بسمالله الرحمن الرحيم
همزمان با پنجمين سالگرد سلطه گروه تروريستي – تکفيري طالبان بر افغانستان که اين هفته تحليلهاي مربوط به آن در رسانهها منتشر شد، انتظار اين بود که وزارت امور خارجه کشورمان حداقل به سه سؤال پاسخ ميداد.
1- مسئولان سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در اين 5 سال براي استمرار روابط حسنه با مردم افغانستان و دفاع از حقوق قانوني، ملي و شرعي آنها که توسط طالبان پايمال شده و ميشود چه اقداماتي کرده است؟
2- در ازاي امتيازاتي که وزارت امور خارجه ايران به حکومت خودخوانده و نامشروع طالبان داده، چه دستاوردي داشته است؟
3- با توجه به مسائل امنيتي مهمي که مهاجران غيرقانوني افغاني براي ايران به وجود آوردهاند و در جنگ تحميلي 12روزه بخشي از آنها براي همگان آشکار شد و دولت نيز تصميم به اخراج آنها گرفت، اقدامات عملي اين تصميم به چه نتايجي منجر شد و اکنون در چه مرحلهاي قرار دارد؟
در مورد بخش امنيتي علاوه بر آنچه در جنگ تحميلي 12روزه آشکار شد، در دو سال اخير آدمربائيها و ترورهائي در تهران و مشهد صورت گرفت که قربانيان آنها افراد سرشناس افغانستاني پناهنده به ايران بودند و اطلاعات موجود حکايت از برنامهريزي اين ترورها توسط عناصر طالبان در سفارت و کنسولگري افغانستان در تهران و مشهد دارند. انتظار اين بود که وزارت امور خارجه کشورمان اطلاعاتي درباره نتايج تحقيقات مربوط به اين ترورها و آدمربائيها را در اختيار رسانهها و افکار عمومي قرار ميداد ولي متأسفانه چنين اتفاقي نيفتاد. مسئولان ارشد وزارت امور خارجه با سکوت پر رمز و راز خود درباره ناامنيهاي به وجود آمده توسط مهاجران غيرقانوني افغانستاني در کشورمان آنچنان از طالبان و حکومت خودخوانده و نامشروعش حمايت ميکنند که گوئي با آنها قوم و خويشي خاص دارند! همين هفته نيز وزير خارجه و سخنگوي وزارت خارجه درباره ايجاد تسهيلات براي ويزاي اتباع افغاني و امور تجاري آنها سخناني گفتند که گوئي اين قوم و خويشي امري جدي است به ويژه آنکه بارديگر اشاراتي محتاطانه هم درباره به رسميت شناخته شدن طالبان داشتند که تصور شود جمهوري اسلامي ايران يک بدهي بزرگ به اين حکومت نامشروع دارد که بابت تأخير در پرداخت آن عرق شرم از پيشانيش ميچکد!
درباره سؤال اول که به حقوق مردم افغانستان و روابط حسنه جمهوري اسلامي ايران با اين ملت مربوط ميشود لازم است يادآور شويم که غير از طالبان، ساير مردم افغانستان انسانهاي شريفي هستند که در طول تاريخ با ملت ايران روابط گرم و صميمانهاي داشتند و اکنون نيز دوطرف خواهان استمرار آن هستند. مردم افغانستان هرگز حمايتهاي جمهوري اسلامي ايران در دوران اشغال کشورشان توسط شوروي و سپس اشغال 20 ساله توسط آمريکا را فراموش نميکنند. متأسفانه در 5 سال اخير سلطه طالبان بر افغانستان، وزارت خارجه کشورمان به خواستههاي مردم افغانستان بيتوجهي کرد و به طالبان که نه راي مردم را دارد و نه به قانون اساسي تن ميدهد امتيازات زيادي از قبيل سفارت، کنسولگري و تسهيلات جاري داد. وزارت خارجه به مردم ايران گزارش بدهد در قبال امتيازات فراواني که به حکومت خودخوانده و نامشروع طالبان داده چه امتيازي به دست آورده است؟
سؤال اساسي ديگري که مطرح کردهايم به همين موضوع مربوط است. آيا مشکل حقابه ايران حل شد؟! آيا حقوق مردم افغانستان در اِعمال فقه جعفري که قانون اساسي جمهوريت آن را به رسميت شناخته بود و طالبان آن را لغو کرد به آنها برگشت؟! آيا نهادهاي رسمي جمهوري اسلامي که سالها بود در افغانستان فعاليت ميکردند و طالبان آنها را منحل کرد فعاليت خود را ازسر گرفتند؟! آيا زبان فارسي که طالبان با آن سرسختانه مبارزه ميکند و فارسيزبانها را از حقوق، خانهها و املاکشان محروم مينمايد به جايگاه قبلي خود برگشت؟!
با استمرار چنين وضعيت ضدانساني که طالبان در افغانستان حاکم کرده، سخن از به رسميت شناختن حکومت اين گروه يک انحراف بزرگ از اصول و آرمانهاي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي است. موضع نظام جمهوري اسلامي اين بود که طالبان تا از طريق يک انتخابات آزاد به آراء مردم افغانستان تن ندهد به رسميت شناخته نخواهد شد. اکنون چه اتفاقي در راهروهاي وزارت خارجه افتاده که سخن از به رسميت شناخته شدن طالباني ميگويند که رسماً اعلام کرده هرگز به آراء مردم مراجعه نخواهد کرد چون اعتقادي به آن ندارد؟