سازمان ملل، دوران فرسودگي
بسمالله الرحمن الرحيم
اين روزها به مناسبت برگزاري هشتاد و يکمين اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورک، ذهنها متوجه سخنرانيهاي سران کشورهاي عضو اين سازمان است ولي از موضوع اصلي مرتبط با اين مناسبت کاملاً غفلت ميشود. موضوع اصلي، خود سازمان ملل است که قيد «متحد» را هم در عنوان خود دارد اما متأسفانه اين سازمان نهتنها مظهر اتحاد ملتها نيست بلکه به مرکزي براي حمايت از بزرگترين ناقضان وحدت تبديل شده است.
وضعيت جهان اکنون بگونهاي است که ايجاب ميکرد مهمترين دستور کار اجلاس امسال مجمع عمومي سازمان ملل کارائي خود اين سازمان ميبود و سران کشورهاي عضو با تکيه بر يافتههاي تحقيقاتي کارشناسان خود درباره اينکه اين سازمان چقدر توانسته به وظايف ذاتي خود عمل کند و چگونه ميتوان آن را به مسير صحيح برگرداند صحبت ميکردند و نظر ميدادند. دبيرکل سازمان ملل که ماههاي آخر دوران مديريتش بر اين سازمان را ميگذراند نشان داده کارائي لازم را براي هدايت موسسه تحت مديريت خود به سوي انجام وظايف واقعي ندارد و حقوق ماهانه دهها هزار دلاري که از جيب ملتها ميگيرد براي اينست که به خاطر وقايع تلخي که همواره در نقاط مختلف جهان رخ ميدهد اظهار تأسف کند.
در سالهاي اخير، سازمان ملل به لحاظ بيعملي در برابر جنگهاي خانمانسوز و جنايات بزرگي که بعضي از قدرتهاي جهاني عضو اين سازمان مرتکب شدهاند، بدترين سالهاي تاريخ خود را پشت سر گذاشته است. جنگ اوکراين، جنگ غزه و جنگ تحميلي آمريکا و رژيم صهيونيستي بر ايران، سه جنگ ويرانگري هستند که در اين سالها اتفاق افتادهاند و سازمان ملل نتوانسته در جلوگيري از وقوع آنها، متوقف کردن آنها و برخورد قاطعانه با شروعکنندگان آنها کمترين نقشي داشته باشد. از ناتواني دبيرکل سازمان ملل در جلوگيري از وقوع اين جنگها و متوقف کردن آنها در ميانه راه که بگذريم، وي حتي قدرت و جسارت محکوم کردن صريح و قاطعانه جنگافروزان را هم نداشت. رژيم صهيونيستي با حمايت آمريکا بيش از 75 هزار نفر از زنان، کودکان و غيرنظاميان غزه را به قتل رساند، سرتاسر غزه را به ويرانه تبديل کرد و مرتکب بدترين جنايات جنگي شد ولي سازمان ملل براي ممانعت از اين جنايات و توقف آنها کوچکترين اقدامي نکرد. عجيبتر اينکه وقتي دادگاه کيفري لاهه حکم بازداشت نتانياهو و رئيس ستاد ارتش رژيم صهيونيستي را به دليل ارتکاب نسلکشي و جنايات جنگي صادر کرد، سازمان ملل هيچ اقدامي براي اجرائي شدن اين حکم نکرده و با آن دسته از دولتهاي عضو سازمان که از اجراي اين حکم سر باز زدهاند نيز برخوردي نکرد. آنچه در اين زمينه باعث تأسف شديد است اينست که دبيرکل سازمان ملل به يک جنايتکار جنگي که تحت تعقيب کيفري دادگاه بينالمللي است اجازه سخنراني در مجمع عمومي اين سازمان را ميدهد و فاقد حداقل شجاعت براي ايستادن در برابر اين ياغي و تروريست بينالمللي است. ثبت شدن اين ننگ بزرگ در کارنامه سازمان ملل که به يک تروريست ياغي تحت تعقيب کيفري بينالمللي اجازه سخنراني در صحن اين سازمان را ميدهد در حالي که در همان مکان هيأتهاي 78 کشور در اعتراض به او جلسه سخنراني وي را ترک ميکنند، رسوائي بزرگي براي اين سازمان است.
در مورد جنگ ايران که حتي نمايندگان کنگره آمريکا آن را غيرقانوني ميدانند و ترامپ را به دليل قتلعام دانشآموزان مينابي، به شهادت رساندن رهبر و فرماندهان و مسئولان سياسي و بمباران تأسيسات هستهاي يک جنايتکار جنگي ميشناسند، سازمان ملل به هيچيک از وظايف ذاتي خود عمل نکرد. از اين زشتتر سکوت دبيرکل و ساير مسئولان سازمان ملل در برابر سخنراني سرتاسر اهانت و تهديد ترامپ در همين اجلاس مجمع عمومي است که سران بسياري از کشورها و افکار عمومي جهان آن را يک لکه ننگ دانستند ولي سازمان ملل از کنار آن با بيتفاوتي عبور کرد.
تخلفات آشکار ترامپ از مقررات سازمان ملل، طمعورزي به خاک و ثروتهاي بسياري از کشورها و از همه بدتر آدمربائي در ونزوئلا که از بارزترين و شرمآورترين مصاديق نقض حقوق بشر است نيز از مواردي هستند که بيعملي سازمان ملل در برابر آنها کارنامه اين سازمان را سياه کرده است. با چنين کارنامهاي بايد گفت بزرگترين سازمان جهاني که قرار بود مدافع حقوق ملتها باشد اکنون به دوران فرسودگي رسيده و ملتهاي آزاد بايد درصدد تأسيس سازمان ديگري باشند که مستقل باشد و بتواند با تکيه بر قدرت وحدت ملتها در برابر دولتهاي سلطهگر بايستد.