بسمالله الرحمن الرحيم
با گذشت دو سال از عمر دولت چهاردهم اکنون با قاطعيت ميتوان گفت در دوران 48 ساله حاکميت جمهوري اسلامي هيچ دولتي به اندازه اين دولت با حوادث سنگين مواجه نشده بود. دوران 10 ساله بعد از پيروزي انقلاب اسلامي يعني سالهاي 1358 تا 1368 دوران سختي بود که به لحاظ شورشهاي داخلي قومي و گروهکي و جنگ تحميلي 8 ساله که صدام و حزب بعث عراق مجري آن بودند ولي اکثر دولتهاي عرب و تمام قدرتهاي شرقي و غربي در طراحي و حمايت و تأمين مالي و اطلاعاتي و تسليحاتي آن شرکت داشتند، نيز دوران سختي بود ولي حجم حوادث دو سال اخير و کيفيت و سنگيني آنها حتي از آن 10 سال هم بيشتر بود.
قصد مطلقسازي نداريم ولي قضاوت منصفانه اينست که دولت چهاردهم عليرغم نارسائيها و نابسامانيهاي اقتصادي که به ارث برده بود و با توجه به فشارهاي فراواني که از داخل و خارج تحمل ميکند، در مديريت کشور و مواجهه با اينهمه حادثه تلخ، توطئههاي رنگارنگ و جنگهاي سنگين نمره قابل قبولي دارد. درست است که بحران اقتصادي ناشي از تحريمها و شرايط گذشته، مردم را رنج ميدهد و دولت چهاردهم نتوانسته گراني و تورم را مهار کند ولي تنظيم امور جامعه بگونهاي که زندگي عادي جريان داشته باشد هنر بزرگي است که اين دولت از خود نشان داده است.
شرايط آينده با توجه به توطئههائي که دشمنان تدارک ديدهاند، بشدت خطيرتر و حساستر است. رئيس جمهور آمريکا بدون پردهپوشي سخن از دزديدن نفت ايران، ويران کردن زيرساختها و تسخير جزاير ايراني ميگويد. در جنگ 40روزه، علاوه بر آمريکا و رژيم صهيونيستي بسياري از دولتهاي عربي، تعدادي از دولتهاي غيرعرب منطقه، کشورهاي عضو ناتو و چند کشور ديگر با تمام امکانات عليه ايران فعال بودند. کار بزرگ مردم و نيروهاي مسلح ايران اين بود که در برابر تمام اين دولتها ايستادند و توطئه آنها را خنثي کردند. دولت هم عليرغم شرايط بسيار سختي که وجود داشت، شبانهروز براي خدمترساني و ترميم خرابيهاي جنگ مشغول فعاليت بود. ايران، هرگز جنگطلب نبوده و نيست ولي دشمنان ايران براي تجزيه اين کشور و غارت نفت و ثروتهايش برنامهها دارند. هرچند افراد کمي که البته پرسروصدا هستند جنگ را ترجيح ميدهند ولي عموم مردم ايران اعم از دولت و مردم و نيروهاي مسلح خواهان صلح شرافتمندانه هستند و اگر در برابر دشمن جنگطلب با صلابت و قهرماني ميايستند براي اينست که او را وادار به پايان دادن تجاوز کنند و منطقه را از شر متجاوزان سلطهطلبي که از آن طرف کره زمين به اين منطقه آمده و امنيت ملتها را به خطر انداختهاند نجات بدهند.
ما چه بخواهيم و چه نخواهيم دشمن براي رسيدن به اهداف شومش به توطئه عليه ايران ادامه خواهد داد. بنابراين، تنها راه اينست که مغرور نشويم و تصور نکنيم فقط با تکیه بر سلاحهائي که داريم ميتوانيم بر توطئهها و توطئهگران غلبه کنيم. اينکه در رسانههاي غربي و صهيونيستي از قدرت نظامي ايران با تعابير عجيب و غريبي سخن ميگويند و درباره آن مينويسند نبايد ما را به خودمان غره کند. اين احتمال را بدهيم که آنها با اين کارشان درصدد ايجاد نوعي غرور در ما براي غافل شدن از اهرمهاي مهم ديگري باشند که بيش از قدرت نظامي به آنها نيازمنديم و بدون آنها از قدرت نظامي کاري ساخته نيست. آنچه بيش از قدرت نظامي بکار دفاع از کشور و مقابله با تهاجم دشمن ميآيد، تفاهم ميان اضلاع مختلف جامعه از دولت تا نيروهاي مسلح و تا مردم است. بزرگترين ترفند دشمن اينست که ما را به قدرت نظاميمان مغرور و از تفاهم و اتحاد و انسجام ملي غافل کند. اين سلاح خطرناک را بايد از دست دشمن خارج کنيم و قدرت ملي ايران را بر پايههاي سهگانه نيروهاي نظامي، مردم و دولت ببينيم. در شرايط امروز با توجه به نقشه خطرناک دشمن براي آينده ايران، حمايت از دولت به اندازه حمايت از نيروهاي نظامي لازم است. با اين حمايتها بايد به مردم اميد داد و با تقويت روحيه و اعتماد عمومي، نقشه خطرناک دشمن را نقش بر آب کرد.