موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13462

دفاع مقدس و

چهره درخشان آيت‌الله هاشمي رفسنجاني

هفته دفاع مقدس امسال نيز گذشت و طبق روال سال‌هاي اخير، اجحافي که به نام آيت‌الله هاشمي رفسنجاني و شخصيت مظلومش به عنوان فرمانده جنگ روا داشته مي‌شود برقرار بود. درحاليکه دفاع مقدس با نام آيت‌الله هاشمي رفسنجاني عجين است و اين نام را نه از نسل جنگ و نه از سالهاي دفاع مقدس و نه از خاطره‌ها نمي‌توان با هيچ کينه ورزي زدود.

متأسفانه يکي از آسيب‌هايي که مدتهاست در تاريخ دفاع مقدس شاهد هستيم، تحريف و مخدوش کردن برخي وقايع و واقعيت‌هاي جنگ هشت ساله است. تحريفي که از سکوت تا وارونه نقل کردن و ناقص بيان کردن واقعيت‌ها را در بر مي‌گيرد. رويکرد تحريفي با انگيزه‌هاي سياسي و سلبي نه فقط از طريق برخي گروهها و احزاب و شخصيت‌هاي افراطي درحال انجام است، بلکه اين خدشه و تحريف ازسوي رسانه‌ها و تريبون‌هاي رسمي نظام نيز اعمال مي‌شود. يکي از بزرگترين تحريف‌ها، کينه توزي و حملات ناجوانمردانه به شخصيت حضرت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني بعنوان نماينده امام (ره) و فرمانده جنگ است.

انتظار دلسوزان انقلاب اين نيست که اگر انتقاداتي به عملکرد آيت‌الله هاشمي در امور اجرايي و نظامي به نظر مي‌رسد گفته نشود، موضوعي که نه خود آن مرحوم و نه هيچ يک از دوستداران ايشان به آن راضي نبودند و نيستند. کمترين سخن همه کساني که به تاريخ ايران و انقلاب اسلامي و بخصوص جنگ تحميلي و دفاع مقدس مردم ايران علاقه دارند اين است که واقعيت جنگ آنگونه که بوده نقل شود. دروغ و تحريف و سکوت در مورد آيت‌الله هاشمي رفسنجاني کمترين ضررش بي‌اعتمادي گويندگان و نويسندگان دستگاه‌هاي تبليغي و تبييني نظام است و باور نکردن هيچ سخن درستي از ناحيه اين گويندگان و نويسندگان است، جوانان از شما خواهند پرسيد وقتي وقايع بسيار نزديک به ما اينگونه مخدوش و غير قابل اعتمادند، چگونه مي‌توان به بيان تاريخي از ساير وقايع انقلاب اسلامي و قبل از آن اعتماد کرد؟ اينکه در رسانه‌هاي رسمي و صداو سيما آيت‌الله هاشمي رفسنجاني را تا مرز اتهام خيانت به جمهوري اسلامي پيش ببرند، چه سودي براي آنان دارد؟ نقش جايگاه و تأثير آقاي هاشمي به عنوان امين امام خميني(ره) در جنگ چه بود؟ واقعيت اين است که حتي يک مرور گذرا و سطحي از نقش و جايگاه هاشمي رفسنجاني در دفاع مقدس، نشان خواهد داد که اين نقش، نه قابل تحريف است، نه تقليل پذير.

*نماينده امام در شوراي عالي دفاع

جمهوري اسلامي ايران کمتر از 4 ماه پس از عزل بني صدر توانست اولين و موفق‌ترين عمليات نظامي خود از ابتداي جنگ را اجرا کند. عمليات ثامن‌الائمه(ع) 5 مهر 1360 آغاز شد و پس از 42 ساعت نبرد، با آزادسازي 150 کيلومتر از اراضي اشغال شده، حصر آبادان شکسته شد. محوريت اين عمليات با ارتش بود که سپاه هم در کنار آن مي‌جنگيد. اين موفقيت به اين معني بود که با حذف بني صدر، فراتر از حوزه سياسي، حوزه نظامي و عملياتي جنگ هم به وحدت رسيده و جمهوري اسلامي باوجود وقايع خرداد 60، توانسته است استراتژي نظامي خود را بازيابي و اجرا کند. اين استراتژي بر همکاري ارتش و سپاه مبتني بود. اين راهبرد که تا پايان جنگ ادامه يافت، به اين معني بود که لازمه پيروزي و موفقيت در جنگ، همکاري و همراهي سپاه و ارتش و بسيج داخلي و هم‌افزايي نهادهاي داخلي در حمايت از جبهه‌ها است. هاشمي رفسنجاني نخ تسبيح اين پيوند بود.

16 روز بعد از عمليات ثامن الائمه(ع) امام خميني(ره) طي حکمي هاشمي رفسنجاني که رياست مجلس شوراي اسلامي را به عهده داشت، به عنوان نماينده خود در شوراي عالي دفاع منصوب کرد. به عبارت ديگر، گويي در آن زمان کمتر کسي همچون هاشمي رفسنجاني مي‌توانست نه فقط نماينده امام در شوراي عالي دفاع، بلکه به عنوان هماهنگ‌کننده ارتش و سپاه عمل کند. بويژه اينکه مطابق قانون اساسي و نيز تأکيد امام، همه نيروهاي نظامي موظف بودند از دستورات شوراي عالي دفاع تبعيت کنند.

از اين پس نقش هاشمي رفسنجاني در دفاع مقدس، بيشتر و پررنگ‌تر مي‌شود تا جايي که امام خميني، در تاريخ 30 بهمن 1362 هاشمي رفسنجاني را به سمت فرماندهي دنباله عمليات والفجر منصوب کرد. از اين تاريخ تا پايان جنگ، ارتباط هاشمي با فرماندهان ارتش و سپاه منظم‌تر، حضور او در قرارگاه‌هاي عملياتي در جنوب و غرب کشور بيشتر و طرح‌ريزي‌ها براي انجام عمليات، عمدتاً با حضور و نظر او انجام مي‌شود. اين چيزي است که هم تاريخ جنگ و هم تاريخ شخصي آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به ما مي‌گويد.

* نقشي فراتر از يک فرمانده

مطابق حکم امام در سال 62، هاشمي رفسنجاني عملاً به «سمت فرماندهي دنباله عمليات والفجر» منصوب شد، مطابق آنچه که پژوهشگران تاريخ جنگ ايران و عراق و راويان دفاع مقدس مي‌گويند، نقش هاشمي رفسنجاني، چند بعدي و فراتر از فرماندهي صرف يا هدايت و هماهنگي ارتش و سپاه بود. يکي از پژوهشگران نقش هاشمي رفسنجاني در جنگ را در 5 محور دسته‌بندي مي‌کند. «توليد گفتمان رسانه‌اي و سياسي کشور»، «پشتيباني از جنگ»، «حضور در ساختار تصميم‌گيري جنگ»، «تصميم‌سازي براي ادامه جنگ، فرماندهي و پايان دادن به جنگ» و «هدايت ديپلماسي.» اين نقش متکثر و جايگاه اثرگذار متنوع، چند دليل داشت که نخست شخصيت خود هاشمي در اجماع‌سازي ميان ارکان مختلف کشور، اعم از نظامي و سياسي بود و ديگر اينکه ساختار قانوني جمهوري اسلامي در آن زمان، نقش مجلس و بويژه رياست آن را در اداره کشور برجسته کرده بود. اين دو دليل باعث شده بود که هاشمي علاوه بر هدايت کلان جنگ، وظيفه هماهنگي بخش‌هاي کشوري و لشکري را برعهده بگيرد، يا آنچه از آن به عنوان پشتيباني جنگ ياد مي‌شود. نقش ديگر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني پشتيباني از جنگ بود.

آيت‌الله هاشمي امکانات و تجهيزات مورد نياز جنگ را از طريق دولت تأمين مي‌کرد. او نيازمندي‌هاي نيروهاي مسلح (سپاه و ارتش) را دريافت و با هماهنگي سيستم مديريتي کشور و با اطلاع از منابع و بودجه، اقدام به رفع برخي از نيازها مي‌کرد. درعين حال، هاشمي رفسنجاني علاوه بر رياست مجلس شوراي اسلامي، سخنگوي شوراي عالي دفاع و خطيب نماز جمعه تهران هم بود. از اين رو سخنان و مواضع او در خصوص جنگ تحميلي بازتاب وسيعي در رسانه‌هاي داخلي و خارجي پيدا مي‌کرد. به گفته اين پژوهشگر «محافل سياسي و رسانه‌اي خارج از کشور به گفته‌هاي ايشان استناد کرده و حرف‌هاي آقاي هاشمي را مبناي تحليل و اظهارنظر در ارتباط با جنگ قرار مي‌دادند و از مسير تجزيه و تحليل حرف‌هاي ايشان درمي‌يافتند که ايران به دنبال چيست.»

*تدوين استراتژي براي جنگ

ابعاد ارتباط آقاي هاشمي رفسنجاني با دفاع مقدس، يعني ارتباط با بخش‌هاي مختلف سياسي، اداري، ديپلماسي و نظامي کشور، باعث شده بود او درکي عملي و واقع‌بينانه درباره جنگ داشته باشد. به همين دليل بود که حسين علايي، نخستين فرمانده نيروي دريايي سپاه، در گفت‌و‌گويي گفت: «آقاي هاشمي ‌رفسنجاني که فرمانده جنگ بود نگاهي واقع‌گرا به مسائل جنگ و کشور داشت و معتقد بود که بايد جنگ را هرچه سريع‌تر با ناکام گذاشتن صدام تمام کرد تا بتوان به بازسازي خرابي‌ها و سازندگي ايران پرداخت؛ بنابراين همه رزمندگان معتقد به «جنگ‌ جنگ تا پيروزي» بودند، اما راهبرد مسئولان کشور و فرماندهان سپاه و ارتش براي نيل به اين هدف متفاوت بود. آقاي هاشمي ‌رفسنجاني با توجه به واقعيت‌هاي ميدان جنگ و توانمندي‌هاي اقتصادي کشور به‌دنبال انجام يک عمليات بزرگ موفق و سرنوشت‌ساز بود تا بتوان با برتري در جبهه‌ها و بهره‌گيري از دستگاه سياست خارجي به جنگ پايان داد.»

*مسئوليت براي پايان جنگ

همه سرزمين‌هايي که جمهوري اسلامي ايران در خلال 8 سال جنگ به دست آورده بود، در زمان کوتاه 4 ماه ابتدايي سال 67، با حملات ارتش بشدت مسلح شده بعث عراق از دست رفت. درست در بحبوحه اين عقب‌نشيني‌ها، يعني 12 خرداد 1367، مرحوم امام(ره) طي حکمي هاشمي رفسنجاني را به سمت جانشين فرمانده کل قوا، با همه اختيارات، منصوب کرد. مطابق اين حکم، هاشمي رفسنجاني وظيفه داشت نيروهاي مسلح ايران را بار ديگر منسجم و متحد کرده و با هم‌افزايي ساير بخش‌ها، به حملات ارتش متجاوز بعث پاسخ دهد. اما شرايط کشور، اعم از اقتصادي، سياسي و نظامي به گونه‌اي بود که ديگر ادامه جنگ ممکن نبود. اينجا بود که هاشمي رفسنجاني با درک اين واقعيت، بويژه براساس ارتباطاتي که با بخش‌هاي نظامي و اداري و سياسي کشور داشت، در هر دو بخش سياسي و نظامي، زمينه را براي پذيرش قطعنامه فراهم کرد. به همين دليل بود که 38 روز بعد از حکم انتصاب امام براي هاشمي رفسنجاني، جمهوري اسلامي ايران قطعنامه را پذيرفت و جنگ رسماً پايان يافت.

نقش هاشمي رفسنجاني در پايان دادن به جنگ، چندسويه بود. از يک سو واقعيت‌هاي نظامي کشور را براساس گزارش فرماندهي سپاه و واقعيت‌هاي اقتصادي کشور را براساس گزارش رئيس سازمان برنامه و بودجه وقت در اختيار امام(ره) قرار داد. اين واقعيت‌ها زمينه را براي پذيرش قطعنامه آماده کرد. در کنار اين، مطابق روايت ناطق نوري، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، هاشمي رفسنجاني تا آنجا پيش رفت که به امام پيشنهاد کرد او را به عنوان مقصر شکست يا پذيرش قطعنامه معرفي و حتي اعدام کنند تا به جايگاه بنيانگذار انقلاب و وجهه جمهوري اسلامي آسيبي نرسد. اما در نهايت، امام با عبارت «جام زهر» عملاً مسئوليت اين تصميم را به عهده گرفت، هرچند اين امر نمي‌تواند نافي نقش هاشمي در پايان دادن به جنگ باشد. آنچه اين روايت از پايان جنگ را تأييد مي‌کند، عبارت‌هاي صريح امام خميني(ره) در بيانيه پذيرش قطعنامه است: «تأکيد مي‌کنم که گمان نکنيد که من در جريان کار جنگ و مسئولان آن نيستم. مسئولين مورد اعتماد من مي‌باشند. آنها را از اين تصميمي که گرفته‌اند شماتت نکنيد، که براي آنان نيز چنين پيشنهادي سخت و ناگوار بوده است.»

*قضاوت درست در مورد جنگ

جنگ تحميلي، با آن همه رشادت‌ها و جانفشاني‌هاي رزمندگان و فرماندهان و نيز پشتيباني‌هاي عظيم ملت در پشت جبهه‌ها، قطعاً اتفاقي مقدس و سرنوشت ساز بود. اما در روايت تاريخ جنگ و آنچه در هر روز اين رويداد عظيم به وقوع پيوست، بايد فارغ از اين نگاه، با رويکردي علمي و عيني و تاريخي همراه باشد. در اين صورت است که مي‌توانيم قوت‌ها و ضعف‌هاي خود در بخش‌هاي مختلف را شناسايي کرده و از آن براي آينده جمهوري اسلامي درس بياموزيم. آنچه بيش از هر چيز مي‌تواند به اين درس‌آموزي آسيب بزند، جناحي و سياسي کردن روايت از جنگ است، روايتي يکسويه نگر که هر تصميم هاشمي را تقبيح مي‌کند. اين نگاه، باعث کمرنگ شدن وجه ملي، ارزشي و اسلامي جنگ نيز خواهد شد. بنابراين، چه در بررسي کارنامه هاشمي رفسنجاني در جنگ، و چه نقش ساير عوامل، همچون دولت و دستگاه اداري و پشتيباني جنگ يا تصميمات فرماندهان در عرصه ميداني نبرد، بايد واقع بيني را جايگزين رويکرد سياسي کرد.

اين همان نکته‌اي است که رهبر شهيد انقلاب در زمينه مقابله با تحريف جنگ بر آن تأکيد کردند. ايشان در يکي از سخنان خود، دفاع مقدس را از ابتدا تا انتها يکي از «عقلاني‌ترين و مدبرانه‌ترين حرکات ملت ايران» برشمردند و گفتند: «برخي‌ها تلاش دارند تا با استناد به خطايي که در يک جمعي صورت گرفته، دفاع مقدس را به بي‌تدبيري متهم کنند، درحالي‌که اين دفاع از همان شروع کار يعني همکاري ارتش و سپاه و انتخاب تاکتيک‌هاي مبتکرانه و شجاعانه و انجام اقدامات بزرگ و شگفت‌آور در عمليات‌ها تا پايان جنگ و قبول قطعنامه، همه مبتني بر عقلانيت و تدبير بود.»

* يک مرور گذرا و سطحي از نقش و جايگاه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در دفاع مقدس، نشان خواهد داد که اين نقش، نه قابل تحريف است، نه تقليل پذير

*نقش آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در جنگ در 5 محور دسته‌بندي مي‌‌شود. «توليد گفتمان رسانه‌اي و سياسي کشور»، «پشتيباني از جنگ»، «حضور در ساختار تصميم‌گيري جنگ»، «تصميم‌سازي براي ادامه جنگ، فرماندهي و پايان دادن به جنگ» و «هدايت ديپلماسي.»

*نقش متکثر و جايگاه اثرگذار متنوع آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در دفاع مقدس، چند دليل داشت که نخستين آن شخصيت خود هاشمي در اجماع‌سازي ميان ارکان مختلف کشور، اعم از نظامي و سياسي بود

*نقش آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در پايان دادن به جنگ، چندسويه بود. از يک سو واقعيت‌هاي نظامي کشور را براساس گزارش فرماندهي سپاه و واقعيت‌هاي اقتصادي کشور را براساس گزارش رئيس سازمان برنامه و بودجه وقت در اختيار امام(ره) قرار داد. اين واقعيت‌ها زمينه را براي پذيرش قطعنامه آماده کرد