موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13445

جنگ از نظر دو ديدگاه اسلام و استكبار

شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي

... تاريخ زندگي انسان مملو از گزارش جنگها و زد و خوردها و كشت و كشتارها، ويراني‌ها و يتيم‌شدن‌ها، بيوه‌شدن‌ها محكوم شدن‌ها و سرمايه زندگي از دست دادن‌ها است. در طول اين تاريخ طولاني و دور و دراز، بايد سالهاي امنيت و آرامش براي ملت‌ها و جامعه‌ها را برشمرد، والا سالهاي متمادي جنگ است و نبرد، بطوريكه يكي از نويسندگان اخير به خودش جرأت داده كتابي بنويسد، تحت عنوان«زندگي، جنگ و ديگر هيچ». حال ببينيم آيا براستي يك عنصر ماجراجو و جنگ طلب است كه اين همه جنگ راه مي‌اندازد؟! يا اينكه طبع انسان صلح و آرامش مي‌طلبد و آدم دوست دارد، در جو امن و آرامش و تندرستي زندگي كند؟ و به حكم«نعمتان مجهولتان، الصحه و الامان.» كيست كه از ديدن كشتاره رنج نبرد؟ كيست كه از شنيدن ضجه‌ها و زاريها افسرده نشود؟ مگر افراد معدودي در دنيا باشند كه اينها از جنگ و خونريزي خوششان بيايد. خون آشام باشند حتي اين خون آشامها، ارتشهاي مزدور خود را اول با خودشان بيگانه مي‌كنند و مسخشان مي‌كنند، يعني انسانيتشان را مي‌گيرند تا بتوانند آنها را بر خلاف فطرت انسان، خون آشام بار بياورند. اگر چنين نيست پس دست زدن به جنگ و خونريزي و آتش‌سوزي و ويرانگري و آسيب رساني كه اين همه در صحنه تاريخ جنگ مي‌بينيم براي چيست؟ و جنگهاي تاريخ علي‌الاصول دو گونه و دو بخش‌ هستند.

اما بخش اول، جنگهائي هستند كه ناشي از افزون طلبي‌ها و خودكامگيها و استكبارها توسط انسانهائي است كه اگر همه دنيا را هم به آنها بدهند سير نمي‌شوند و بقول آن شاعر:

چشم تنگ مرد دنيا‌ دار را

يا قناعت پر كند يا خاك گور

انسانهائي هستند كه عاشق و تشنگان قدرت و كبريائي و عظمت و جاه و جلال و شكوهند، و هر قدر قلمرو ميدان اين كبريائي و عظمت گسترده‌تر و هر قدر تشريفاتش بيشتر باشد براي آنها دلپذيرتر است. لذا بيشتر جنگهاي تاريخ از خرد و كلان، بر اين محور بوجود آمده. پولدوست‌ها براي اينكه پول بيشتري بدست بياورند با استفاده از قدرت، مزدوراني را از همان پول استخدام مي‌كنند. چون آنها مي‌دانند پولشان هدر نمي‌رود و پولي كه به اين مزدوران ميدهند، مثل ساير پولهاست كه پول مي‌آورد. بنابراين منطق آنها اين است كه پول، پول مي‌آورد و ميگويند تو از راهش خرج كن، راهش هم اين است كه بايد در مسير چپاول ديگران قدم برداري. و لذا پولدوست‌هاي دنيا، يعني بندگان زر و سيم و آنهائيكه معبودشان مال و ثروت است، خيلي جنگ راه انداخته‌اند و گروههائي هم هستند كه چندان چشمداشتي به زر و سيم ندارند، و پول در نظر آنها كم ارزش مي‌باشد اما قدرت طلب هستند و خداي آنها قدرتمند شدن آنهاست كه طاغوت‌هاي اينگونه‌اي هم در تاريخ بسيار داريم و بسياري هستند كه شخصيت‌هاي تاريخ سازند، اما كدام تاريخ؟ تاريخ ددمنشي انسان، نه تاريخ انسانيت انسان. يعني در آن بخش ضد ارزش تاريخ، نه در بخش ارزشمندي تاريخ.

بنابراين چهره‌هاي برجسته بخش ضد ارزش تاريخ فراوانند يعني آنهائيكه به پول بي‌اعتنا بودند و به زن بي‌اعتنا بودند در اين ميدانها شكسته و خاضع نميشدند. اما براي بدست آوردن قدرت آنچه را كه جنايت از دستشان برآمده كرده‌اند. معمولاً برجسته‌ترين چهره‌هاي اين بخش تاريك تاريخ، آنهائي هستند كه «آنچه بدان همه دارند آنها به تنهائي دارند» و همه اين انگيزه‌هاي شيطاني را با يكديگر جمع كرده‌اند كه هم پول پرستند و هم شهوت پرست و هم قدرت پرست و در اين قسمت از جنگهاي تاريخ كه بخش اعظم از جنگهاست، جنگ افروزي قدرت پرستان و ثروت‌پرستان و شهوت پرستان، دو حالت گوناگون پيدا كرد. يكي آنجا كه، دو قدرت پرست با هم جنگ مي‌كنند يعني جنگ ما بين دو قدرت است، اما بيچاره‌هاي ديگر ابزار دست اينها هستند يعني اين يكي، يك سپاه را مجهز و بسيج مي‌كند، به ميدان كشت و كشتار ميفرستد كه حامي او و نگهدارنده تاج و تختش باشند، آن ديگر هم يك سپاه را بسيج مي‌كند و مي‌سازد و مي‌فرسند كه حامي قدرت طلبي، تاج و تخت و مسند پرستيش باشند. خيلي هم واضح است كه دوسردار با دو خان يا دو شاه، يا دو امپراطور با هم مي‌جنگند و اصلاً آنچه كه در صفحات تاريخ مي‌بينيد جنگ ميان آنهاست و رسماً جنگ به نام اينها ثبت شد. مثل جنگ«شاهپور ذوالاكتاف» يا امپراطور اين طرف با امپراطور آن طرف.

جنگ قدرت طلبان با مردم براي تسلط بر آنها

اما بخش ديگر، جنگ قدرت پرستها با مردمي است كه مي‌خواهند زير بار قدرت آنها نروند، و لذا جنگ ميان دو قدرت پرست نيست. بلكه جنگ ميان مردمي است كه مي‌خواهند تن به قدرت طلبي و قدرت خواهي و زورمداري اين تشنگان قدرت ندهند اينها مي‌خواهند خودشان را و رياستشان را با زور و سر نيزه بر مردم تحميل كنند. و لذا اين بخش دوم و نوع دوم در مجموعه‌اي كه از آن بعنوان گونه اول ياد كردم بهتر است كه بر حسب منطق قرآن همه اينها را در يك بخش جاي دادم.

جنگ ميان حق و باطل و نور و ظلمت

اما قرآن از نوع ديگر جنگ ياد مي‌كند كه اين جنگ، جنگ كلي ميان حق و باطل و جنگ ميان حق پرستان با هواداران باطل است و جنگ ميان خدا دوستان و ضد خداها و جنگ ميان نور و ظلمت است. چنانكه ما در زندگي بشر اين گرايش نوراني و درخشان را مي‌بينيم، كه يك عده‌اي همه چيزشان را تحت‌الشعاع عشق به حق و عشق به خدا و عشق به خير و عشق به كمال قرار ميدهند و حتي آزاد كردن مستضعفان را هم بعنوان بخشي از حق پرستي، شعار و هدف قرار ميدهند.

بنابراين همه ارزشها، اعم از ارزشهاي فردي يا ارزشهاي اجتماعي در نظر آنها، تحت‌الشعاع ارزش جاودانه بي‌نهايت و بي‌آغاز و بي‌پايان خداوندي است كه به حكم:«عظم الخالق في انفسهم و صغر ما دونه في اعينهم» خدا دردل آنها خانه كرده و قلب مؤمن خانه خداست و خانه اصلي خدا قلب مؤمن است. مسجد را هم كه مي‌گوئيم خانه خداست و كعبه را هم كه مي‌گوئيم خانه خداست مجازي است. اما اين يكي بيشتر حقيقت دارد كه قلب انسان مؤمن خانه خداست و آنجاست كه تجلي گاه راستين نور است آن نور مطلق است. لذا خدا در دل مؤمن جاي مي‌گرفته و همه قلب و مغز مؤمن را پر كرده به نحوي كه جاي خالي براي چيزهاي ديگر باقي نگذاشته و به همين جهت آنچه غير خداست در چشم مؤمن كوچك و كم ارزش است. يعني مؤمن همه چيز را فدائي راه خدا مي‌كند، حتي آزاديش را هم در راه خدا و ارزشهاي الهي فدا مي‌كند...

در طول تاريخ و در مجموعه بيكران انسانيت، كساني و گروههائي بوده و هستند و مراكزي وجود دارند كه اينها تجلي گاه حق و جلوه گاه نورانيت عالمند و همانطور كه خداوند مي‌فرمايد:‌الله نورالسموات والارض مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح في زجاجة

خدا نورانيت اين عالم هستي است و انسانهاي به خدا پيوسته جلوه گاه اين نورانيت در مجموعه انسانها هستند و اماكني و كانونهائي بر روي زمين وجود دارند كه اين اماكن و اين كانونها و اين مراكز، مركز رشد اين نورانيت در جامعه بشريت هستند. قران يك نوع جنگ را جنگ خدائي ميداند جنگ كساني است كه در راه دفاع و نگهباني از اين مراكز نورانيت بشريت بپا مي‌خيزند. قرآن در اين زمينه مي‌فرمايد: ولولا دفع‌الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم‌الله كثيراً

اگر نبود كه بر طبق خواسته خدا و سنت خدا و قانون خدا و فرمان خدا در جامعه بشري گروههائي از انسانها كه متجاوز به حريم حق و به حريم عدل و به حريم نورانيت هستند اينها به دست گروههاي ديگر، كه مدافعان اين حريم مقدس هستند دفع شوند، آن وقت همه خانه‌هاي روشنائي و نور در سراسر زمين ويران مي‌شد، يعني صومعه‌ها و كليساها و مسجدها و آن جاهائي كه جاي ياد خداست و كانون‌هاي ذكر است ودر آنجا نام خدا برده مي‌شود و دلها به ياد خدا مي‌افتد، همه اينها ويران مي‌شد.

در اينجا خدا مي‌خواهد و خدا مي‌طلبد كه مؤمنان براي آباد نگهداشتن اين خانه‌ها و اين كانونها و اين مراكز انسان سازي و اين مراكز هدايت و اين جايگاههاي حمايت از حق و عدل و نورانيت انسانها با اسلحه بپاخيزند بكشند و كشته شوند تا متجاوزان به قانون خدا و به نظام خدا و به كلمة‌الله العليا و به مسجد و به صومعه و به كنيسه(يعني صومعه و كنيسه‌ئي كه براستي خانه خدا باشد) را محو و نابود كنند واين نوع ديگري از جنگ است، كه در حقيقت هم جنگ نيست و بلكه دفاع است چنانكه خود آيه مي‌گويد(ولولا دفع‌الله الناس...) و ملت قهرمان ما امروز درحال يك چنين نبردي است كه دفاع مي‌كند از انقلاب اسلاميش و دفاع مي‌كند از قرآنش و دفاع مي‌كند از كرامت الهيش و دفاع مي‌كند از نظام جمهوري اسلاميش و لذا فكر مي‌كنم اگر مطلب بر خيلي‌ها در دنيا پوشيده باشد بر هيچكس در ايران پوشيده نيست كه ما مورد تجاوز قرار گرفته‌ايم...

اين جهان بيني گسترده وسيع براي آنهائي كه هنوز به حد كمال نرسيده‌اند يك آموزش ديگر هم دارد، ما در اين جنگ مي‌خواهيم مردممان را به هر دو نقطه نظر توجه دهيم و نقطه نظر اولي و اعلا و والا اينست كه جنگ فقط براي خدا باشد و در جنگ هيچ انگيزه ديگري براي انسان نباشد اما اگر انسان به اين حد از كمال و معرفت نرسيده باشد چه بايد كرد؟ اينجا اسلام براي آنهائي كه به اين حد نرسيده‌اند يك آموزش ديگر دارد و تو‌اي برادر و خواهر و‌اي هر ايراني د رهر نقطه‌اي از ايران كه هستي گوش كن، اسلام مي‌گويد هر كس در راه دفاع از جان و ناموس و آنچه كه دارد كشته شود او هم شهيد است.

حالا ما از اين چه مي‌فهميم؟ چندين سال قبل وقتي اين حديث را مي‌خواندم در بحثهايم اين عبارت را مي‌گفتم و متذكر مي‌شدم من از اين حديث اين طور مي‌فهمم كه اسلام مي‌گويد: اگر مسلمان تمام عيار نيستي، حداقل مرد باش. اسلام شهروند بي‌رگ و ترسو نمي‌خواهد يعني همان چيزي كه اباعبدالله الحسين در آن آخرين لحظات حياتش در صحنه كربلا فرمود «ان لم يكن لكم دين فكونوا احراراً في دنيا كم» و اكنون‌اي مردم ايران زمين كه امروز ايران اسلام و جمهوري اسلامي شماست و‌اي آنها كه در ايمان به مقام برجسته والا رسيده‌ايد از جهاد استقبال كنيد و از مرگ نترسيد كه آن مرگ نيست بلكه آغاز يك زندگي اعلا و والاست و آنها كه هنوز به اين مرحله از معرفت نرسيده‌اند باز هم با دشمن پيكار كنيد و از مرگ نترسيد كه انسان از شرف و عزت و ناموس و سرزمين و جان و هستيش، بايد مردانه دفاع كند تا نامردها به سرزمين شما و بر ناموس شما و بر ثروت شما و بر آنچه در اين سرزمين داريد طمع نبرند..

مجموعه جاودانه تاريخ (انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي)،

گفتارها 5، صفحات 119 تا130

*پولدوست‌هاي دنيا، يعني بندگان زر و سيم و آنهائيكه معبودشان مال و ثروت است، خيلي جنگ راه انداخته‌اند و گروههائي هم هستند كه چندان چشمداشتي به زر و سيم ندارند، و پول در نظر آنها كم ارزش مي‌باشد اما قدرت طلب هستند و خداي آنها قدرتمند شدن آنهاست كه طاغوت‌هاي اينگونه‌اي هم در تاريخ بسيار داريم

*جنگ افروزي قدرت پرستان و ثروت‌پرستان و شهوت پرستان، دو حالت گوناگون دارد، يكي آنجا كه، دو قدرت پرست با هم جنگ مي‌كنند يعني جنگ ما بين دو قدرت است، اما بيچاره‌هاي ديگر ابزار دست اينها هستند، آن ديگر هم يك سپاه را بسيج مي‌كند و ميسازد و مي‌فرستد كه حامي قدرت طلبي، تاج و تخت و مسند پرستيش باشند