نيم نگاهي به مسير پيچيده و دشوار فرزند خواندگي در جامعه ماوقتي قانون، ميان مهرِ خانواده و آينده کودک
نيم نگاهي به مسير پيچيده و دشوار فرزند خواندگي در جامعه ماوقتي قانون، ميان مهرِ خانواده و آينده کودکان ديوار ميکشددر جامعه ما خانوادههاي بسياري هستند که به دلايل مختلف از نعمت فرزند محروم ماندهاند. در مقابل، کودکان بيسرپرست و بدسرپرست فراواني نيز وجود دارند که بيش از هر چيز، به آغوشي امن، خانهاي گرم و قلبي سرشار از محبت نياز دارند.چه زيباست اگر اين دو نياز، در کنار يکديگر به اميد و آرامش تبديل شوند؛ اما متأسفانه در بسياري از موارد، قوانين و تشريفات پيچيده، اين آرزو را به حسرت تبديل ميکند.بسياري از خانوادههاي شريف، متعهد و دلسوز با تمام وجود آمادهاند تا سرپرستي کودکي بيسرپرست را بر عهده بگيرند و همانند فرزند خود، با عشق و مسئوليت از او نگهداري کنند. اما وجود قوانين سختگيرانه و شرايط دستوپاگير، بسياري از آنان را از ادامه اين مسير منصرف ميسازد.يکي از مواردي که همواره مورد انتقاد قرار ميگيرد، الزام به* انتقال يا ثبت بخشي از اموال به نام کودک* و همچنين عبور از مراحل پيچيده و طولاني اداري است. آيا شايسته است خانوادهاي که تنها انگيزهاش محبت، انساندوستي و ساختن آينده يک کودک است، براي اثبات حسن نيت خود از چنين موانع دشواري عبور کند؟واقعيت اين است که هيچ تضميني وجود ندارد که حتي فرزند خوني نيز در آينده همانگونه که والدين انتظار دارند رفتار کند. کم نيستند خانوادههايي که تمام دارايي خود را به نام فرزندشان کردهاند، اما در سالهاي بعد با بيمهري، بيتوجهي و حتي رنج و تنهايي روبهرو شدهاند.پس چرا بايد خانوادهاي که با عشق و مسئوليت ميخواهد سرپرستي کودکي را بر عهده بگيرد، ناچار باشد از همان ابتدا دارايي خود را به نام او منتقل کند؟ آيا اين شرط، معيار مناسبي براي سنجش صلاحيت، محبت و مسئوليتپذيري خانوادههاست؟بدون ترديد، حفظ حقوق کودکان بيسرپرست ضروري و غيرقابل انکار است؛ اما حمايت از کودک نبايد به گونهاي باشد که راه را بر روي خانوادههاي صالح، امين و دلسوزاما بدون فرزند که مايلند محبت خود رابه انساني ديگرهديه کنند، ببندد. نتيجه چنين قوانين سختگيرانهاي آن است که هم خانوادهاي از نعمت فرزند محروم ميماند و هم کودکي از داشتن يک زندگي سرشار از محبت، امنيت و آيندهاي روشن.امروز بيش از هر زمان ديگري، بازنگري در قوانين فرزندخواندگي يک ضرورت اجتماعي است، نه يک انتخاب. بايد ميان حمايت از حقوق کودک و اعتماد به خانوادههاي شايسته، تعادلي منطقي و عادلانه برقرار شود تا هيچ کودک بيسرپرستي از داشتن خانواده و هيچ خانواده شايستهاي از نعمت فرزند محروم نماند.اميد است مسئولان و قانونگذاران با نگاهي واقعبينانه، دلسوزانه و آيندهنگر، زمينه اصلاح اين قوانين را فراهم کنند تا مسير فرزندخواندگي براي خانوادههاي واجد شرايط، آسانتر، عادلانهتر و انسانيتر شود.خزلي - خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي در ايلام*ماده 14 قانون حمايت از کودکان و نوجوانان بيسرپرست و بدسرپرست دادگاه در صورتي حکم سرپرستي صادر مينمايد که درخواستکننده سرپرستي، بخشي از اموال يا حقوق خود را به کودک يا نوجوان تحت سرپرستي تمليک کند. تشخيص نوع و ميزان مال يا حقوق مزبوربا دادگاه است. در مواردي که دادگاه تشخيص دهد اخذ تضمين عيني از درخواستکننده ممکن يا به مصلحت نيست و سرپرستي کودک يا نوجوان ضرورت داشته باشد، دستور اخذ تعهد کتبي به تمليک بخشي از اموال يا حقوق در آينده را صادر و پس از قبول درخواستکننده و انجام دستور، حکم سرپرستي صادر ميکند.تبصره:در صورتيکه دادگاه تشخيص دهد اعطاي سرپرستي بدون اجراي مفاد اين ماده به مصلحت کودک يا نوجوان ميباشد، به صدور حکم سرپرستي اقدام مينمايد.