته، بايد حساب اين را بکنيم که ما بايد خدمتگزار اسلام‏‎ ‎‏باشيم.‏ما بايد براي خدا کار بکنيم. کسي که براي خدا کار مي‌کند، در هيچ جهت، شکست‏‎ ‎‏نمي خورد. بر فرض اينکه بريزند و يکي از قدرتهاي بزرگ ـ مثلاً، فرض کنيد ـ بريزند و‏‎ ‎‏همۀ ايران را از بين ببرند، ما باز شکست نخورده ايم. در تاريخ محفوظ است اين‏‎ ‎‏فداکاري همۀ ملت ما و هر کس بخواهد جلوي اين را بگيرد، ديگر نمي‌تواند. تاريخ ثبت‏‎ ‎‏کرده است اين امور را.‏‏‏دقت در اسلامي بودن صدا و سيما‏‏ ‏‏‏و البته ما بايد خيلي به فکر اين باشيم که اين دستگاهي که مهمترين دستگاه شايد باشد‏‎ ‎‏در تبليغات ما، اين دستگاه از حيث سيما و از حيث صدا هر دو اسلامي باشد؛ يعني،‏‎ ‎‏کوشش بشود در اينکه هر قدمي که بر مي‌داريد، يک قدمي باشد براي اسلام برداريد تا‏‎ ‎‏اينکه کارتان عبادت باشد. از اول که اين جمهوري پيروز شد، من به اشخاصي که متکفل‏‎ ‎‏اين امور بودند و در رأس اين قضيه واقع شده بودند، هي اين مطلب را سفارش‏‎ ‎‏مي دادم،لکن بعضي از آنها که بعدها معلوم شد که مردم غيرصحيحي هستند،‏ هي عذر‏‎ ‎‏مي آوردند که ما مشغوليم و داريم درست مي‌کنيم و نمي‌شود و چه و کذا. لکن حالا‏‎ ‎‏بحمدالله، مي‌بينيم که دارد مي‌شود. و اميدواريم که به کوشش اين آقاي محترم، آقاي‏‎ ‎‏رفسنجاني‏، برادر آن آقاي رفسنجاني، ان شاءالله، اين مسائل درست بشود و اين دو تا‏‎برادر ان شاءالله، خدمت خودشان را به اسلام و ايران بکنند؛ ايشان در تبليغات و ايشان هم‏‎ ‎‏در همۀ چيزها. و البته فيلمها، بايد کساني که فيلمسازند، بايد معلوم بشود که اينها چه کاره اند، چه جور‏‎ ‎‏بوده اند؛ وضع روحي شان، وضع زندگيشان، وضع معاشرتهايشان قبلاً چه جور بوده‏‎ ‎‏است؛ آيا تحول حاصل شده برايش؛ تحول روحي يا اينکه باز همان ته مانده‌هاي سفرۀ‏‎ ‎‏شاه هست در قلبهاشان. آن کسي که مي‌خواهد فيلم درست کند، گاهي وقتها فيلم را،‏‎ ‎‏خوب، بسياريها متوجه نمي‌شوند چي است، لکن محتوايش روي هم رفته انسان يک‏‎ ‎‏وقت مي‌بيند که يا طرف چپ است يا طرف راست است يا رو به فساد است. اين بايد‏‎ ‎‏خيلي دقت بشود؛ يعني، ما همه موظفيم به اينکه کاري انجام بدهيم که موافق با مقصد‏‎ ‎‏جمهوري اسلامي، که همان مقاصد اسلامي است، باشد. و هيچ خوفي از اين نداشته‏‎ ‎‏باشيم که ما اگر ـ فرض کنيد ـ فلان فيلم را درست کنيم، به ما مي‌گويند که اينها چه هستند.‏‎ ‎‏ما بالاخره در اين دنيا الآن معرفي شده‌ايم به يک ملت ارتجاعي و يک ملتي که تقريباً‏‎ ‎‏يک هيولايي از جمهوري اسلامي دارند درست مي‌کنند که کساني که در اينجا نيستند‏‎ ‎‏خيال مي‌کنند که الآن، الآن در تهران يک دسته‌اي ريخته اند، دارند بچه کوچکها را‏‎ ‎‏مي کشند و زنها را چه مي‌کنند. اين چيزها هست...اين انقلاب، يک خصوصيتي دارد و آن اينکه «انقلاب اسلامي» است و‏‎ ‎‏همۀ جناحها ـ الاّ کمي ـ با اين جهت اسلامي‌اش مخالفند، حتي اشخاصي که در ايران‏‎ ‎‏بودند و آن گروههايي که بودند و اينها، حتي اينها هم از اسم «اسلام» مي‌ترسند و اگر اسم‏‎ ‎‏«اسلام» را ببرند، اسلام را به يک جور ديگري در پيش خودشان تعبير مي‌کنند، «اسلام‏‎ ‎‏راستين» اسمش را مي‌گذارند، که ايران اسلام ندارد، ما بايد بياييم اسلام راستين را چه‏‎ ‎بکنيم! آن وقت در ضمن اينکه اسلام راستين را مي‌خواهند چه بکنند، اين آدمکشي‌ها و‏‎ ‎‏اين بساط را، همه را آنها راه مي‌اندازند به اسم «اسلام راستين».‏.. ما بايد با همه برادر باشيم؛ با همه، همۀ مسلمين برادر باشيم و در مقابل کفار بايستيم،‏‎ ‎‏نه اينکه ما در مقابل مسلمين بايستيم. خوب، ما ناچاريم الآن، دفاع داريم مي‌کنيم. ما‏‎ ‎‏تاکنون يک قدم براي جنگ برنداشته ايم؛ اينها همه دفاع است... ‏‏در هر صورت، همۀ اينها با ما مخالفند و ما بايد ‏‏[‏‏با‏‏]‏‏ توجه به اسلام، توجه به خداي‏‎ ‎تبارک و تعالي، اتکال به خداي تبارک و تعالي، فراموش نکردن خداي تبارک و تعالي‏‎ ‎‏مشغول کار باشيم. و شمايي که، برادراني که در يک همچو مرکز مهمي واقع شده ايد،‏‎ ‎‏هميشه توجه داشته باشيد که کارهايتان در محضر خداست. همۀ کارها، چشمهايي که به‏‎ ‎‏هم مي‌خورد در محضر خداست، زبانهايي که گفتگو مي‌کند در محضر خداست. و‏‎ ‎‏دستهايي که عمل مي‌کند در محضر خداست، و فردا ما جواب بايد بدهيم. اگر ما جواب‏‎ ‎‏را براي آن طرف تهيه کرديم، هيچ باکي از هيچ چيز نداريم، لکن اگر ـ خداي نخواسته ـ‏‎ ‎‏نتوانستيم جواب درست کنيم براي آن طرف، بايد متأسف باشيم و توبه کنيم.‏..(صحيفه امام، جلد 16، صفحات 402 تا 407)*ما بايد کوشش کنيم که در مقابل اينهمه تبليغاتي که هر روز دارد مي‌شود، آن‏‎ ‎‏هم تبليغات بسيار بد، اگر يک نفر عاقل درست نگاه کند بفهمد که اين تبليغات چه‏‎ ‎‏جور تبليغاتي هستند*ما بايد خيلي به فکر اين باشيم که اين دستگاهي که مهمترين دستگاه شايد باشد‏‎ ‎‏در تبليغات ما، اين دستگاه از حيث سيما و از حيث صدا هر دو اسلامي باشد. يعني‏‎ ‎‏کوشش بشود در اينکه هر قدمي که بر مي‌داريد، يک قدمي باشد براي اسلام برداريد تا‏‎ ‎‏اينکه کارتان عبادت باشد*من به اشخاصي که متکفل‏‎ ‎‏ امور بودند و در رأس اين قضيه واقع شده بودند، هي اين مطلب را سفارش‏‎ ‎‏مي دادم، لکن بعضي از آنها که بعدها معلوم شد که مردم غيرصحيحي هستند،‏ هي عذر‏‎ ‎‏مي آوردند که ما مشغوليم و داريم درست مي‌کنيم و نمي‌شود*ما همه موظفيم به اينکه کاري انجام بدهيم که موافق با مقصد‏‎ ‎‏جمهوري اسلامي، که همان مقاصد اسلامي است، باشد*ما بايد با همه برادر باشيم، با همۀ مسلمين برادر باشيم و در مقابل کفار بايستيم،‏‎ ‎‏نه اينکه ما در مقابل مسلمين بايستيم