پنجرهاي که باز نشداستقلال قرباني وعدهها و مديريت پرخطاپنجره نقلوانتقالات باشگاه استقلال سرانجام ب
پنجرهاي که باز نشداستقلال قرباني وعدهها و مديريت پرخطاپنجره نقلوانتقالات باشگاه استقلال سرانجام باز نشد، اتفاقي که حالا ديگر از يک دغدغه موقت فراتر رفته و به بحراني جدي براي يکي از بزرگترين باشگاههاي فوتبال ايران تبديل شده است. درحالي که مديران باشگاه طي روزهاي گذشته بارها از حل قريبالوقوع مشکلات و باز شدن پنجره خبر داده بودند، پايان مهلت مقرر نشان داد وعدهها عملي نشده و استقلال همچنان از ثبت قرارداد بازيکنان جديد محروم است، اتفاقي که بيش از هر چيز، اعتبار مديريتي باشگاه را زير سؤال برده است.استقلال در شرايطي وارد روزهاي حساس پيش از آغاز فصل ميشود که کادر فني هنوز نميتواند با تمام ظرفيت خود برنامهريزي کند. بازيکناني که با اميد حضور در ترکيب آبيها قرارداد بستهاند، در بلاتکليفي قرار دارند و سرمربي تيم نيز ناچار است تمرينات را بدون اطمينان از در اختيار داشتن تمامي مهرههايش دنبال کند. اين وضعيت، ضربهاي مستقيم به روند آمادهسازي تيم محسوب ميشود، آن هم در فصلي که هواداران انتظار دارند مثل هميشه استقلال براي قهرماني بجنگد.اما پرسش اصلي اين است که مقصر اين وضعيت چه کساني هستند؟ نخستين مسئوليت متوجه مديران فعلي باشگاه است. مديريت استقلال از زمان اطلاع از پروندههاي مالي و حقوقي فرصت کافي براي برنامهريزي، تأمين منابع مالي و مذاکره با طلبکاران داشت، اما ناتواني در حل اين پروندهها باعث شد باشگاه در حساسترين مقطع فصل با پنجرهاي بسته روبهرو شود. وقتي مديران بارها از حل مشکل سخن ميگويند اما در عمل نتيجهاي حاصل نميشود، طبيعي است که افکار عمومي عملکرد آنها را با ديده ترديد بنگرد.البته سهم مديران گذشته نيز قابل انکار نيست. بسياري از پروندههايي که امروز استقلال را گرفتار کرده، حاصل قراردادهاي غيرحرفهاي، تعهدات مالي بدون پشتوانه و مديريت ناپايدار سالهاي قبل است. تغييرات مداوم در سطح مديريت، نبود پاسخگويي و انتقال مشکلات از يک دوره به دوره بعد، باعث شده استقلال سالهاست هزينه تصميمهايي را بپردازد که هيچکس مسئوليت مستقيم آنها را بر عهده نميگيرد.در کنار مديريت باشگاه، هيئتمديره نيز نميتواند خود را از اين بحران کنار بکشد. وظيفه هيئتمديره تنها تصويب تصميمها نيست، بلکه بايد بر عملکرد مديرعامل نظارت کند و پيش از تبديل شدن يک پرونده به بحران، راهکارهاي لازم را ارائه دهد. بسته ماندن پنجره نقلوانتقالات نشان ميدهد اين نظارت يا کافي نبوده يا نتوانسته به نتيجه برسد.در اين ميان، بيشترين آسيب متوجه هواداران است. ميليونها هوادار استقلال هفتهها با وعده باز شدن پنجره زندگي کردند، اما در نهايت با واقعيتي تلخ روبهرو شدند. آنها انتظار داشتند اخبار نقلوانتقالات و جذب بازيکنان باکيفيت را بشنوند، نه اينکه هر روز نگران بدهيها، پروندههاي حقوقي و محروميتهاي بينالمللي باشند.اکنون ديگر زمان وعده دادن گذشته است. مديران استقلال بايد با شفافيت درباره دلايل باز نشدن پنجره، اقدامات انجامشده و برنامه دقيق براي خروج از اين بحران توضيح دهند. سکوت يا تکرار وعدههاي بدون نتيجه، تنها فاصله ميان باشگاه و هواداران را بيشتر خواهد کرد.استقلال باشگاهي با سابقه قهرماني در آسياست و شأن چنين باشگاهي با تکرار بحرانهاي مديريتي سازگار نيست. اگر اين اتفاق به نقطهاي براي اصلاح ساختار مالي و حقوقي باشگاه تبديل نشود، بسته ماندن پنجره نقلوانتقالات تنها يک محروميت موقت نخواهد بود، بلکه نمادي از بحراني عميقتر در مديريت باشگاهي خواهد شد، بحراني که اگر درمان نشود، ميتواند آينده فني استقلال را نيز تحت تأثير قرار دهد.