مناسبتها
الگوي اخلاص
بيستم شهريور سالروز شهادت آيتالله سيد اسدالله مدني است. شهيد آيتالله مدني يکي از بزرگاني بود که نامشان مترادف نيکيها، فضائل عالي و ارزشهاي الهي است. به همين سبب اقدام جنايتکارانه عليه چنين کسي، اقدام عليه ارزشهاي بلند ديني محسوب ميشود. بيجهت نيست که امام بزرگوار در پيامي که به مناسبت شهادت اين عالم به تمام معني اسلامي فرستادند به انزوا و رسوائي منافقين که قاتل شهيد مدني بودند اشاره و سبب و بهانه اين جنايت منافقين را چيزي جز عناد با مکتب انسانساز اسلام و احکام سعادتبخش شريعت نميدانند.
شهيد آيتالله مدني پيش از هر چيز به طهارت نفس و تقوا و اخلاص در عمل اهميت ميداد و حتي پيروزي بر دشمنان و طاغوتها را زماني مفيد و مؤثر ميدانست که همراه با تقوا و اصلاح نفس و اخلاص باشد و با بيان گيرا و شيرين خود ميگفت: «ما بايد بدانيم که وقتي ميتوانيم از اين پيروزي استفاده ببريم که اول خودمان نفسمان را اصلاح کرده باشيم به اين معنا که اگر نفسمان اصلاح نشده باشد پيروزي به هر حدي برسد چاره دردهاي ما را نخواهد کرد.» و در جاي ديگر سرکوب طاغوتيان و ايجاد حکومتالله در روي زمين را آنگاه مفيد ميشمارد که در مملکت جان هم حکومتالله مستقر شود و تقوا حاکم بر ملک جان بشود و در اين رابطه چنين ميگويد: «همه طاغوتها را سرکوب کردن وقتي به دردتان ميخورد که در مملکت بدن خودمان حکومتالله مستقر شده و حکومت طاغوت ريشهکن بشود.» او خود حقيقتا در ملک جان خويش حکومتالله را مستقر کرده و به قول امام عزيز، عمري را در تهذيب نفس گذرانده بود. داشتن نيروي جاذبه قوي از ويژگيهاي برجسته آيتالله شهيد مدني بود، همان چيزي که به قول استاد مطهري بيانگر شخصيت بالاي اشخاص و نشانگر وجود پايگاههاي مثبت در افراد الهي است. او داراي جاذبه زيادي بود. يکي از نزديکان آيتالله مدني درباره اين ويژگي ايشان ميگويد: «ايشان آنچنان جاذبه داشت که وقتي بچهها و جوانان به ايشان ميرسيدند خيال ميکردند که با پدرشان يا محرم اسرارشان روبرو شدهاند و آنچان دافعه داشت که دشمنان را بر خود ميلرزانيد.»
شهيد مدني در بُعد علمي نيز عالمي کمنظير بود و از استادان معروف و برجسته حوزه بشمار ميرفت. حضرت امام که سخنانشان معيار دقيق و روشني براي شناخت اشخاص و ويژگيهاي آنهاست درباره علم و اخلاص ايشان گفتهاند: «از چهرههاي کمنظيري بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوي و تعهد و زهد و خودسازي برخوردار بود». هنوز چهره گريان اين شهيد محراب انقلاب اسلامي ايران در خاطرهها زنده است که طي نطقي در جمع خبرگان ملّت و در سالهاي اول انقلاب، هشدار تکان دهندهاي به شخصيتهاي مطرح و انقلابيون آن زمان داد. شهيد مدني در آن نطق مشهور با اشاره به داستان قرآني «يوسف و زليخا» وقتي به آن قسمت داستان اشاره کرد که زليخا از عيبگيري زنان مصر با خبر شد و آنان را به ضيافتي دعوت کرد و به دست آنان کارد و ترنجي داد و سپس به يوسف دستور داد که وارد ضيافت شود و آمدن يوسف همان و بريده شدن دست زناني که ملامتگر زليخا بودند همان، با گريه دردناکي در پشت تريبون گفت: «آقايان! نکند در محشر و قيامت محمدرضا (پهلوي) جلوي ما را بگيرد و بگويد ديديد شما هم وقتي دستتان ترنج دادند دستتان را بريديد و مثل من کاخ نشين و طاغوتي شديد!!»