موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13460

يادي از فرمانده جنگ و ارمغان‌آور صلح

به مناسبت هفته دفاع مقدس

هفته دفاع مقدس درحالي آغاز شد که همچنان برخي از جريان‌هاي باندي وجناحي با هدف به فراموشي سپردن افراد مؤثر و تصميم گير در دفاع مقدس تلاش دارند نام اين انسان‌هاي شجاع و صاحب فکر و ايده‌هاي اثر گذار آنها از تاريخ جنگ و دفاع مقدس حذف شود.

در ميان اسامي افرادي که تصميم گيرندگان و صاحبان فکر و ايده‌هاي اثرگذار در دفاع مقدس بودند، نام آيت‌الله هاشمي رفسنجاني بعنوان فرمانده اصلي جنگ جلوه ديگري دارد. اين فرمانده براساس لياقت، هوشمندي و تدبير بالاي خود و به عنوان امين امام خميني رضوان‌الله‌تعالي‌عليه، براساس حکم بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي ايران فرماندهي جنگ را در دست گرفت وپس از فرماندهي شايسته جنگ بعنوان ارمغان آور صلح نام خود را براي هميشه درتاريخ انقلاب اسلامي ثبت نمود. وقتي نيروهاي حزب بعث عراق به ايران حمله کردند، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني بلافاصله در ستاد ارتش حاضر شد و هميشه از اولين جلسه خويش با خلبانان نيروي هوايي پس از بمباران فرودگاه‌هاي کشور با افتخار ياد مي‌کرد که فرزندان ايران به ما مي‌گفتند: «اگر تصميم نظام بر عدم جنگ است، لااقل به ما فرصت بدهيد تا از حيثيت نيروي هوايي، ارتش، مردم و ايران دفاع کنيم.»

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به چيزي جز «دفع تجاوز دشمن» و «حفظ تماميت ارضي» ايران فکر نمي‌کرد و چاره کار را دميدن روح ايستادگي در ملت ايران و بکارگيري توان نيروهاي مسلح عليه قواي ارتش متجاوز بعثي مي‌دانست و در تبيين ديدگاه امام خميني براي سازماندهي يک «دفاع مردمي» تلاش و کوشش بسياري کرد. او که از موفق‌ترين خطيبان نماز جمعه بود و با استفاده بهينه از اين تريبون انديشه دفاعي اسلام را براي مردم در خطبه‌هاي تحليلي نماز جمعه بيان مي‌کرد، مردم را تشويق به حضور داوطلبانه در ميدان‌هاي دفاع از کشور مي‌کرد و با تشکيل شوراي عالي دفاع، امام خميني آيت‌الله هاشمي رفسنجاني را به عنوان يکي از نمايندگان خود در اين شورا برگزيدند. حضور او در شوراي عالي دفاع موجب شد با واقعيات مسائل سياسي و صحنه واقعي جنگ به طور مستمر درگير باشد. اما نقش مهم‌تر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در ادامه دفاع مقدس، فرماندهي جنگ و سپس صلح ميان دو کشور ايران و عراق بود. در چهار سال آخر جنگ، آقاي هاشمي رفسنجاني به همراه ساير مسئولين کشور، ظرفيت کشور را به جبهه‌‌ها سرازير کرد. در همين دوران بود که عمليات‌هايي مانند فتح فاو، کربلاي 4 و شلمچه (کربلاي 5) و نيز عمليات والفجر10 از سال 1364 تا ابتداي سال 1367 انجام شد. با گسترش جنگ و فراگير شدن آن در حمله به شهرها و توسعه جنگ شيميايي و افزايش حملات عراق به بنادر نفتي ايران و نفتکش‌‌ها در خليج فارس، با اينکه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني فرماندهي جنگ را برعهده داشت امام خميني در 12 خردادماه سال 1367 ايشان را به سمت «جانشين فرمانده کل قوا» با تمام اختيارات منصوب کردند تا بتواند تمامي امکانات دولت و نيروهاي مسلح را در مقابله با ارتش بعثي عراق بکار گيرد که ايشان هم نخست‌وزير را به سمت رئيس ستاد فرماندهي کل قوا و برخي از وزرا و فرماندهان جنگ را در مسئوليت‌هاي ستاد فرماندهي کل قوا بکار گرفت.

مهمترين نقش آيت‌الله هاشمي رفسنجاني را بايد در خاتمه دادن به جنگ تحميلي در سال 1367 دانست. اواخر دوران جنگ، تقريباً هيچ يک از مسئولين طراز اول کشور حرفي از پايان دادن به جنگي که ديگر فرسايشي شده بود، نمي‌زدند، ولي آيت‌الله هاشمي رفسنجاني پس از انتصاب به سمت جانشين فرمانده کل قوا، از فرماندهان جنگ خواست طرح خود را براي تداوم و پيروزي در جنگ ارائه کنند. از دولت هم خواست چگونگي توان خزانه کشور براي پشتيباني از نيروهاي حاضر در صحنه عمليات را به تصوير بکشد. نامه تکان‌دهنده فرمانده وقت کل سپاه و نوشته رئيس سازمان برنامه و بودجه بيانگر آن بود که پيروزي نظامي به اين زودي‌‌ها امکان پذير نيست. ازسوي ديگر مشخص شده بود که آمريکا و ساير قدرت‌هاي بزرگ تصميم گرفته‌اند نگذارند جمهوري اسلامي ايران پيروز مطلق و بلامنازع ميدان جنگ با عراق باشد. حضور گسترده ناوهاي جنگي آمريکا در خليج فارس از سال 1366 و حمله به سکوهاي نفتي ايران و سرنگوني هواپيماي مسافري ايران نيز بيانگر اين موضوع بود.

در اين شرايط بود که پس از چهار ماه شکست پي در پي در جبهه‌‌ها و به اسارت درآمدن نزديک به 17 هزار نفر از رزمندگان، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني آماده يک فداکاري بزرگ شد و به امام خميني اعلام کرد مسئوليت خاتمه يافتن جنگ از طريق پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل را مي‌پذيرد و خود را قرباني رسيدن به صلح براي ملت ايران مي‌کند.ولي امام خميني که هميشه صادقانه و شفاف، واقعيات اوضاع و مشکلات کشور را براي مردم بيان مي‌کردند، شخصا با پذيرش آتش بس، به جنگ 8 ساله ايران و عراق پايان دادند.

از جمله مقدماتي که آيت‌الله هاشمي رفسنجاني پس از کسب موافقت اوليه امام خميني براي برقراري صلح انجام داد، رد و بدل شدن نامه‌هايي ميان ايشان و ديکتاتور وقت عراق (صدام حسين) بود که مجموعه اين مکاتبات در کتابي بعنوان «دوازده نامه» جمع‌آوري و منتشر شده است. با اينکه براي بسياري از سياستمداران کشور واقعيت‌هاي پذيرش قطعنامه 598 و برقراري صلح آشکار بوده و هست، اما بسياري از آنان با کنار گذاشتن موازين اسلامي و اخلاق سياسي، تهمت‌هاي فراوان و به تبع آن توهين‌هاي بسياري را عليه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني روا داشتند و حتي هنوز هم بعد از گذشت 9 سال از رحلت اين مرد بزرگ دست از تهمت‌‌ها نمي‌کشند تا بلکه با اين ترفند وجهه‌اي براي خود دست و پا کنند و به اهداف سياسي و باندي زود گذر خود برسند غافل از آنکه مردان تاريخ‌ساز با تخريب سياست بازان فراموش نمي‌شوند و جاودانه تاريخ خواهند ماند.

در کتاب خاطرات سال 1367 که در سال 1393 منتشر شد، اسناد، نامه‌هاي منتشر نشده، عکس‌ها و نقشه‌هاي دست اول از جنگ و شرايط پذيرش قطعنامه 598 که مي‌تواند راهگشاي مطالعات محققين و علاقه‌مندان قرار گيرد، به قلم آيت‌الله هاشمي رفسنجاني آمده است. کتاب جديد آيت‌الله هاشمي رفسنجاني که حاوي خاطرات و روزنوشت‌هايي از نحوه پايان جنگ و شرايط پذيرش قطعنامه 598 است، دوره تاريخي روايت خاطرات سال 1367 را در برمي‌گيرد که شامل مقطع حساس و مهم پايان جنگ است. در اين کتاب ناگفته‌هايي از شرايط پذيرش آتش‌بس در جنگ، عمليات مرصاد، مذاکرات ژنو، اصلاح قانون اساسي، مسائل بازسازي اقتصاد کشور پس از جنگ، استعفاي نخست‌وزير و ده‌ها موضوع ديگر آمده‌است. تاکنون درباره شرايط کشور در سال 67 و تأثير آن در پذيرش قطعنامه 598 مطالب بسياري مطرح شده است، اما روايت دست اول از فرمانده‌ جنگ که در همان روز‌ها نوشته شده باشد، تاکنون منتشر نشده بود. کتاب خاطرات 1367 آقاي هاشمي رفسنجاني بسياري از ابهامات و پرسش‌هاي مطرح شده درباره‌ مقطع پايان جنگ را روشن مي‌سازد و ماخذ مناسبي براي پژوهشگران و علاقه‌مندان به تاريخ انقلاب اسلامي‌ است که به مستندات با اهميت آن دوره دسترسي يابند.