موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13453

آتش دوقطبي، خطر در کمين ايران

قادر باستاني تبريزي

در ماه‌هاي اخير، درجه حرارت افکار عمومي در ايران به‌طرز محسوسي درحال افزايش است. مجموعه‌اي از رسانه‌ها و کانال‌هاي خارج از کشور، در کنار برخي جريان‌هاي فعال در داخل، با تمرکز مداوم بر حساس‌ترين زخم‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي، می‌خواهند شعله‌اي از دي‌ماه را روشن کنند که در طوفان جنگ خاموش شده بود. کنار هم گذاشتن اين نشانه‌ها، وجود يک خط رسانه‌اي و عمليات رواني هدفمند ازسوي دشمن براي تشديد شکاف‌هاي جامعه را نشان مي‌دهد که اگر درست مهار نشود، نفرت متقابل را تشديد و جامعه را به سمت رويارويي خياباني سوق مي‌دهد. در پيام‌رسان ايتا، برخي جريان‌هاي نفوذي در پي تحريک يک قطب جامعه‌اند و در سوي ديگر، رسانه‌هاي مخالف با انتشار پي‌درپي اخبار تحريک‌آميز، قطب مقابل را به واکنش وامي‌دارند. حاصل، دو سوي يک آتش است که هر روز شعله‌ورتر مي‌شود و اگر اين روند ادامه پيدا کند، جامعه را به نقطه‌اي خواهد رساند که بازگرداندن آن از لبه رويارويي، دشوار و پُرهزينه خواهد بود.

انتشار گسترده تصاوير برخورد خشونت‌آميز مأموران انتظامي با يک نوجوان در تبريز، نمونه قابل تأملي از اين روند است. چنين تصاويري وقتي با سرعت در شبکه‌هاي اجتماعي دست‌به‌دست مي‌شوند، ديگر در محدوده يک رفتار فردي باقي نمي‌مانند. عده‌ای تلاش می‌کنند در فضاي قطبي، يک خطاي موردي را به نمادي عليه کل ساختار حکمراني تبديل و احساس خشم و بي‌اعتمادي را در بخش‌هايي از جامعه تشديد کنند. در چنين شرايطي، عجيب نيست که ترامپ و نتانياهو نيز به اين شکاف‌ها چشم بدوزند و تصور کنند مي‌توانند از اختلافات و گسل‌هايي که جريان‌هاي شکاف‌ساز در داخل ايجاد يا تشديد مي‌کنند، براي پيشبرد اهداف خود بهره بگيرند.

همين الگو را مي‌توان در موضوعات ديگري نيز مشاهده کرد. اخبار مربوط به اعدام‌ها همچنان در رسانه‌هاي مخالف نظام با دامنه‌اي گسترده بازتاب مي‌يابد و هم‌زمان، گزارش‌هايي درباره خودکشي برخي از افراد مرتبط با حوادث دي‌ماه منتشر مي‌شود که صحت و جزئيات هر يک، نيازمند بررسي مستقل و دقيق است. با اين حال، در فضاي ملتهب امروز، صرف انتشار اين روايت‌ها براي بازگرداندن زخم‌هاي دي‌ماه به افکارعمومي کافي است.

در سوي ديگر، اقتصاد و اوضاع معيشتي مردم نيز به ميدان تحريک افکار عمومي تبديل شده است. اما شايد خطرناک‌تر از خود اين اخبار، شکل توزيع آنهاست. جامعه‌اي که گروه‌هاي مختلف آن فقط صداي همفکران خود را مي‌شنوند، آرام‌آرام توان گفت‌وگو را از دست مي‌دهد. شبکه‌هاي اجتماعي به جاي پل ارتباطي، به جزيره‌هاي جدا از هم تبديل شده‌اند. وقتي هر گروه در فضاي بسته خود زندگي کند، تصويرش از «ديگري» نيز به تدريج غيرواقعي‌تر و خصمانه‌تر مي‌شود. در اين وضعيت، کاربران راديکال فعال‌تر از کاربران ميانه‌رو مي‌شوند و تصويري که از جامعه ساخته مي‌شود، از واقعيت جامعه تُندتر است.

اين همان نقطه‌اي است که بايد درباره فضاي عمومي پيام‌رسان «ايتا» و ديگر فضاهاي بسته ارتباطي با دقت بيشتري انديشيد. ايتا امکان مواجهه مستمر کاربران با ديدگاه‌هاي متفاوت را کاهش داده و به تشديد قطبي‌شدن کمک کرده است. جامعه سالم جامعه‌اي نيست که در آن همه مثل هم فکر کنند. جامعه سالم جامعه‌اي است که افراد متفاوت بتوانند يکديگر را بفهمند، حتي اگر با يکديگر موافق نباشند. توانايي ديدن مسئله از چشم ديگري، يکي از مهم‌ترين پايه‌هاي جلوگيري از خشونت اجتماعي است.

اگر رسانه‌هاي معاند از يک سو بر زخم‌هاي جامعه دست مي‌گذارند و آنها را برجسته مي‌کنند، رسانه ملي و رسانه‌هاي هم‌سو، نبايد با سکوت، تأخير، روايت‌هاي برانگيزاننده نفرت يا ادبيات تحريک‌آميز، ميدان را براي آنان خالي و دوقطبي را تشديد کنند. در شرايطي که هر تصوير و خبر مي‌تواند به سرعت به موجي اجتماعي تبديل شود، پرهيز از تشديد اختلاف و تفرقه‌افکني، بخشي از امنيت اجتماعي است. در چنين شرايطي، عملکرد دولت، مجلس، قوه قضائيه، شهرداري‌ها، نهادهاي فرهنگي و به‌ويژه صداوسيما بايد متناسب با يک وضعيت حساس اجتماعي باشد.

ازسوي ديگر، اختلاف ميان نيروهاي درون ساختار قدرت نيز اگر به نزاع دائمي و حذف متقابل تبديل شود، پيام بدي به جامعه مي‌دهد. نمي‌توان از مردم انتظار داشت وحدت داشته باشند اما در سطوح بالاي حکمراني، هر اختلافي به جنگ رسانه‌اي تبديل شود. وحدت با مسئوليت‌پذيري، تحمل اختلاف، گفت‌وگوي درون‌ساختاري و حل مسئله ساخته مي‌شود.

در پيام ششم شهريور، رهبر انقلاب با صراحت تأکيد کردند که «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعي باشد، ممنوع است» و هم‌زمان نسبت به سخنان نااميدکننده و «دوگانه‌سازي‌هاي موهوم» هشدار دادند. با اين حال، بخشي از جريان‌هاي تُندرو خود را مخاطب اين هشدار نمي‌دانند و همچنان بر طبل اختلاف مي‌کوبند و با ادبياتي آکنده از تخريب و اتهام، به تشديد شکاف‌هاي درون جامعه و حتي درون ساختار سياسي دامن مي‌زنند. اگر انسجام اجتماعي يک ضرورت ملي و يک دستور صريح است، چرا با رفتارهايي که آشکارا در جهت عکس آن حرکت مي‌کنند، برخورد مؤثر و بازدارنده‌اي صورت نمي‌گيرد؟ نمي‌توان هم‌زمان از وحدت سخن گفت و در برابر فضايي که هر روز بر شدت نفرت‌پراکني، تخريب و دوقطبي‌سازي در آن افزوده مي‌شود، سکوت کرد. فضاي ايتا به‌عنوان يکي از نمونه‌هاي روشن اين وضعيت، نيازمند توجه جدي و مسئولانه است.

قطبي‌شدن جامعه اگر امروز مهار نشود، فردا ديگر مسئله يک جناح و جناح ديگر نخواهد بود، مسئله ايران خواهد بود. راه بازگشت، در کاهش تنش، ترميم اعتماد، برخورد مسئولانه با خطاها و باز کردن دوباره مسير گفت‌وگو ميان بخش‌هاي مختلف جامعه است. امروز بيش از هميشه به کساني نياز داريم که به جاي دميدن بر آتش اختلاف، براي خاموش کردن آن قدم بردارند. هرکس مسئوليتي دارد، بايد سهم خود را در پايين آوردن درجه حرارت جامعه ايفا کند چون در آتش قطبي‌شدن، کسي بيرون از آتش نخواهد ماند.