موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13413
انقلاب اسلامي ايران نيازمند عاشقان خدمت بي‌منت به مردم استمروري بر انديشه شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي

انقلاب اسلامي ايران نيازمند عاشقان خدمت بي‌منت به مردم استمروري بر انديشه شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي پيرامون پرهيز دولتمردان از قدرت طلبي... حكومت در ميان جامعه‌هاي مختلف آهنگ و رنگ گوناگون دارد. معمولاً در جامعه‌هاي بشري در نظامهاي گوناگون حكومتها بيشتر تجسم تشنگي و تشنگان قدرت بودند قدرت بصورت يك تمنا و هوي و هوس براي بسياري ازانسانها جاذبه دارد، خيلي‌ها دلشان براي قدرتمند شدن و رياست لك ميزند، بسيارند مردمي كه همه بهره‌منديها و تمتعات ديگر زندگي را حاضرند فداي قدرت كنند اما بت آنها، مقصود آنها قدرت و رياست است. انگيزه قدرت طلبي، رئيس بودن شكوه و جلال داشتن، براي حكومت كنندگان سرزمين ما در طول تاريخ چندين هزار ساله‌اش به عنوان انگيزه درجه اول شناخته مي‌شود. كساني بوده‌اند كه‌تشنه ثروت بودند، كساني بوده‌اند كه عشق و علاقه به هوسبازي و هوسراني داشتند وچون مسند حكومت را براي دستيابي بر ثروتهاي بادآورده و زحمت نكشيده و رسيدن به تمنيات‌نفساني وهوسهاي پليد ديگرشان مسند مناسبي مي‌يافته‌اند تلاش كرده‌اند. حتي قهرماني كرده‌اند تا به مسند حكومت و قدرت برسند و از آن راه به تمنيات ديگر خود نائل آيند، ولي در بيشتر موارد ما مي‌بينيم كساني بوده‌اند كه احياناً از راههاي ديگر مي‌توانستند به ثروت و پول برسند، ميتوانستند بساط عيش و عشرت بگسترانند با اين حال از همه اينها صرفنظر كردند و تلاش كرده‌اند وشب و روز زحمت و رنج را تحمل كرده‌اند تا به حكومت برسند من به اينها لقب «تشنگان قدرت» ميدهم، ميگويم اينها كساني هستند كه هيچ چيز جز جاه وجلال و جبروت قدرت و رياست ارضاءشان نمي‌كند. در ميان اينها به چهره‌هائي برخورد مي‌كنيم كه‌حتي ناموسشان را در راه دستيابي بر رياست و قدرتشان داده‌اند. فضيلتهاي اخلاقيشان را بر سر راه كسب قدرت قرباني كرده‌اند، در اين عبادتگاه و معبد شيطاني قدرت پرستي همه چيز در راه اين مقصود قرباني شده است. در نظام اسلام حكومتي كه آهنگ تشنگي قدرت، جاه و جلال، كبريا و عظمت داشته باشد اين حكومت، حكومت اسلامي نيست، اين حكومت طبيعتش، ماهيتش، بقائش، همه چيزش خود بخود ضد اسلام است. علي(ع) در آن خطبه معروف حقوق مردم بروالي و حقوق والي بر مردم انگشت روي اين نقطه ضعف حكومت كنندگان ميگذارد علي مي‌فرمايد: واي بر آن حاكمي كه قصد بزرگي فروختن، بزرگي بخود گرفتن، بزرگي در لباس و تشريفات عظمت و جلال و كبريا ظاهر داشتن را داشته باشد، حكومت كنند و والي كه در برابر با ژست بزرگي و عظمت و جبروت و جاه و جلال نمايان شود و بساط تشريفات حكومت كنندگان طاغوتي دنيا را بگسترانند، اين مشرك است، اين موحد نيست، چرا؟ براي اينكه عظمت و كبريا در اين هستي مخصوص ذات لايزال خداوندي است خداست كه عظيم است. مسلمان! تو كه با كمال خلوص هر روز حداقل 17 بار ركوع مي‌كني، خم مي‌شوي و ميگوئي «سبحان ربي العظيم و بحمده» والا و پاك باد خداي من خداي عظيم‌و ستايش و حمد و ثناي من از آن اوست و مخصوص او، بايد بداني اين ذكر در هنگام ركوع پرمعناست، معنايش اين است كه در جامعه اسلامي و نظام اسلامي بساط عظمت مخصوص خداي يكتاست و تو كه هر روز حداقل 34 بار پيشاني برخاك مي‌گذاري و سجده ميكني و ميگوئي «سبحان ربي الاعلي و بحمده» والا و پاك باد خداي من، آن خداي والاترين و بالاترين و ستايش و ثناي من همراه با تسبيح من مخصوص خداي است، بايد بداني كه تعالي و علو بالانشيني مخصوص خداست، خدا گواه است اگر در نظام جمهوري اسلامي ما اين اصل خدشه‌دار شود، هر يك از ما كه مسئوليتي را از جانب امت و امام برعهده داريم، هوس پيدا كنيم كه ما نيز داراي جاه‌و جلال و جبروت باشيم ولو به تعداد بسيار كم، آنوقت زاويه انحرافي از اصل متعالي توحيد اسلامي در جامعه‌مان پيدا شده و بايد نگران كيلومترها انحراف ازمسير پاك و مقدس و نوراني اسلام باشيم...حکومت يعني شرائط و امکانات بيشتر خدمت را در اختيار گرفتن هر کسي شرائط و امکانات بيشتر خدمت در اختيارش بگذارند، وظيفه ومسئوليتش در جهت خدمت به مردم خودبخود سنگين‌تر مي‌شود.انقلاب اسلامي ما تا وقتي که تمام افراد قرار گرفته در شبكه حكومت عاشقان خدمت بي‌منت به مردم نشوند به مرحله مطلوبش در بافت و ساخت حكومت نرسيده است. در اين شهر نيشابور، در شهري كه وارث افتخارات گوناگون و وارث رنجهاي گوناگون در تاريخ سده‌هاي اسلامي است. مردم هشيار و بيدار شهر بايد مواظب باشند همه كسانيكه بشكلي از اشكال در كار اداره امور مردم مسئوليت و وظيفه‌اي برعهده دارند تا چه اندازه در درونشان اين انقلاب اخلاقي و روحي تحقق پيدا كرده؟برادرها و خواهرها انقلاب در درجه اول، انقلاب ارزشهاست و در آن هدف نهائي هم انقلاب در ارزشهاست والا از دگرگوني شكلها كاري ساخته نيست ما بايد مواظب باشيم به عمر كوتاه باقي مانده همه ضد ارزشهاي طاغوتي كه در جامعه‌مان رسوباتش هنوز باقي مانده پايان بدهيم و جاري آنها را به ارزشهاي متعالي اسلام بسپاريم براي ما در اين مقطع زماني يك معماست وقتي حركت كنيم وقتي ماشينمان حركت كند، برادران عزيزي از روي مهر و علاقه و صميميت همراه ماشين حركت كنند گاهي ماشين سرعت داشته باشد ماشين را نگه ميداريم‌و در جمع آنها پياده ميشويم باز هم قلبمان آرام نمي‌گيرد.همه‌شان را سوار يك ماشين كوچك كنيم. امكان ندارد، به مهر و لطفشان بخواهيم كمترين كم توجهي كنيم كه اين كار هم انحراف‌از اسلام است، هم انحراف از انسانيت است، اما معما را بايد يك روزي با همت همه شما مردم حل كرد. ما چاره‌اي جز اين نداريم كه هر مسئله ديگري سر راهمان باشد، به آن اهميت ندهيم و همچنان در متن مردم و در دل جامعه و با شما مردم روزها را و ساعتها را با همان تواضع و فروتني و يكرنگي و بي‌آلايشي و صفاي اسلامي بگذرانيم.ما اگر توفيق پيدا كنيم با آگاهي و همكاري و همراهي همه قشرهاي مختلف مردم، اين خط پاك و نوراني و اصيل اسلام را ادامه بدهيم، بخواست خداوند با پرتواني و ياري شما مردم با ايمان موفق خواهيم شد آن امت وسط و آن جامعه الگو و نمونه را بوجود آوريم و اين وظيفه نه تنها براي مردم يك شهر است كه براي‌همه شهروندان، در همه شهرها و روستاهاي اين سرزمين جمهوري اسلامي است. ما امروز د راين خط پاك، بحمدالله قرار داريم، من وقتي مي‌بينم مسئولان مختلف جمهوري اسلامي از هرنظر مي‌كوشند ساده و مردمي باشند دل قوي ميدارم‌و خداي را سپاس ميگذارم كه خدايا ميتوان به ادامه رحمتت اميدوار بود كه ما هم همچنان هر چه جلو ميرويم، مسئولاني از اين قبيل داشته باشيم، وقتي فرماندارها، استاندارها، وقتي وزراء، معاونان، وقتي مسئولان گوناگون را مي‌بينيم كه اينها رفتارشان با مردم رفتاري پرمهر ومتواضعانه است، احساس شعف ميكنم و اميدوار مي‌شوم كه‌اين خط پاك پرفروغ همچنان به جلو ميرود. جز اين راهي وجود ندارد، جز اين زمينه اميد به آينده‌اي وجود ندارد، اگر اينجا كشور شيعيان علي(ع) است، اگر اينجا سرزمين پيروان محمد(ص) است، بايد رفتار و روش همه حكومت‌كنندگان چنين باشد،...‌اي مسئولان جمهوري اسلامي، خطاب بخودم كه يكي از شما هستم، و خطاب به بقيه كه شما هستيد، ما اگر ذره‌اي از اين سيره نبي‌اكرم منحرف شويم، اگر در مناسبات داخل جامعه اسلامي و مناسبات بيرون جامعه اسلامي تنها الفبائي كه با آن حرف ميزنيم الفباي قدرت باشد بخدا سوگند اين جمهوري ديگر جمهوري اسلامي باقي نخواهد ماند. ما اگر در هر برخورد، در هر رفتار، در هر رابطه نشان بدهيم كه عاشق آن هستيم كه انسانهائي را براه نورانيت و اسلام وارد كنيم، با سخنمان با عملمان با عدلمان با حقمان و با صدقمان و حاكميت بر جامعه اسلامي حاكميت صدق و حق و عدل شود، آنوقت است كه ميتوانيم مطمئن باشيم جمهوري اسلامي ما جمهوري اسلامي باقي خواهد ماند و من در راين رابطه ميخواهم بار ديگر سخن را به روحانيت عزيز متوجه كنم. روحانيت! روحانيان و علماي اعلام! ما ميتوانيم بر مسند قدرت بنشينيم، اگر توانائي آن را داريم. اگر آمادگي بار سنگين مسئوليتش را داريم، اگر عرضه و لياقت و ايمان و توانائي و كارداني داريم، بر يكي از اين مسندهاي قدرت بنشينيم اين اشكالي نيست، انساني كه توانائي دارد (خواهي عمامه بر سر و خواهي كلاه باش) بالاخره وظيفه است بايد بر عهده بگيرد اين اشكالي ندارد ولي ما نبايد با ژست قدرت با مردم رابطه برقرار كنيم و اگر چنين كرديم هم روحانيت را آلوده كرده‌ايم هم حكومت را. تواضع و فروتني و مردمي بودن و قدرت را در خدمت مردم بكار انداختن براي همه كسانيكه در حكومت سهم و مسئوليتي دارند وظيفه است و براي روحانيوني كه مسئوليت مي‌پذيرند وظيفه بتوان دو. براي اينكه اينها تنها با يك چنين مواظبت و مراقبت و محاصره بنفسي است كه ميتوانند اين دو رسالت را با هم درآميزند هم وظيفه‌اي از وظايف سنگين اداره و مديريت جامعه را عهده‌دار شوند، هر كسي اعم از روحاني و غيرروحاني توانائي و آمادگي قبول يك مسئوليت حكومتي داشته باشد وقبول نكند امروز گناه كرده‌است و هم ميتواند نقش روحانيتي خود را حفظ كنند و ايفا كنند كه تواضع زگردن فرازان نكوست هر قدر مردم ببينند انسانهائي امكان گردن فرازي دارند، امكان جاه و جلال و جبروت دارند اما ساده و مردمي رفتار مي‌كنند هر قدر مردم اين را از آنها ببينند سخن آنها و عمل آنها، براي مردم سازنده‌تر و مؤثرتر خواهد بود بنابراين روحانيت دست‌اندركار حكومت، در اين رابطه وظيفه مضاعف دارد، دادستان انقلاب حاكم شرع، قاضي دادگاه مدني، مسئول كميته، اگر روحاني باشد و امثال اينها از كساني كه احيانآ در كسوت روحانيت مقام و قدرتي و حكومتي در اختيار دارند، مواظب باشند خدا از من و شما حساب كشي‌اش سنگينتر از ديگران است و حكومت‌كنندگان ديگر آنها كه معمم نيستند روحاني نيستند آنها هم مواظب باشند در جمهوري اسلامي حكومت و قدرت براي خدمت است و تنها حكومت و قدرتي كه در جهت خدمت خالصانه به مردم باشد مشروعيت دارد و حكومت و قدرتي كه در اين جهت نباشد مشروعيت ندارد...منبع - کتاب جاودانه تاريخ، از انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي، ج5، گفتارها3، صص 91 تا 100)*انقلاب اسلامي ما تا وقتي که تمام افراد قرار گرفته در شبكه حكومت عاشقان خدمت بي‌منت به مردم نشوند به مرحله مطلوبش در بافت و ساخت حكومت نرسيده است*اگر در مناسبات داخل جامعه اسلامي و مناسبات بيرون جامعه اسلامي تنها الفبائي كه با آن حرف ميزنيم الفباي قدرت باشد بخدا سوگند اين جمهوري ديگر جمهوري اسلامي باقي نخواهد ماند*در جمهوري اسلامي حكومت و قدرت براي خدمت است و تنها حكومت و قدرتي كه در جهت خدمت خالصانه به مردم باشد مشروعيت دارد