موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13433
نگاهی به حیات علمی و فکری محمدرضا حکیمیبه بهانه سالروز درگذشت31 مرداد ماه سالروز درگذشت علامه محمدرض

نگاهی به حیات علمی و فکری محمدرضا حکیمیبه بهانه سالروز درگذشت31 مرداد ماه سالروز درگذشت علامه محمدرضا حکيمي (1314-1400ش) الهي‌دان، شاعر، نويسنده آثار ديني و از باورمندان مکتب تفکيک است. وي حکيمي از منتقدان فلسفه صدارئي بود و آثاري در نقد الهيات صدرايي نگاشته بود. به باور او عقل ديني‌، خودبنياد است و براي شناخت معارف دين بايد مستقل از فلسفه انديشيد. بر همين اساس مهم‌ترين اثر او مجموعه حديثي الحياة است که تلاش کرده است يک نظام فکري براساس احاديث شيعي تصوير کند. حکيمي، در عرصه سياسي و اجتماعي، عدالت‌محور و فقرستيز بود. او حکومت ديني‌ را با معيار عدالت‌ورزي و اجراي عهدنامه مالک اشتر ارزش‌گذاري مي‌کرد. از همين رو او را «فيلسوف عدالت» ناميده‌اند. انديشه‌هاي تفکيکي و اجتماعي و سياسي او مورد انتقاد برخي محققان قرار گرفته است. او نويسنده‌اي پر اثر بود و آثار او معمولاً با ادبياتي حماسي نوشته شده‌اند. الحياة،‌ خورشيد مغرب، امام در عينيت جامعه، الهيات الهي و الهيات بشري، و مکتب تفکيک برخي از آثار او هستند. در بزرگداشت او نيز آثاري همچون «مرزبان توحيد، کارنامه محمدرضا حکيمي» منتشر شده است.زندگي‌نامه علميمحمدرضا حکيمي در 14 فروردين سال 1314ش. در مشهد به دنيا آمد. او در دوازده سالگي تحصيلات حوزوي را از مدرسه نواب مشهد آغاز کرد و در طول دوران تحصيل از اساتيدي چون اديب نيشابوري دوم (درگذشت 1355ش)، ميرزا احمد مدرس، حاج شیخ مجتبي قزويني (درس‌هاي فلسفي و الهياتي)، حاج شیخ هاشم قزويني، سيد محمدهادي ميلاني (خارج فقه و اصول)، آقابزرگ تهراني، غلامحسين محامي بادکوبه‌اي، علي‌اکبر الهيان (درگذشت 1380ق) و اسماعيل نجوميان استفاده کرد. در سال 1380ق از آقابزرگ تهراني اجازه روايت گرفت. حکيمي هم‌چنين مقداري از علوم غريبه را نزد حاج شیخ مجتبي قزويني و سيدابوالحسن حافظيان مشهدي (درگذشته 1360ش) و برخي ديگر از استادان آموخت. گفته شده، با آنکه در دهه چهل شمسي عالمان مشهد مردم را به مراجع نجف ارجاع مي‌دادند، حکيمي هوادار امام خميني بود و تلاش کرد که استادش حاج شیخ مجتبي قزويني را با خود همراه کند. در نتيجه قزويني با همراهي عده‌اي ديگر از علماي ديني مشهد به قم رفته و با آيت‌الله خميني ديدار کردند. حکيمي به خاطر فعاليت‌ها و سخنانش در جلسات تحت فشار دستگاه‌هاي امنيتي حکومت پهلوي قرار گرفته بود و به گفته خودش چندبار در شهرهاي مختلف بازداشت و زنداني شده بود. حکيمي در مشهد جلساتي با نام الغدير داير کرده بود و درباره کتاب الغدير گفتگو و سخنراني برگزار مي‌کرد.استاد حکيمي در خرداد سال 1345ش از خراسان به تهران رفت. او با آيات مرتضي مطهري و محمدتقي جعفري دوستي داشت. وي با دکتر علي شريعتي نيز از مشهد و در کانون حقايق اسلامي آشنا شده و با او ارتباط گسترده‌اي داشت. دکتر شريعتي در نامه‌اي به استاد حکيمي وصيت کرده و اجازه تصحيح آثارش را داده بود. ولي حکيمي از آنجا که نوشتن کتاب الحياة را لازم‌تر مي‌دانست و نيز به دليل کثرت آثار شريعتي و هم‌چنين اين که اشکالات آثار شريعتي را بنيادين نمي‌دانست، اقدام مهمي در اين زمينه نکرد. استاد حکيمي نويسندگي را از جواني آغاز کرد و قديمي‌ترين متن منتشر شده او مقاله‌اي است درباره غدير که در 1340ش در نامه آستان قدس منتشر شد. استاد محمد اسفندياري، نويسنده و پژوهشگر تاريخ اسلام، حکيمي را نويسنده‌اي صاحب سبک و يکي از بيست نويسنده برتر در نثر فارسي مي‌داند. او هم‌چنين به دو زبان فارسي و عربي شعر مي‌گفت و در طول سال‌هاي 1333 تا 1345ش که در مشهد بود در انجمن‌هاي ادبي مشهد به‌ويژه انجمن فردوسي شرکت مي‌کرد. او نخستين قصيده عربي خود را در 19 سالگي براي استادش اديب‌ نيشابوري دوم سرود. قصيده‌ عينيه‌اي که حکيمي در 25 سالگي و در استقبال از يکي از قصائد ابن‌سينا سروده بود مورد تمجيد علامه حائري سمناني و بديع الزمان فروزانفر قرار گرفت. بخشي از شعرهاي حکيمي در کتابي با نام «ساحل خورشيد» منتشر شده است. در سال‌هاي 1384ش و 1400ش دو تمبر يادگاري پستي با تصوير او منتشر شده است.استاد حکيمي چون مي‌خواست مبارزه کند، هيچ‌گاه ازدواج نکرد. وي با آنکه در حوزه علميه تحصيل کرده بود و مدتي طولاني نيز لباس رسمي روحانيان را مي‌پوشيد، ولي پس از چندي ديگر اين لباس را بر تن نمي‌کرد. علامه حکيمي در 31 مرداد 1400 شمسي به علت ابتلا به بيماري کرونا درگذشت. آيت‌الله سيدجعفر سيدان بر او نماز خواند و در رواق دارالحجه حرم امام رضا(ع) دفن شد.آثارعلامه حکيمي نويسنده‌اي پر کار بود. از او بيش از 50 کتاب منتشر شده است. هم‌چنين او بر بيش از 30 کتاب‌ مقدمه نوشته و براي 37 کتاب يادنامه نيز مقاله نوشته است. آثار استاد محمدرضا حکيمي را در پنج گروه دسته‌بندي کرده‌اند؛ نخست آثاري که درباره مکتب تفکيک هستند، دوم آثاري که با هدف تبويب و تبيين روايات اهل‌بيت نگاشته شده‌اند، آثاري که شناساننده آموزه‌هاي فردي و اجتماعي اسلام هستند، چهارم آثاري که با محوريت زندگي عالمان دين تدوين شده‌اند و بالاخره کتاب‌هايي که مجموعه مقالات متفرقه حکيمي را خود جا داده‌اند. برخي از آثار او عبارتند ازالحياة مجموعه‌اي حديثي که با همراهي دو تن از برادرانش آن را نگاشته است. خورشيد مغرب. امام در عينيت جامعه. الهيات الهي و الهيات بشري (در دو جلد). حماسه غدير. مکتب تفکيک. بيدارگران اقاليم قبله. عقلانيت جعفري. اجتهاد و تقليد در فلسفه. معاد جسماني در حکمت متعاليه. مقام عقل و پيام جاودانه.انديشه‌هاي تفکيکياستاد محمدرضا حکيمي دانش‌آموخته عالمان مکتب تفکيک بود و بدان باور داشت و در ترويج آن مي‌کوشيد. بر همين اساس نخستين کسي بود که از عنوان مکتب تفکيک استفاده کرد و کتابي درباره اين مکتب نوشت و آن را تبيين کرد. در اين نظام انديشگي که مکتب معارفي خراسان هم ناميده شده است، تأکيد فراواني بر تفکيک بين فلسفه و عرفان و باورهاي ديني مي‌شود. براساس تبيين استاد حکيمي اين سه، راه‌هاي مختلفي در نظام شناخت انساني هستند و فلسفه و عرفان نمي‌تواند جايگزين شناخت ديني بشود. از منظر او براي شناخت آموزه‌هاي ديني بايد از ثَقَلَين (قرآن و حديث) کمک گرفت نه از مقدمات فلسفي و عقل ناقص. حکيمي در راستاي تبيين مکتب تفکيک اصطلاح «عقل خودبنياد ديني» را ساخته است. منظور او از عقل خودبنياد ديني که آن را بالاترين مرحله از مراحل هفت‌گانه عقل مي‌داند، عقلي است که در سايه وحي قرار مي‌گيرد و يافته‌هايش را با آموزه‌هاي وحياني مي‌سنجد. به گفته حکيمي در کتاب «اجتهاد و تقليد در فلسفه»، عقل دچار ده گونه محدوديت در شناخت حقايق است.نقد باورهاي فلسفيحکيمي در کتاب‌ها و مقالات متعددي باورهاي فلسفي رايج به ويژه نظام فکري صدرايي را نقد کرده است. به عنوان مثال در کتاب «الهيات الهي و الهيات بشري»، الهيات ناشي از فلسفه را الهيات بشري توصيف کرده و آن را در مقابل الهيات الهي قرار مي‌دهد. حکيمي هم‌چنين در چند مقاله تبيين حکمت متعاليه از معاد جسماني را نقد کرده است. اين مقالات بعدها در کتابي با «نام معاد جسماني در حکمت متعاليه» منتشر شدند. البته منتقدان حکيمي برداشت‌هاي او از منابع فلسفي را قابل دفاع نمي‌دانند و او را متهم به استفاده ابزاري از کلمات فيلسوفان مي‌کنند. سيد حسن اسلامي نيز در مقاله‌اي کتاب «معاد جسماني در حکمت متعاليه» را نقد کرده و برداشت‌هاي حکيمي از مطالب ملاصدرا را تخطئه کرده است. رضا آذريان نيز در کتاب «بازخواني معاد جسماني صدرائي»، با عنوان فرعي نقد قرائت تفکيکي از معاد جسماني، تبيين محمدرضا حکيمي از معاد جسماني را نقد کرده است.انديشه‌هاي سياسي و اجتماعيحکيمي نگاه عدالت‌خواهي و فقرستيزي داشت و بدين خاطر از حضور در جشنواره‌ها خود‌داري مي‌کرد وبراين باور بود که هزينه‌ اين گونه مراسم بايد در جهت فقر زدايي از جامعه مصرف شود. از جمله يک بار که از حضور در جشنواره فارابي ابا کرده بود، در باره آن نوشت: «اطلاع يافتم که به عنوان يکي از برگزيدگان جشنواره فارابي انتخاب شده‌ام... به استحضار مي‌رساند که اينجانب در جشنواره‌ها حضور نمي‌يابد. در جشنواره اخير نيز حضور نيافته و جايزه‌اي دريافت نکرده است. همان‌گونه که پيش‌تر هم يادآور شده‌ام، بار ديگر تأکيد مي‌کنم که تا هنگامي که در جامعه ما فقر و محروميت مرئي ونامرئي بيداد مي‌کند، برگزاري چنين جشنواره‌هايي، از نظر اينجانب در اولويت نيست. در اين جشنواره از فاضلان و استاداني، به نام خدمت 50 ساله به علوم انساني تجليل شده است. پرسش اين است آيا اين علوم براي ثبت در کتاب‌ها و در دنياي ذهنيت است يا براي خدمت به انسان و حفظ حقوق انسان و پاسداري از کرامت انسان است در واقعيت خارجي و عينيت؟ نصابِ مقام انسان در معيشت و زندگي به منظور رشد متعالي، رسيدن به اقامه «قسط قرآني» در حيات اقتصادي است (ليقوم الناس بالقسط) و برخوردار بودن انسان‌ها از حيثيت و کرامت و آزادي در حيات اجتماعي و سياسي (ولقد کر منا بني آدم». به اعتقاد ايشان «آري، بايد بکوشيم تا جامعه ما چنان نباشد که درباره‌اش بتوان گفت: «از دو مفهوم انسان و انسانيت، اولي در کوچه‌ها سرگردان است و دومي در کتاب‌ها»! از منظر حکيمي، دين براي تربيت و سياست آمده است و پديده‌اي الهي-اجتماعي است. هدف جامعه ديني ايجاد زمينه رشد است و اين زمينه بدون اجراي عدالت به هيچ وجه محقق نمي‌شود. از نظر استاد حکيمي اصل اقامه قسط بر همه اصول و قواعد فقهي حاکم و مقدم است و حاکم مي‌تواند به نفع طبقات فرودست در توزيع ثروت و تعديل ثروت‌هاي وافر دخالت کند. او کتاب «منهاي فقر» را در همين راستا نوشت و برخي اين کتاب را انقلابي‌ترين کتاب حکيمي دانستند. تأکيد استاد حکيمي بر عدالت تا آنجاست که او را «فيلسوف عدالت» ناميده‌اند. البته برخي، انديشه عدالت‌خواهي حکيمي در الحياة را متأثر از سوسياليسم دانسته است چنان‌که نظريه او تساوي‌گرايانه، نتيجه‌محور، باعث بزرگ‌ترشدن دولت و ناکارآمدي آن و محدودکننده مالکيت خصوصي ارزيابي شده است.انديشه سياسيبراساس مقاله «مباني و انديشه سياسي استاد محمدرضا حکيمي»، وي در آغاز به حاکميت فقهيان به عنوان نايب امام زمان(عج) معتقد بود ولي در ويرايش‌هاي بعدي آثارش نظرش را تغيير داد. حکيمي در دوران غيبت امامان شيعه، به حکومت مُسانِخ معتقد بود. حکومت مسانخ، حکومتي است که بيشترين سنخيت و شباهت را با حکومت امامان شيعه داشته باشد. معيار اين سنخيت اجراي عهدنامه مالک اشتر است. بنابراين چنين حکومتي مي‌تواند به صورت پارلماني نيز باشد و نيازي به انديشه ولايت فقيه ندارد. در عين حال استاد حکيمي از علاقمندان به انقلاب اسلامي ايران بود ولي اندک‌اندک به دليل آن‌که عدالت را در نظام جمهوري اسلامي ايران نيافت، دچار چرخش نظري شده و به يکي از منتقدان جدي نظام جمهوري اسلامي تبديل شد. برخي نويسندگان براي انديشه حکيمي در اين باب از تعبير «انقلابي که ناتمام ماند»، استفاده کرده‌اند.شعرعلامه حکيمي در شعر هم تبحر داشت و شعر آئيني ايشان شهرت دارد. به عنوان نمونه در يکي از اشعار آييني حکيمي آمده است.سوره توحيد در طشت طلا افتاده بودعرش گويي از مقام کبريا افتاده بودسر، ميان طشت خون، تا خون حق جوشد هميتن، به روي خاک داغ کربلا افتاده بودآتش اندر خيمه توحيد افکندند، چونآتش اندر خيمه آل عبا افتاده بودچهره ماه بني هاشم عيان از نوک نيدست عباس رشيد آيا کجا افتاده بود؟شِبه پيغمبر فتاده غرق در خون و آفتاباز غم اين داغ در حول و ولا افتاده بوددر غل و زنجير سجاد است و عالم واژگونسجده اندر دانه زنجيرها افتاده بودکاخ استبداد ويران گشت از فريادِ عدلزآنکه بانگ زينبي، در اشقيا افتاده بود!همرديفْ اطفال پيغمبر، به زنجير ستموه، چه نظمي در حروف «هل اتي» افتاده بودتا نواي حق شود در عالم از هر ني بلندشوري اندر تار و پود نينوا افتاده بوددر جلالِ کعبه عُشّاق، اندر قتلگاهاسمي از اسماي اعظم برملا افتاده بود!از تقاديرِ خَفي، گويي در اين دشت بلاخود برون از پرده، اسرار خدا افتاده بود!رحمت بي‌انتها گردد شفيع مذنبانبحر رحمت، اين‌چنين، بي‌انتها افتاده بودبزرگداشتدر دوازدهمين دوره همايش کتاب سال حوزه که در سال 1389ش در قم برگزار گرديد به پاسداشت خدمات علمي و فرهنگي و تأليفات به عنوان شخصيت برجسته علمي حوزه معرفي شد و مورد تقدير قرار گرفت. همچنين کتاب «الحياة» محمد رضا حکيمي در هجدهمين همايش کتاب سال حوزه که در سال 1395ش در قم برگزار گرديد از جمله آثار برگزيده همايش دوره هجدهم شناخته شد. کتاب «مرزبان توحيد، کارنامه محمدرضا حکيمي» در بزرگداشت او نوشته شده است. اين کتاب زير نظر سعيد حسيني منتشر شده است. کتاب دربردارنده بيش از 100 مقاله درباره حکيمي و انديشه‌هاي اوست و توسط انتشارات علمي و فرهنگي الحياة منتشر شده است. همچنين «فيلسوف عدالت، نگرشي به زندگي علمي و عملي علامه حکيمي»، که در سال 1383 منتشر شده و نويسنده آن کريم فيضي است. کتاب «راه خورشيدي» نوشته محمد اسفندياري نيز از کتاب‌هايي است که به عنوان آينه‌اي از انديشه‌هاي حکيمي توصيف شده است. اين کتاب را انتشارات دليل ما منتشر کرده است.*علامه حکيمي حکومت ديني‌ را با معيار عدالت‌ورزي و اجراي عهدنامه مالک اشتر ارزش‌گذاري مي‌کرد. از همين رو او را «فيلسوف عدالت» ناميده‌اند*علامه حکيمي نويسنده‌اي پر کار بود. از او بيش از 50 کتاب منتشر شده است. هم‌چنين او بر بيش از 30 کتاب‌ مقدمه نوشته و براي 37 کتاب يادنامه نيز مقاله نوشته است*مهم‌ترين اثر استاد حکيمي مجموعه حديثي الحياة است که تلاش کرده است يک نظام فکري براساس احاديث شيعي تصوير کند