رئيس جمهور در مجمع عمومي سازمان ملل:
عاملان ناآرامي، اسرائيل و آمريکا هستند و ما قرباني تروريسم هستيم
رئيس جمهور با بيان اينکه مدعيان جهاني حقوق بشر درحالي ملتهاي مستقل را عامل ناآرامي ميخوانند که خود آمران و عاملان اصلي ترور جنايت و سلب امنيت در منطقه هستند گفت: جمهوري اسلامي ايران با تأکيد بر حق مشروع خود براي زيست مستقل و عدم تسليم در برابر سلطه جويان اثبات کرده است که در معادلات کنوني جهان عدم برخورداري از قدرت بازدارنده به پايمال شدن حقوق ملتها ميانجامد.
دکتر مسعود پزشکيان رئيسجمهوري اسلامي ايران در سخنراني خود در هشتاد و يکمين مجمع عمومي سازمان ملل متحد، با اشاره به اتهاماتي که رئيسجمهور آمريکا عليه ايران مطرح کرد، گفت: ما تروريست نيستيم، ما قرباني تروريسم هستيم، عاملان ناآرامي، اسرائيل و آمريکا هستند.
مشروح سخنان رئيسجمهور در هشتاد و يکمين مجمع عمومي سازمان ملل متحد بدين شرح است
بسمالله الرحمن الرحيم
آقاي رئيس، آقاي دبير کل خانمها و آقايان،
من متني آمده کرده بودم که خدمت شما ارائه بدهم. ديروز رئيسجمهور آمريکا گفت ما تروريست هستيم. ما قرباني تروريست هستيم.
از ايراني ميآيم که رهبر ما را، اينها ترور کردهاند، بيهيچ دليل قانوني، بيهيچ برهاني، از ايراني ميآيم که در حقيقت مدرسهاي را بمباران کردند.
اين بچهها را ميبينيد، اين بچهها را بمباران کردند و کشتند، با اسلحههايي که از آمريکا و اسرائيل استفاده ميکرد.هيچ گناهي نداشتند، هيچ جرمي مرتکب نشده بودند.
لامرد، يکي از شهرهاي کوچک ايران است. سالن ورزش است. بچهها آنجا ورزش ميکردند. آمريکا آنجا را با بمبهاي خوشهاي که به چند هزار تکه تقسيم ميشد، بمباران کردند، دانشمندان ما را شهيد کردند مردم، زنان و بچهها را، کودکان بيگناهي که در حقيقت هيچ گناهي مرتکب نشده بودند. کساني تروريست هستند و تروريست تربيت ميکنند، به ما ميگويند شما تروريست هستيد ما از خودمان فقط دفاع ميکنيم. ما تروريست نيستيم.
مردم بيگناه ما در حقيقت آماج حملات ناجوانمردانهاي است که اينها بر کشور ما تحميل کردند و ما با قدرت دفاع کرديم. آمريکا و اسرائيل با آخرين تکنولوژي و تجهيزات به ما حمله کردند و مردم ما با قدرت ايستادند و زدند. ولي ما در مقابلشان سر خم نکرديم و زديم. اما ما مردم را نزديم. از سرزمينهايي که آمده بودند، تجهيز شده بودند، به مدرسه ما، به بيمارستان ما، به دانشگاه ما، به پلها و زيرساختهاي ما، اينها حمله کردند. تمام اينها خلاف قوانين بينالمللي است. من وقتي مسئوليت به عهده گرفتم، روز اول اسماعيل هنيه را در تهران ترور کردند. اسرائيل هر دولتي را هر حکومتي را، هر منطقهاي را دلش ميخواهد بمباران ميکند و ترور ميکند.
در غزه بيش از 80 هزار انسان بيگناه را قتلعام کردند. بيش از صد هزار انسان آواره است. نسلکشي دارند ميکنند با ابزار و تکنولوژيهايي که در اختيار دارند. بعد ميگويند ديگران تروريست هستند، اينها عامل ناآرامياند. ما عامل ناآرامي هستيم؟ ما که ميخواهيم مستقل زندگي کنيم، نميخواهيم سر خم بکنيم، ما عامل ناآرامي هستيم؟ اگر آنهايي که دارند ترور ميکنند، ميکشند و جنايت ميکنند، عامل امنيت و صلحاند.
بدون چارچوب، اصلاً هيچکدام از قوانين بينالمللي را اينها مراعات نميکنند. اين آن چيزي است که ما با آن مواجهيم. ما چيزي نميخواهيم، ما پاسخ خودمان را يافتهايم. قدرت لازم داريم، زيرا ملتي که نتواند از خودش دفاع بکند، لهاش ميکنند. تو اين دنيا، دنيايي است که قدرتمندانشان به جايي که به فکر مردم، به انسانيت و عدالت و دموکراسي باشند، عامل ويراني و تخريب و نابودياند.
با هر کسي را ميخواهند تخريب بکنند، اسم تروريست روش ميگذارند. 200 سال ايران به هيچ کشوري حمله نکرده، 200 سال. هميشه از خودمان دفاع کرديم. ولي الان بايد متهم بشيم که ما تروريست هستيم و ما عامل ناامني در منطقهايم. و اين باعث شده که ما راهبردي که براي خودمان انتخاب بکنيم، قدرت ميخواهيم که از خودمان دفاع کنيم. قدرت نميخواهيم که تجاوز کنيم. انرژي را براي توسعه ميخواهيم، براي ساختن بمب و تخريب و تهديد جامعه نميخواهيم، و براي امنيت مشارکت ميخواهيم بکنيم.
ملت ايران در هفت ماه گذشته، مردم ما هر شب در خيابان بودند براي اينکه از ايرانمان دفاع کنند و براي اينکه اجازه ندن کساني را که آمريکا و اسرائيل تهييج کرده بود اسلحه دستشان داده بود دستشان بيايند و ناامني در داخل کشور ايجاد کنند.
7 ماه است که مردم ايران شبانهروز در خيابان هستند، مردم قدرت ما هستند و ما با قدرت مردم ايستادهايم، ايران بايد اينقدر قدرتمند باشد که بقا و پيشرفتاش را تهديد نکنند، آنقدر مسئول که قدرتاش را براي سلطه بکار نگيرد و آنقدر دورانديش که امنيت خود را در ناامني همسايگان جستوجو نکند.
درباره دفاع ايران، ما سامانه دفاعيمان را براي آن ساختهايم که هيچکس تصور نکند بمباران شهرهاي ايران بيپاسخ خواهد ماند. قدرت نظامي ايران براي دفاع است، اما روشن ميگوييم ما براي دفاع از کشورمان از هيچکسي اجازه نميگيريم. انرژي را ما براي توسعه ميخواهيم. سالهاست درباره برنامه صلحآميز هستهاي ايران با زبان سانتريفيوژ، غنيسازي، تحريم و بمب سخن ميگويند، اما براي ملت ما فناوري هستهاي بخشي از حق توسعه است. انرژي هستهاي براي بيماران ما درمان، براي کشاورزي امنيت غذايي، براي صنعت فناوري و براي آينده برقي پايدار است.
ايران نميپذيرد دانش هستهاي امتياز انحصاري چند کشور باشد. ايران سلاح هستهاي را عامل امنيت نميداند، اما از حق خود براي علم، صنعت و انرژي صلحآميز نيز صرفنظر نخواهد کرد. به صراحت ميگوييم نه سلاح هستهاي، نه محروميت از دانش هستهاي.
موضع هستهاي ايران در ميدان جنگ حل نميشود، راهحل توافقي است که به جهان اطميناني معتبر از صلحآميز بودن برنامه ايران و به ملت ايران اطمينان از حفظ حقوقش بدهد.
اصل سوم ما مشارکت براي امنيت است. در منطقهاي زندگي ميکنيم که جنگ مرز نميشناسد، بحران يک کشور به همسايگانش سرايت ميکند. از همينرو ايران همسايگان خود را رقيب امنيت خويش نميبيند، ما همسايگان خودمان را قوي ميخواهيم.
در آبراهي که تنگه هرمز است، نميتوانيم از آبراهي همه بهره ببرند و همزمان نگهبان تاريخي آن آب را بر تحريمهاي ظالمانه از استفاده از آزادي کشتيراني، حتي تو آبهاي خودش محروم باشه.
راه را بر ما ميبندند، بعد اسلحه و مواد منفجره و موشک و انرژي براي نابودي کشورها از همان آبراه منتقل ميکنند. به اين امکانپذير نيست. نميتوانند اين کار را بکنند و ما اجازه نخواهيم داد که يک چنين اتفاقي در کشور ما بيفتد. استقرار دائمي ناوگانهاي متخاصم، گسترش جنگ امنيت نميآورد، امنيت کشتيراني نميتوان با امنيت کشورهاي ساحلي به هم ريخت.
عاليجنابان،اما درباره فلسطين،
فلسطين همچنان زخمي بر پيکر وجدان جامعه جهاني است و غزه همچنان نماد شکست ساز و کارهاي بينالمللي در جلوگيري از رنج غيرنظاميان. دهههاست که قطعنامهها صادر ميشوند اما اشغال، خشونت ادامه دارد.
ما نميتوانيم از صلح سخن بگوييم، اما فلسطين را ناديده بگيريم. صلح پايدار در غرب آسيا بدون عدالت براي فلسطين پايدار نخواهد ماند. تا زماني که اشغال، تجاوز و بيعدالتي در جهان باشد، مقاومت تداوم خواهد يافت. اگر شکلي از آن آسيب ببيند به اشکالي ديگر و چه بسا نيرومندتر بار ديگر ظهور پيدا کند.
غزه با وجود کشتار بيوقفه و ويراني گسترده، ايمان مردم را آشکار ساخت که مقاومت را نميتوان با بمب و محاصره وادار به تسليم کرد.
اين ذات انسان است، ذات طبيعت انسان است. اگر يک انساني را از سرزمينش بيرون کنند مقاومت ميکند، اگر يک انساني را خانه و کاشانهاش را بمباران بکنند، مقاومت ميکند. مقاومت نکند چه کند؟ بپذيرد که قلدري بکنند؟ بپذيرد که از خانه و کاشانه بيرونشان بکنند و اينها در مقابل اين تجاوز ساکت بنشينند و اگر خواستند از خودشان دفاع کنند بگويند اينها تروريستاند؟
ادبيات جديدي که در دنيايي که امروز ما توش زندگي ميکنيم معلومه. مسائل منطقه ما پيش از آنکه به بهانه جنگ قدرتهاي دوردست بدل شود، در خود منطقه و توسط کشورهاي منطقه مجال حل را دارد. استقلال راهبردي يعني رابطه با هيچ قدرت خارجي به امکان جنگ عليه همسايه تبديل نشود و اکنون سخني با همه کساني که در تصميمگيري، طراحي و اجراي حمله به سرزمين ما مسئول بودند.
ملت ما قدرت نظامي و آثار تصميمهاي مخرب آنها را از نزديک تجربه کرد و آنها تابآوري ايران را آزمودهاند و اکنون به خوبي ميدانند که ايران را نميتوان با جنگ وادار به تسليم کرد. ايران هيچگاه آغازگري هيچ جنگي نبوده است، همواره پايبندي خود را به ميز مذاکره نشان داده است. جنگ را بر ما تحميل کردند اما ما ثابت کرديم که براي دفاع از خود از جنگ نميترسيم و براي صلح از مذاکره نميگريزيم و تا پاي جان براي دفاع از ايران عزيز ايستادهايم.
خانمها و آقايان،
موضوع اين اجلاس بازسازي اعتماد است. اعتماد با حرف نميشود، بلکه نيازمند پرهيز از معيارهاي دوگانه است. بمب اتم و ديگر سلاحهاي کشتار جمعي اين منطقه در دست رژيم اسرائيل است، اما بازرسيها از ايران درخواست ميشود. اسرائيل 70 هزار نفر را در غزه قتل عام کرد، اما ايران در پشت ميز مذاکره بمباران شد. اسرائيل بمب اتم دارد، عضو انپيتي نيست، در تمام عمر ننگينش يک بازرس به سرزمينش را راه نداده، اما ميلياردها دلار سلاح رايگان پاداش ميگيرد و مصونيت دارد که هر پايتختي را که خواست بمباران کند.
تکرار ميکنم، بمب اتم در اسرائيل است اما بازرسها در ايران. اسرائيل ميکشد ولي ايران تحريم ميشود. و اين تراژدي است که به هر کي بگي خندهاش ميگيرد. او ميکشد و ما تحريم ميشيم و بعد تحريم، فقرا، بيماران و مردم بيگناه را در حقيقت نشان ميگيرد. و اين کاري است که آمريکا ميخواهد با کشورها و بهخصوص با ايران بکند که مردم را در حقيقت قرباني نيات شوم و پليدي بکند که دارد. اگر در پي عدالت هستيم، دوست و رقيب بايد با يک معيار محاسبه شود.
حقوق بشر ابزار رقابت ژئوپوليتيک نيست. ايران امتياز ويژه نميخواهد، حقوق برابر ميخواهد، مسئوليت آن را ميپذيرد. ايران در تاريخ طولاني خود يک حقيقت را به روشني آموخته است. جهان بدون داشتن قدرت خطرناک است، اما جهاني که فقط زبان قدرت را بفهمد امنيت پايدار نخواهد داشت.
اگر حقوق بينالملل فقط زماني اجرا شود که با منافع قدرتمندان سازگار باشد، کشورهاي بيشتري به اين نتيجه خواهند رسيد که براي تأمين امنيت خود تنها به قدرت خويش بايد تکيه کنند و اين آغاز جهاني خطرناکتر براي همه ما خواهد بود.
نبايد اجازه دهيم که قرن بيست و يکم به دوران بازگشت به سياست زورمندان و حکومت زورمداران تبديل شود. نبايد جهاني بسازيم که در آن قدرت نظامي، جاي مشروعيت، تحريم، جاي ديپلماسي، ترور، جاي سياست و جنگ، جاي گفتگو را بگيرد.
ايران به سوي جهان دست همکاري دراز ميکند. ما جهان را نه به جنگ ديگر بلکه به صلح و عدالت فراخوانيم، نه از سر ضعف بلکه از سر اعتماد به قدرت خود و فهم اين حقيقت که هيچکس در اين منطقه به تنهايي امنيت نخواهد داشت. يا امنيت را با يکديگر خواهيم ساخت يا ناامني را با يکديگر تحمل خواهيم کرد. ما به ساختن آينده ميانديشيم که در آن امنيت، عدالت و کرامت انساني حقوقي سلبناشدني و مشترک براي همه ملتها باشد. آيندهاي که در آن هيچ ملتي به حاشيه رانده نشود، هيچ صدايي در هياهوي قدرت گم نشود و هيچ قدرتي حق نداشته باشد آينده ديگران را به جاي آنان رقم بزند.
نظمي که شايسته نظام بينالمللي باشد بايد بر پايه برابري ملتها، عدالت، انصاف و اراده مشترک بشريت استوار شود. زيرا صلحي که براي همه نباشد، صلح نيست و عدالتي که شامل همه نشود عدالت نيست.
و کلام آخر، که سخنان ديروز رئيسجمهور آمريکا نزد افکار عمومي دنيا، انديشمندان، سياستمداران، حقوقدانان نشانه بارزي از خوي قلدري و منطق زور و مغاير با نص صريح منشور ملل متحد است. ايشان بداند که تهديد، ملت ما را منسجمتر ميکند، قويتر ميکند و مقاومت ايرانيان را بيشتر ميکند و ملت ايران را در برابر زور بايد بداند که سر خم نخواهد کرد و متجاوزان را پشيمان خواهند کرد. اين چيزي است که بايد ترامپ و کساني که ميخوان قلدري بکنند، بفهمند. ما آماده گفتوگو هستيم اما بدانند که زبان زور را نخواهيم پذيرفت. متشکرم.