در استقبال از ال نينو
دکتر مهدي قمشي
استاد دانشگاه شهيد چمران اهواز
ال نينو پديدهاي اقليمي در مقياس بزرگ است که به گرمايش بيش از نرمال آبهاي سطحي اقيانوس آرام در فصل تابستان مرتبط ميشود و سبب ناپايداريهاي شديد جوي و تغيير در سامانههاي بارشي و دمايي معمول جهاني ميگردد و پيامدهايي مانند سيل و خشکسالي به همراه دارد. هسته اصلي اين پديده روي اقيانوس شکل ميگيرد امّا اثرات جنبي آن اغلب خشکيهاي زمين را در بر ميگيرد و کشور ما ايران نيز به صورت غير مستقيم درگير اين پديده ميشود. پس تشکيل پديده ال نينو به خودي خود سبب بارشهاي سيل آسا بر خشکيهاي زمين از جمله کشورمان نميشود و شواهد تاريخي نيز گواه بر اين است که کشورمان در زمان شکلگيري اين پديده هر دو تجربه ترسالي شديد و نرمال و خشکسالي را ثبت نموده است. لذا اين ذهنيت که الزاماً ال نينو و سوپرال نينو باعث پرباراني ميشود، با وقايع رخ داده تاريخي انطباق ندارد و براي پيشبيني بهتر و دقيقتر اثر ال نينو بر کشورمان بايد ديگر شاخصهاي هواشناسي اقليمي مورد لحاظ قرار گيرند که معمولاً در مدلهاي اقليمي هواشناسي در نظر گرفته ميشوند. در مورد ال نينوي فعلي که از نوع سوپر ال نينو بايد محسوب شود احتمالاً اين ناپايداريها و تلاطمهاي جوي نيز شديدتر نمايان ميشوند. درحال حاضر خروجي مدلهاي هواشناسي اقليمي که در شهريور ماه و با لحاظ همه پارامترهاي مؤثر، پيش بينيها را انجام دادهاند خبر پاييز پُر بارش و سيلاب را براي بخش غربي کشورمان در آبان ماه و آذر ماه نشان ميدهند. هر چند احتمال رخ دادن اين پيش بينيها را بايد بالا درنظر گرفت ولي باز هم اين احتمال نبايد بيش از 70 تا 75 درصد در نظر گرفته شود. و به مرور هر چه به زمان مورد نظر نزديکتر ميشويم پيش بينيهاي اقليمي دقيقتر خواهند شد و اگر پيش بينيهاي سينوبتيکي (نه اقليمي) که حداکثر تا ده روز توانايي پيشبيني دارند نيز اضافه شوند احتمال وقوع را به بيش از 95 درصد افزايش خواهند داد.
با اين مقدمه وارد اصل موضوع شويم و وارد اين سؤال شويم که "با شروع فصل بارندگيهاي سال آبي جديد و پيش بينيهاي اقليمي که آبان ماه و آذر ماه را براي مناطق غربي کشور خصوصاً مناطق واقع در رشته کوه زاگرس و دامنه آنها فرانرمال و بلکه فرانرمال شديد نشان ميدهد چگونه مواجه شويم؟" توجه داشته باشيد که در شرايط فعلي با توجه به زمان باقي مانده تا واقعه، همچنان بايد احتمال وقوع پيش بينيهاي اقليمي آبان و آذر را حدود 70 درصد در ذهن داشت. و البته از نظر مديريت منابع آب، و مديريت بحران احتمال عدم وقوع 30 درصد نيز نبايد باعث بيعملي شود. در نتيجه با اعمال مديريت صحيح بر منابع آب مخازن سدها بايد ضمن ايجاد حجم مناسب خالي (که براساس منحني بهرهبرداري سدها در اين فصل از سال، طبق برنامه بايد در تراز حداقلي باشند)، در عين حال (تا نزديک شدن به زمان واقعه)، از ريسک شديد تخليه کامل سدها نيز پرهيز شود. علاوه بر اين، تجارب کسب شده در سيلاب 1398 کشور که مطالعات آن همراه با ذکر نقاط قوت و ضعف در تمام نقاط درگير سيلاب مطالعه گرديده و در مجموعهاي به همين نام در سال 1398 تدوين شده اکنون ميتواند بکار آيد (توجه داشته باشيم که پيشبيني مناطق درگير بارشهاي پيش رو درحال حاضر از نظر جغرافيايي تطابق بسيار بالايي را با واقعه بارشهاي بهار سال 1398 نيز نشان ميدهد) و لذا غافلگيري نبايد بهانه فرار از مسئوليت و کم کاري گردد.
امّا منظور اصلي اين نوشتار باز هم اين نکات نيز نميباشند. منظور اين يادداشت بر اين تمرکز دارد که وظيفه ما در برخورد با اين پديده چگونه بايد باشد. حقيقت اين است که متأسفانه تا کنون تصويري که از اين پديده و اثرات آن، به مردم و مسئولين منتقل شده و ميشود بيشتر حکايت از انتقال نگراني و ترس و وحشت دارد و بر اين اساس اگر راه حلي در ذهنها متبادر شود تنها بر چگونگي رهايي از اين نقمت و بليه تمرکز دارد درحالي که روي ديگر اين پديده ميتواند خوشايند باشد و چهره آن ميتواند از نقمت به نعمت تغيير يابد. منظور نگارنده اين است که با توجه به اينکه کشورمان مدت هاست از اثرات مختلف ناشي از تنش آبي رنج ميبرد، در صورت تحقق اين پيش بينيهاي اقليمي، فرصتي ايجاد ميشود که با حجم زيادي از آب خدادادي ناشي از ريزشهاي جوي، روبرو هستيم که اگر رويکرد مثبت نگري داشته باشيم و با لحاظ نمودن فرصت زماني نسبتاً خوبي که تا وقوع ريزشهاي جّوي احتمالي در اختيار داريم ميتوانيم با برنامهريزي صحيح و آماده کردن ساز و کار مورد نياز، بر مشکلات منابع آبي و زيست محيطي حادث شده در ساليان اخير بطور نسبي و تقريبي فائق آييم. لذا با اين رويکرد بايد ضمن حفظ آمادگي براي جلوگيري از آثار مخرب سيلابها، برنامهريزي کشور به سمت و سويي هدايت شود که بيشتر به عنوان يک فرصت به اين رويداد آبي احتمالي نگريسته شود و استفاده مطلوب از آورد آبي ناشي از اين پديده صورت گيرد (به اين نکته نيز توجه شود که در سال 1398 خروجي مدلهاي معتبر پيشبيني اقليمي متفاوت بود و همين مسئله سبب يا بهانۀ غافلگيري قرار گرفت ولي اکنون چنين نيست).
مخلص کلام آنکه ما در ساليان اخير با منابع آبي خود بدرستي رفتار نکردهايم و مشکلات بسياري در بسترهاي زيست محيطي و سرزميني کشورمان ايجاد کردهايم که اهمّ آنها ميتوانند در - خشکي درياچهها و تالابهاي مهم کشور مانند تالابهاي هورالعظيم، شادگان، گاوخوني، جازموريان، هامون، درياچه اروميه، و افت شديد سطح آبهاي زير زميني دشتهاي مهم کشور و فرونشست زمين، و رشد کانونهاي ريزگرد و مشکل زيست آبي و خشکي و آلودگي پايين دست رودخانهها، پيشروي آب دريا در رودخانه ها- خلاصه گردند، لذا اکنون که احتمال نزول حجم زيادي از آب از آسمان ميرود، ما با دو رويکرد ميتوانيم به پيشواز آن برويم. يک رويکرد که ناشي از ترس و تهديد است اين است که همه تمرکز ما بر هدايت بيخطر حجم عظيم آب به دريا باشد که ممکن است تعداد کمي از مشکلات برشمرده فوق را نيز در مسير خود برايمان تسکين دهد. امّا رويکرد بعدي متمرکز بر نهايت استفاده مفيد از اين آورد ميباشد تا بسياري از مشکلات برشمرده فوق را از قَبل آن حل کنيم. پيگيري رويکرد دوم که قطعاً به صلاح حال و آينده کشورمان است مستلزم برنامهريزي دقيق و کارهاي سازهاي و کلاً تغيير نگاه به اين پديده است. برنامهريزي براي پخش سيلاب، تغذيه حداکثري آبخوانها در دشتهاي بحراني کشور، هدايت برنامهريزي شده سيلاب به تالابها، هدايت سيلاب به کانونهاي ريزگرد، و نهايتاً هدايت ايمن سيلاب به مناطق پايين دست و دريا ميتواند نتيجه تغيير نگاه ما از نقمت ال نينو به نعمت ال نينو قلمداد شود و وحشت ما را از روبرو شدن با آن، به فرصت تبديل نمايد. و در انتها ميتوانيم از خودمان سؤال کنيم که در صورت به واقعيت پيوستن پيش بينيها آيا ما ميزبان خوبي براي استقبال از آورد آبي ال نينو خواهيم بود؟