اگر عقلاي جهان اسلام بخواهند
بسمالله الرحمن الرحيم
اقتضاي ويژگيهائي که دنياي امروز دارد اينست که ملتها و دولتها با همديگر در ارتباط باشند و تعامل جاي تقابل را بگيرد.
برخلاف اين اقتضاي طبيعي و منطقي، کشورهاي اسلامي از زمان نفوذ قدرتهاي سلطهگر بر اين کشورها دچار درگيري با همديگر شدند و تقابل، جاي تعامل را گرفت. عامل اصلي تفرقه ميان کشورهاي اسلامي، دولت استعماري انگليس بود که خود را بريتانياي کبير ميناميد و هنوز هم با اينکه کرک و پشمش ريخته دوست دارد «بريتانيا» ناميده شود. تز استعماري «تفرقه بينداز و حکومت کن» را دولت انگليس اجرائي کرد و اکنون نيز اين تز کثيف به عنوان يک دستورالعمل موفق و کارساز توسط آمريکا در نقاط مختلف جهان و توسط رژيم صهيونيستي در خاورميانه و دنياي اسلام اجرا ميشود. اينکه عربستان سعودي به يمن حمله ميکند، عمل به دستورالعمل ديکته شده توسط آمريکاست. جنگ 8 ساله تحميلي صدام و حزب بعث عراق بر ايران، عمل به همين دستورالعمل بود. حمله صدام به کويت و تسخير آن توسط ارتش عراق، در همين چارچوب صورت گرفت. محاصره اقتصادي قطر توسط کشورهاي عربي حوزه خليج فارس در سال 1396 نيز براساس همين دستورالعمل انجام شد. تهاجم امارات به سودان و دخالت در ليبي و يمن هم ناشي از همين سياست بود. سکوت سران کشورهاي عربي در برابر جنايات گسترده و بيسابقه رژيم صهيونيستي در غزه هم نسخهاي است که آمريکا بر مبناي همين تز استعماري براي آنان تجويز کرده است کمااينکه مشارکت شيوخ جنوب خليج فارس در تحميل جنگهاي 12روزه و 40روزه آمريکا و رژيم صهيونيستي بر ايران و ارتکاب انواع جنايات جنگي عليه ملت و کشور ايران با استفاده از پايگاههاي نظامي احداث شده توسط آمريکا در شيخنشينهاي خليج فارس و عربستان و اردن نيز بخش ديگري از عمل به تز استعماري «تفرقه بينداز و حکومت کن» است.
جعل گروههاي سياسي با ماسک مذهبي مانند بهائيت و گروههاي مسلح با شعارهاي بظاهر زيباي بازگشت به سنت خلفا با به راه انداختن حمام خون در کشورهاي اسلامي که نمونههاي آنها را در القاعده، طالبان، النصره، داعش و... سراغ داريم نيز از ترفندهاي قدرتهاي سلطهگري همچون آمريکا و باندهاي جنايتکاري مانند صهيونيستهاست. ديديم که جهان اسلام تا چند سال درگير مبارزه با اين گروههاي وحشي بود و هنوز هم دنبالههاي اين مهرههاي آمريکا و صهيونيسم در نقاط مختلف جهان اسلام فعال هستند هرچند بخشي از آنها با تغيير چهره در قالب قلابي احياکننده حکومت اسلامي در مناطقي مانند سوريه مشغول بازيگري در زميني هستند که آمريکا و رژيم صهيونيستي برايشان مهيا کردهاند.
اکنون تصور کنيد اينهمه نيروي انساني که در کشورهاي اسلامي حضور دارند و اينهمه ثروت زيرزميني و روي زميني و دريائي که در اختيار اين کشورهاست اگر تفرقه را کنار بگذارند و متحد شوند چه قدرت بزرگي به وجود خواهد آمد، قدرتي که به مسلمانان تعلق دارد و ملتهاي مسلمان بدون آنکه درصدد کشورگشائي باشند و يا به ديگر کشورها چشم طمع داشته باشند، به چه پيشرفتي در زمينههاي اقتصادي، صنعتي، فرهنگي، هنري، نظامي و... دست خواهند يافت. از دو قرن قبل يک جنبش بيدارگري در جهان اسلام شروع شد که سيدجمال، محمد عبده و سيدشرفالدين جبل عاملي از سردمداران آن بودند. آن جنبش با همان تز «تفرقه بينداز و حکومت کن» سرکوب شد و سرکوبگران در عصر حاضر عزم جزم براي سرکوب کردن جنبش بيدارگري ايجاد شده توسط امام خميني را دارند و اينهمه جنگ و خونريزي که به راه انداختهاند براي همين است. اينبار جنبش بيداري قويتر از گذشته است و نشانهها نشان ميدهند اين جنبش ميتواند دوام بياورد و جهان اسلام را براي مقابله با سلطهگران جهاني متحد کند. رسيدن به اين هدف نيازمند اراده عقلاي جهان اسلام است.