عظمت مقام رسول گرامي اسلامدر بيان آيتالله العظمي جوادي آملي به مناسبت 28 صفراشارهبه مناسبت 28 صفر، سالروز رحلت جانسوز رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفي(صليالله عليه وآله وسلم) فرازهايي از فرمايشات آيتالله العظمي جوادي آملي در بيان عظمت مقام آن حضرت از ديدگاه قرآن را از نظر ميگذرانيم.***... وجود مبارک رسول گرامي اسلام(ص) جلوهاي از صفات رحمت و رئوفيت خداي سبحان است. وجود مبارک رسول گرامي را که ذات اقدس الهي در قرآن معرفي ميکند او را شاگرد لَدنّي ميداند که کلّ جهان را با کتاب خود هدايت ميکند. ذات اقدس الهي وقتي از رسولش ياد ميکند او را به عنوان رحمت جهانيان، رحمت عالميان معرفي ميکند.قرآن از صدر تا ساقه پيامبر را معرفي ميکند و به ما ميفرمايد شما در بخش نازلِ رسالت آن رسول قرار داريد آن بخش والايي رسالت رسول در دسترس شما نيست اينکه گفته شد خُلق رسول گرامي، قرآن کريم است. يعني قرآن شناسنامه آن حضرت است اگر وجود مبارک رسول گرامي بخواهد به صورت يک کتاب در بيايد ميشود قرآن و اگر قرآن بخواهد به صورت يک انسان متمثّل بشود، ميشود رسول گرامي(ص).تاريخ زندگي رسول خدا را ذات اقدس الهي بايد تبيين کند و کرد و کتاب تاريخي آن حضرت بايد قرآن کريم باشد، چه اينکه هست. و اهلبيت عصمت و طهارت که مفسّران اصيل و راسخان در علم هستند، بايد رسالت رسول گرامي را تبيين کنند که کردند. وظيفه ما دو چيز است يکي فهم و درک شأن نزول رسالت و برنامه آن حضرت است و دوم تطبيق کارهاي خودمان بر سيره و سنّت آن حضرت ميباشد.خداي سبحان آن حرمتي را که براي رسول خدا داشت، مرحله نازله آن را براي امت اسلامي و مؤمنان نيز قرار داد. در سوره مبارک «احزاب» اين اصل ادب و احترامي نسبت به حضرت را به ما آموخت، فرمود: (إِنَّالله وَ مَلائِکَتَهُ يصَلُّونَ عَلَي النَّبِي يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً)،[1] اين اِجلال و تکريم بيسابقه را ذات اقدس الهي نسبت به رسول خود روا داشت و فرمود خدا و همه فرشتگاني که در صحابت رحمت الهي هستند، با هم بر آن حضرت درود ميفرستند و شما هم به اين سنّت الهي «ائتساء» و "اقتداء" کنيد. در همان سوره مبارکه «احزاب»، درباره مؤمنان به آن حضرت هم چنين عنايتي را مبذول کرد، فرمود: (هُوَ الَّذي يصَلِّي عَلَيکُمْ وَ مَلائِکَتُهُ لِيخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ)؛[2] خدا بر مؤمنين صلوات ميفرستد و ملائکه خدا هم بر مؤمنين صلوات ميفرستند تا شما را نوراني کنند، گرچه تفاوت عميقي بين اين دو صلوات هست و ما آن شأنيت را نداريم که خدا با آن جلال و شکوهي که بر پيغمبر صلوات ميفرستد بر ما صلوات بفرستد، اما در هر حال نشان ميدهد که اين ظرفيت هست که انسان و جامعه با طي کردن راه پيغمبر، نوراني شود.خداوند بخشي از برنامههاي رسول گرامي را در پايان سوره مبارکه «اعراف» بيان کرد. فرمود او آمده که شما را آزاد کند، او آمده تا اين قيود و زنجيرهايي که با آنها دست و پاي خودتان را بستيد باز کند. برخي از زنجيرها را شما با دست خودتان بستيد، برخي از زنجيرها را ديگران بر دست و پا و گردن شما آويختند. اين تشريفات زايد، اين تمنّيات زايد، اين غرور و خودخواهي، اينها همه زنجيرهايي است که انسان به خود بسته است و رسول خدا آمده تا (وَ يضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي کانَتْ عَلَيهِمْ).[3]اميرالمؤمنين(سَلَامُالله عَلَيه) بعد از رحلت وجود مبارک پيامبر(ص)، وقتي به حضرت عرض کردند که چرا خضاب نميکنيد؟، فرمود: «نَحْنُ قَوْمٌ فِي مُصِيبَةٍ» [4] ما مصيبتزده هستيم. در بخشي از نهجالبلاغه آمده است «لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِکَ مَا لَمْ ينْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيرِک»، [5] درست است که هر عالِمي، هر دانشمندي، هر امام و پيامبري رحلت کند يک حادثه سنگيني است، اما حادثهاي که مشابه حادثه رحلت رسول اکرم باشد نيست زيرا با رحلت شما چيزي از ما قطع شده است که جبرانناپذير است، با رحلت شما آن وحي الهي که ميآمد قطع شد، لذا ما قومي مصيبتزده هستيم.فضاي نزول قرآن و فضاي بعثت رسول خدا (عَلَيهِ وَ عَلي آلِهِ آلَافُ التَّحِيةِ وَ الثَّنَاء) را وجود مبارک حضرت امير(ع) در همان خطبههاي اوّليه نهجالبلاغه مشخص کرد و فرمود جهان در عصر بعثت اين بود که برخي «مُلحد» بودند، بعضي «مُشرک» بودند و «صَنم» و «وَثَن» خداي آنها بود، بهداشت نداشتند، آب سالم نداشتند،[6] رحم و مروّت دروني نداشتند، اقتصاد سالم نداشتند و رسول خدا آمد الحاد را برداشت، شرک را برداشت آن اختلاف را برداشت، اتحاد را به جاي اختلاف گذاشت، توحيد را به جاي شرک گذاشت، «وَثَن» و «صَنَم» را برداشت، فرمود: «طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ بَينَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِي اسْمِهِ»،[7] اين بيان مبسوط را وجود مبارک حضرت امير به عنوان شأن نزول رسالت و شأن نزول اصل قرآن بيان کرده است.ــــــــــــــــــــــــ1- سوره احزاب، آيه562- سوره احزاب، آيه433- سوره اعراف، آيه1574- نهج البلاغة (للصبحي صالح)، حکمت4735- نهج البلاغة (للصبحي صالح)، خطبه2356- نهج البلاغة (للصبحي صالح)، خطبه26؛ «...وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَي شَرِّ دِينٍ وَ فِي شَرِّدار مُنِيخُونَ بَينَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَياتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْکَدِرَ وَ تَأْکُلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِکُونَ دِمَاءَکُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَکُمْ الْأَصْنَامُ فِيکُمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِکُمْ مَعْصُوبَة».7- نهج البلاغة (للصبحي صالح)، خطبه1