امام صادق عليهالسلام و لزوم توجه به زندگي مردمدر آستانه سالروز ولادت حضرت امام صادق ششمين اختر تابن
امام صادق عليهالسلام و لزوم توجه به زندگي مردمدر آستانه سالروز ولادت حضرت امام صادق ششمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت قرار گرفته ایم . در سيره ائمه معصومين عليهمالسلام، بارزترين امتيازهاي جوامع ايده آل، داشتن اقتصادي سالم، پويا و وجود مجريان فعال، متعهد و کاردان در عرصههاي اقتصادي است. پيامبران الهي نيز براي ايجاد قسط و عدالت در سطح وسيع، در ميان اقشار مختلف جامعه و تامين نيازهاي مادي مردم و آباداني و آسايش آنان به وسيله توزيع عادلانه امکانات، سرمايهها، ايجاد زمينههاي مناسب، اطلاعرساني همگاني و بالاخره ترويج احسان، نيکوکاري و خدمت رساني کوشيدهاند تا مردم را به سوي سعادت و نيک بختي سوق دهند. اين تلاشها که در جهت تحقق بخشيدن به مقاصد الهي و اهداف آسماني اديان توحيدي و پيامبران و فرستادگان از سوي خداي متعال انجام ميگيرد، به منظور فراهم نمودن زمينههاي عبوديت و قرب الهي براي عموم انسانهاي سعادت طلب و حقيقت خواه ميباشد. حضرت امام جعفر صادق عليهالسلام نيز با تاسي به اجداد طاهرينش ضرورت رفع مشکلات مادي شهروندان را از اولويت زمامداران ميدانستند.آن حضرت کار و تلاش در راه تامين نيازهاي ضروري زندگي را همسان با جهاد در راه خدا قلمداد ميکردند و ميفرمودند: «الکاد لعياله کالمجاهد في سبيلالله (وسائلالشيعه، ج17، ص66) آن کس که براي تامين معاش خانوادهاش تلاش کند، همانند رزمنده در راه خدا است.» از منظر پيشواي ششم عليهالسلام، افراد سست عنصر و بيتفاوت، مورد خشم و غضب الهي هستند: "ان الله عز وجل يبغض کثرة النوم و کثرة الفراغ" (الکافي، ج5، ص84) خداوند متعال زيادي خواب و بيکار بودن را دشمن ميدارد.بهبود بخشيدن به وضع زندگي و تدارک برخي از برنامههاي اقتصادي در جامعه نه تنها نقص و عيبي براي يک انسان مسلمان به حساب نميآيد، بلکه ناشي از قوت ايمان و اراده استوار او در راه رسيدن به اهداف والاي معنوي است. رئيس مذهب جعفري عليهالسلام بر اين انديشه پاي ميفشرند که: "ينبغي للمسلم العاقل ان لا يري ظاعنا الا في ثلاث، مرمة لمعاش او تزود لمعاد او لذة في غير ذات محرم" (الکافي، ج5، ص78) کوچيدن براي يک مسلمان عاقل شايسته نيست مگر در سه مورد: بهبود بخشيدن به وضع اقتصادي، کسب توشه آخرت، رسيدن به لذتهاي حلال. (وسائلالشيعه، ج17، ص63) امام صادق از افرادي که در ظاهر زهد فروشي کرده، مردم مسلمان را به بهانه تقوا و ترک دنيا از فعاليتهاي اقتصادي منع ميکردند انتقاد مينمودند وشيوه غلط آنان را تخطئه ميکردند. نمونه آن ماجراي سفيان ثوري از عالمان زهد فروش زمان بود که امام صادق عليهالسلام با پاسخهاي منطقي خويش وي را به اشتباهاتش واقف ساخت و از تفکرات صوفي مآبانه و انحرافي وي به شدت انتقاد نمود و فرمود: "ميخواهم به تو سخني بگويم، خوب توجه کن، سخن من براي دنيا و آخرتت مفيد خواهد بود. اي سفيان! رسول گرامي اسلام در زماني زندگي ميکرد که عموم مردم از نظر اقتصادي در مضيقه بودند و پيامبر صليالله عليه و آله خود را با آنان در زندگي ساده و فقيرانه هماهنگ ميکرد، اما اگر روزگاري وضع معيشتي مردم بهتر شد اهل ايمان و نيکان و خوبان روزگار به بهره گيري از آن سزاوارترند نه انسانهاي فاجر و منافق و کافر.اي ثوري! به خدا سوگند! در عين حالي که وضع معيشتي خوبي دارم و از نعمتها و موهبتهاي خداوند متعال کمال بهره را ميبرم، اما از روزي که خود را شناختهام شب و روزي بر من نميگذرد مگر آنکه حقوق مالي خود را بر طبق فرمان خداي متعال که بر من واجب کرده است، ادا ميکنم و به مصرف مناسبش ميرسانم." (الکافي، ج5، کتاب المعيشه، ح1)امام صادق(ع) در عين حال در تبيين اندازه گيري معيشت مردم، سيرهاي درس آموز دارد. در آن روزگار نرخ گندم و نان، روز به روز در مدينه بالا ميرفت و نگرانى و وحشت بر همه مردم مستولى شده بود. آن كس كه آذوقه سال را تهيّه نكرده بود، در تلاش بود كه تهيّه كند و آن كس كه تهيّه كرده بود مواظب بود آن را حفظ كند. در اين ميان مردمى هم بودند كه به واسطه تنگدستى مجبور بودند روز به روز آذوقه خود را از بازار تهيّه كنند. امام صادق (عليهالسلام) از «معتب» وكيل خرج خانه خود پرسيد: ما امسال در خانه گندم داريم؟ عرض كرد: بلى يا ابن رسولالله! بقدرى كه چندين ماه را كفايت كند، گندم داريم! فرمود: آنها را به بازار ببر و در اختيار مردم بگذار و بفروش! عرض كرد: يا ابن رسولالله! گندم در مدينه ناياب است، اگر اينها را بفروشيم ديگر خريدن گندم براى ما ميسّر نخواهد شد. فرمود: همين كه گفتم، همه را در اختيار مردم بگذار و بفروش! "معتب" دستور امام را اطاعت كرد، گندمها را فروخت و نتيجه را گزارش داد. امام به او دستور داد: بعد از اين، نان خانه مرا روز به روز از بازار بخر. نان خانه من نبايد با نانى كه در حال حاضر توده مردم مصرف مى كنند تفاوت داشته باشد. نان خانه من بايد بعد از اين، نيمى گندم باشد و نيمى جو. من بحمدالله توانايى دارم كه تا آخر سال، خانه خود را با نان گندم به بهترين وجهى اداره كنم ولى اين كار را نمى كنم تا در پيشگاه الهى مسأله «اندازه گيرى معيشت» را رعايت كرده باشم. (تهذيب الأحكام، طوسى، دارالكتب الإسلامية، ج7، ص161) امام صادق عليهالسلام همچنين ميفرمايند: "صَلاحُ حالِ التَّعايشِ و التَّعاشُرِ مِلْءُ مِکيالٍ، ثُلثاهُ فِطنَةٌ و ثُلثُهُ تَغافُل" (تحف العقول، صفحه359) درستي وضع زندگي و معاشرت با مردم، پيمانه پُري را مانَد که دو سوم آن توجّه و هوشياري است و يک سومش ناديده گرفتن و چشم پوشي.اين سيره، به ما ميآموزد توجه به معيشت مردم و ايجاد شرايط مناسب زندگي براي آنان از وظايف کارگزاران حکومتهاست و غفلت از آن، بيتوجهي به سيره امامان هدايتگر ميباشد.