موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13460

دکتر روحاني:

دفاع در برابر تجاوز بديهي است، دستاورد جنگ بايد امنيت پايدار باشد

*زمان انتقال از ميدان به سياست بايد با منافع ملي سنجيده شود و هرمز از اهرم بحران به اهرم توسعه تبديل شود

حجت الاسلام والمسلمين حسن روحاني گفت: دفاع در برابر تجاوز «جزو بديهيات اوليه» است و هيچ بحثي درباره ضرورت ايستادگي ملت در برابر حمله خارجي وجود ندارد، اما دستاورد جنگ بايد فراتر از دفع حمله، به امنيت پايدار، کاهش احتمال تجاوز دوباره و بازگشت کشور به مسير توسعه منجر شود.

رئيس‌جمهور اسبق ايران که در ديدار جمعي از سفيران، استادان و صاحب‌نظران سياست خارجي سخن مي‌گفت، همچنين به برداشت‌هاي مطرح‌شده از سخنان قبلي خود واکنش نشان داد و گفت: بحث او درباره لزوم برخورداري «اهداف ملي» از پشتوانه مردم بوده است، نه برگزاري همه‌پرسي درباره دفاع در برابر تجاوز.

روحاني گفت: «اصلاً من نه کلمه رفراندوم را گفتم و نه کلمه همه‌پرسي را گفتم.» وي افزود: ايران آغازگر جنگ نبوده و «وقتي به ما تجاوز بشود ما بايد دفاع کنيم. اينکه جزو بديهيات اوليه است.»

وي گفت: مسئله مورد نظرش اين بوده که اهداف بلندمدت ملي براي آنکه به قدرت، ثروت، صلح، وحدت ملي و جايگاه بالاتر ايران منجر شوند، نيازمند حمايت گسترده جامعه هستند.

روحاني گفت: سخنان قبلي من درباره جنگ جاري نبوده و برخي منتقدان با تغيير مضمون سخنانش اين برداشت را ايجاد کرده‌اند که او دفاع در برابر تجاوز را مشروط به همه‌پرسي دانسته است.

وي گفت: «بحث من اهداف ملي بود» و توضيح داد هر کشور براي بقا و توسعه خود اهداف کلاني دارد که تحقق آنها بدون پشتيباني بخش بزرگي از جامعه دشوار است.

به گفته روحاني، مردم بايد نسبت به اهداف بلندمدت کشور آگاهي داشته باشند و نظر آنان نيز در تصميمات ملي مورد توجه قرار گيرد.اختلاف‌نظر در چنين مسائلي طبيعي است و وحدت ملي را نبايد با يکساني ديدگاه‌ها اشتباه گرفت. ما دنبال وحدت ملي هستيم، اما دنبال يکساني نظر هم نيستيم.

دکتر روحاني در ادامه، شيوه برخورد با مخالفان سياسي را نيز بخشي از مسئله وحدت ملي دانست و با استناد به سخن امام علي(ع) در جريان جنگ صفين گفت: حتي در شرايط جنگ نيز ناسزاگويي به طرف مقابل مورد تأييد آن حضرت نبوده است.

روحاني پس از اين توضيحات گفت: ايران همچنان در شرايط بحران قرار دارد و نبايد تصور کرد با پايان برخي مراحل درگيري، مسئله جنگ پايان يافته است.ما وسط بحران هستيم، ما هنوز از جنگ خارج نشديم.

به گفته وي، يکي از مهم‌ترين مسائل پيش روي کشور اين است که چگونه و در چه زماني از مرحله درگيري نظامي به ترتيبات سياسي پايدار منتقل شود.

روحاني تأکيد کرد: دفاع در برابر متجاوز بايد ادامه يابد، اما تصميم درباره زمان انتقال از ميدان به سياست نيز بايد براساس محاسبه منافع ملي صورت گيرد.بايد در نقطه‌اي اين انتقال انجام شود که احتمال تجاوز بعدي کاهش يافته و ترتيبات حاصل، منافع ايران را تضمين کند.

روحاني در ادامه گفت: پايان موفق جنگ صرفاً به معناي توقف حملات نيست. به گفته او، اگر درگيري متوقف شود اما احتمال آغاز دوباره جنگ همچنان بالا باقي بماند، امنيت پايدار به دست نيامده است.

رئيس جمهور اسبق ايران گفت: تصميم درباره ادامه يا توقف درگيري بايد با سنجش سود و زيان آن براي کشور همراه باشد و هدف، رسيدن از «ترتيبات ميدان» به «ترتيبات پايدار سياسي» باشد.

روحاني افزود: ايران پس از پايان درگيري نظامي بايد از «فضاي جنگ» نيز خارج شود، زيرا تداوم فضاي ناامني و بحران، سرمايه‌گذاري، توسعه اقتصادي و بهبود زندگي مردم را دشوار مي‌کند.هدف نهايي «عزت کشور»، «امنيت پايدار»، توسعه و رفاه مردم است.

روحاني در بخش ديگري از سخنان خود گفت: قدرت سياسي و ديپلماسي را نبايد در برابر قدرت نظامي قرار داد.ديپلماسي مي‌تواند پيش از بحران براي جلوگيري از وقوع جنگ، در جريان بحران براي کنترل آن و پس از درگيري براي انتقال از ميدان به ترتيبات سياسي مورد استفاده قرار گيرد.

روحاني با اشاره به تجربه پرونده هسته‌اي در سال 1382 و فضاي منطقه پس از سقوط بغداد گفت: در آن مقطع ديپلماسي توانست در جلوگيري از افزايش تهديد عليه ايران نقش ايفا کند.تجربه جنگ‌هاي اخير باعث ايجاد ترديد در بخشي از جامعه نسبت به مذاکره شده است، اما اين تجربه نبايد باعث کنار گذاشتن يکي از منابع قدرت کشور شود.ما هيچ‌وقت نبايد يک پايه قدرت خودمان را کنار بگذاريم.

روحاني گفت: قدرت نظامي همچنان يکي از پايه‌هاي اصلي جلوگيري از تحميل اراده خارجي به ايران است و ضعف‌هاي آشکارشده در جنگ، به‌ويژه در حوزه فناوري و جنگ مدرن، بايد بررسي و جبران شود.

وي افزود: در جنگ جديد، برتري در فناوري، کشف زودتر تهديد، توان راداري، برد تسليحات و سرعت واکنش مي‌تواند نتيجه نبرد را تعيين کند.امنيت ملي را نمي‌توان صرفاً بر قدرت آفندي و پدافندي بنا کرد.

روحاني اقتصاد، ديپلماسي، موقعيت جغرافيايي، پدافند غيرعامل و سرمايه اجتماعي را نيز بخشي از بازدارندگي دانست و گفت مجموع اين ظرفيت‌ها بايد به «بازدارندگي ملي» تبديل شود.

روحاني گفت: بالاتر از قدرت نظامي، سياسي و اقتصادي، حضور يکپارچه مردم قرار دارد.اعتماد مردم به اطلاعات رسمي، پاسخگويي مسئولان، مشارکت عمومي و اقناع جامعه از اجزاي قدرت ملي است.

به گفته وي، نارضايتي يا اعتراض به عملکرد حکومت لزوماً به معناي همراهي با دشمن خارجي نيست و تجربه جنگ نشان داده است که هنگام حمله به کشور، مردم براي ايران، استقلال و تماميت سرزميني آن مي‌ايستند.

رئيس جمهور اسبق کشورمان گفت: هرچه اعتماد و رضايت عمومي بيشتر باشد، توان کشور براي مقاومت در برابر فشار خارجي نيز افزايش مي‌يابد.

روحاني در ارزيابي خود از درگيري‌هاي اخير گفت: بازدارندگي ايران نتوانست به‌طور کامل مانع وقوع جنگ شود، اما مانع تحقق بسياري از اهدافي شد که به گفته او ازسوي مهاجمان اعلام شده بود.

او از فروپاشي نظام، تجزيه ايران، تسليم حکومت و از بين بردن توان موشکي و هسته‌اي به‌عنوان نمونه‌هايي از اهدافي نام برد که به گفته او محقق نشده‌اند.

روحاني ميان دو سطح بازدارندگي تفاوت گذاشت: بازدارندگي‌اي که اصولاً مانع آغاز جنگ مي‌شود و بازدارندگي‌اي که پس از شروع جنگ مانع دستيابي مهاجم به اهداف سياسي خود مي‌شود.اکنون مسئله اساسي اين است که اين مقاومت چگونه به امنيت پايدار و کاهش احتمال جنگ بعدي تبديل شود.

روحاني بخش ديگري از سخنانش را به تنگه هرمز اختصاص داد و از کارشناسان سياست خارجي خواست درباره تبديل موقعيت ژئوپليتيکي ايران در اين آبراه به يک مزيت ژئواکونوميک مطالعه کنند.

وي گفت: تاکنون هرمز بيشتر به‌عنوان اهرمي براي فشار در زمان جنگ و بحران مورد توجه بوده است، اما بايد بررسي کرد چگونه مي‌توان آن را به پايه‌اي براي وابستگي متقابل و توسعه ايران تبديل کرد.

روحاني گفت: ثبات هرمز براي امنيت انرژي، کشتيراني و اقتصاد بسياري از کشورها اهميت دارد و اين کشورها بايد در ثبات ايران نيز منفعت پيدا کنند.هرمز تبديل بشود از يک اهرم در زمان جنگ و بحران به يک اهرم براي وابستگي متقابل.

به گفته روحاني، هدف نبايد اختلال در کشتيراني باشد، بلکه بايد از ظرفيت هرمز براي افزايش سرمايه‌گذاري، تجارت، فناوري و روابط اقتصادي ايران با کشورهاي منطقه، آسيا و اروپا استفاده کرد.اگر چنين تحولي رخ دهد، مي‌تواند يکي از مهم‌ترين دستاوردهاي ايران از شرايط کنوني باشد.

روحاني گفت: ديپلماسي را نبايد به مذاکره محدود کرد و وظيفه اصلي سياست خارجي «مديريت فضاي بيرون کشور» است.

وي کاهش تعداد دشمنان، افزايش دوستان، کاهش سطح تخاصم، تقويت روابط با همسايگان، جذب سرمايه و فناوري و فراهم کردن بازار براي اقتصاد کشور را از وظايف ديپلماسي دانست.

روحاني گفت: يکي از مشکلات سياست خارجي ايران اين است که هزينه رابطه با کشور براي شرکاي خارجي بالا رفته و يکي از وظايف ديپلماسي بايد کاهش اين هزينه باشد.

وي با اشاره به گفت‌وگوهاي خود با رهبران روسيه و چين در دوران رياست‌جمهوري گفت، برداشت او از اين مذاکرات اين بوده که اين کشورها خواهان گسترش روابط با ايران بوده‌اند اما خواسته‌اند هزينه اين رابطه کاهش پيدا کند.

روحاني همچنين بر اهميت جذب سرمايه و فناوري براي دوران پس از جنگ تأکيد کرد و گفت: فناوري هم براي اقتصاد و هم براي قدرت دفاعي کشور ضروري است.

وي با يادآوري سفر هيئت‌هاي اقتصادي خارجي به ايران پس از توافق هسته‌اي و نيز ديدار رئيس‌جمهور وقت سوئيس با رهبر فقيد جمهوري اسلامي، گفت توسعه کشور بدون سرمايه و فناوري دشوار خواهد بود.

روحاني روابط با همسايگان را نيز از مهم‌ترين سرمايه‌هاي ايران دانست و گفت: از هم‌اکنون بايد براي بهبود روابط سياسي، اقتصادي، تجاري، گردشگري و مردمي با کشورهاي پيراموني برنامه‌ريزي کرد.هر فاصله‌اي که در دوران بحران ميان ايران و همسايگان ايجاد شده بايد پس از بحران کاهش يابد.

روحاني در پايان از استادان و صاحب‌نظران سياست خارجي خواست درباره نحوه انتقال از ميدان به ديپلماسي، ترتيبات سياسي پس از جنگ، کاهش هزينه روابط خارجي ايران و استفاده توسعه‌اي از ظرفيت هرمز مطالعه و پيشنهاد ارائه کنند.

وي گفت: قدرت نظامي، ديپلماسي، اقتصاد، جغرافيا و مردم نبايد به‌عنوان منابع جداگانه ديده شوند، بلکه بايد در کنار يکديگر قدرت ملي ايران را بسازند.

به گفته روحاني، مسئله نهايي تنها عبور از بحران جاري نيست، هدف بايد ايجاد شرايطي باشد که احتمال جنگ بعدي کمتر شود، کشور از فضاي جنگ خارج شود و نتيجه قدرت ملي در امنيت، توسعه و زندگي بهتر مردم ديده شود.