موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13467

کارنامه درخشان نيروي انتظامي در دفاع از امنيت ملي

امسال برگزاري هفته نيروي انتظامي که از روز جمعه 10 مهرماه تا پنجشنبه 16 مهرماه است، هرچند از نظر تاريخ و تقويم همانند سال‌هاي گذشته است ليکن از نظر شرايط عمومي و اجتماعي دوره متفاوتي است.

متفاوت از جهت اينکه در سال‌هاي گذشته خادمان ملت در نيروي انتظامي هم به جهات صف و ستاد و مکان و محل خدمت شايسته و مناسبي در اختيار داشتند و هم اين مجموعه خدوم و ساعي و جان برکف هر ساله به همين مناسبت با برگزاري نمايشگاه و انجام ملاقاتهاي مردمي، عملاً با تشکيل ميز خدمتي به گستره و پهنه جغرافياي تمام مناطق شهري و روستائي کشور در حوزه‌هاي مختلف انتظامي و فرهنگي به ارائه خدمت مي‌پرداختند.

هرچند هفته انتظامي امسال درحالي آغاز مي‌شود که تعدادي از افسران و فرماندهان نيروي انتظامي در کوران تجاوز ظالمانه و بيرحمانه 12 و 40 روزه رژيم کودک‌کش صهيونيستي و آمريکاي جنايتکار متجاوز در اثناي انجام ماموريت‌شان به مقام رفيع شهادت رسيدند.

همچنين عليرغم اينکه طي اين جنگ ددمنشانه و سبعانه آمريکاي تجاوزپيشه و رژيم خونخوار صهيونيستي بخش وسيعي از اماکن و کلانتري‌هاي انتظامي مورد تهاجم و تخريب دشمن غدار قرار گرفت،در روند انجام ماموريت ذاتي پليس که همانا تامين امنيت جاني، شغلي و ثبات روحي و رواني جامعه و بستر اجتماعي و صيانت از فضاي کسب و کار و همچنين در برخورد و مقابله تمام قد پليس‌هاي تخصصي اعم از پليس آگاهي، پليس فتا، پليس پيشگيري، پليس مرزباني، پليس امنيت اقتصادي و پليس زحمتکش و خستگي‌ناپذير راهور و ساير پليس‌هاي مجموعه مخلص و بي‌ادعاي نيروي انتظامي بدون هيچ وقفه و تعطيلي رخ ندادو اين نيروهاي فداکار بدون کمترين چشمداشتي به امر مقدس خدمت‌رساني مبادرت نمودند.

به جرأت مي‌توان گفت در ايامي که دشمن جنايت‌پيشه صهيونيستي و آمريکا چشم طمع به خاک پاک اين ملت و مرز و بوم دوخته بودند همين بي‌ترديد مي‌توان ادعا کرد که همين سبزپوشان عرصه امنيت، آرامش مجموعه شهادت‌طلب و مجاهد و جان برکفان نيروي انتظامي اجازه ندادندشهروندان ذره‌اي احساس ناامني و اضطراب داشته باشند. روزها، شب‌ها و چه بسا هفته‌ها لباس خدمت را درنياوردند تا هموطنان عزيزش در اقصي نقاط ايران با خيالي آسوده زندگي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي‌شان را بدور ازتهديد و توهم بدسگالان زشت‌خو ادامه دهند.

روايت عملکرد فراجا در دو جنگ 12 و 40 روزه

جنگ که شروع مي‌شود، معمولاً اولين تصوير ذهني مردم موشک، پدافند، هواپيما و خطوط مقدم است، اما يک جنگ فقط در آسمان و مرزها اتفاق نمي‌افتد. بخشي از جنگ درست وسط شهرها جريان دارد، جايي که مردم زندگي مي‌کنند، خريد مي‌کنند، به بيمارستان مي‌روند، از خانه خارج مي‌شوند و انتظار دارند حتي در سخت‌ترين روزها، کسي باشد که نظم و امنيت را حفظ کند.

اين شايد ساده‌ترين تصوير از عملکرد فراجا در دو جنگ 12 و 40 روزه باشد، جنگ به شهرها رسيد، بعضي مقرهاي پليس هدف قرار گرفتندو تعدادي از مأموران شهيد شدند، اما خدمت پليس متوقف نشد.

در اين دو جنگ، فراجا فقط با يک مأموريت روبه‌رو نبود. از حفظ امنيت خيابان‌ها و کنترل تردد گرفته تا مقابله با سرقت، قاچاق، خرابکاري، تأمين امنيت مراکز حساس، حضور در محل حملات و کمک به مردم، همه بايد همزمان انجام مي‌شدند.و اين اتفاق در شرايطي رخ داد که خود پليس نيز يکي از اهداف حملات بود.

وقتي ساختمان پليس آسيب ديد، مأموريت ادامه پيدا کرد

يکي از نکات مهم عملکرد فراجا در اين دو جنگ، برخورد نيروها با حمله به کلانتري‌ها، پايگاه‌ها و مراکز انتظامي بود.وقتي يک ساختمان انتظامي آسيب مي‌بيند، طبيعي است که اولين مشکل، از بين رفتن محل کار نيروها و تجهيزات باشد. اما در روزهاي جنگ، پليس نمي‌توانست منتظر بماند تا ساختمان تعمير شود.نيروها تجهيزات را جابه‌جا کردند، محل خدمت را تغيير دادند و در بعضي نقاط از همان خيابان کار را ادامه دادند.

اين تصوير شايد در ميان خبرهاي بزرگ جنگ کمتر ديده شده باشد، اما براي مردم اهميت زيادي داشت. چون شهروندي که در روزهاي جنگ از خانه بيرون مي‌آمد، بايد بداند اگر اتفاقي بيفتد، هنوز پليس در خيابان حضور دارد.

در واقع، براي پليس در برابر اين وجود داشت که يا با آسيب ديدن ساختمان، کار متوقف شود يا مأموريت از جاي ديگري ادامه پيدا کند. فراجا راه دوم را انتخاب کرد.کلانتري ممکن بود آسيب ببيند، اما امنيت محله نبايد آسيب مي‌ديد.

144 شهيد در جنگ 12 روزه

براساس آخرين آماري که فرمانده فراجا اعلام کرده، در جنگ 12 روزه 144 نفر از نيروهاي پليس به شهادت رسيدند. قبلا در برخي گزارش‌ها رقم 133 شهيد اعلام شده بود، اما آمار جديدتر عدد 144 را نشان مي‌دهد.

هر کدام از اين اعداد، يک انسان است، يک پدر، يک فرزند، يک همسر يا يک جوان که قرار بود بعد از پايان شيفت به خانه برگردد.يکي از نکات قابل توجه درباره شهداي فراجا اين است که بخشي از آنها هنگام انجام مأموريت‌هاي معمول انتظامي جان خود را از دست دادند. برخي مأموران حتي مرخصي خود را نيمه‌تمام گذاشتند و به محل خدمت برگشتند.

اين يعني براي بسياري از آنها، جنگ چيزي نبود که فقط از طريق اخبار آن را دنبال کنند، جنگ به محل کارشان، خيابانشان و حتي محل زندگي‌شان رسيده بود.

جنگ 40 روزه، فشار بيشتر، مأموريت‌هاي بيشتر

اگر جنگ 12 روزه يک آزمون سخت براي فراجا بود. جنگ 40 روزه شرايط دشوارتري داشت. طولاني شدن درگيري به اين معنا بود که نيروها بايد مدت بيشتري در آماده‌باش مي‌ماندند و در عين حال، مأموريت‌هاي روزمره پليس هم تعطيل نمي‌شد.در اين جنگ، طبق اعلام فراجا، 361 نيروي انتظامي به شهادت رسيدند.اين عدد، به‌تنهايي نشان مي‌دهد که پليس چه هزينه‌اي براي حفظ امنيت پرداخت کرده است.

در همان روزهايي که مردم نگران حملات بودند، پليس بايد مراقب سرقت خانه‌ها، امنيت مراکز حساس، تردد خودروها، نظم خيابان‌ها و ده‌ها موضوع ديگر نيز مي‌بود.واقعيت اين است که جنگ فقط موشک و هواپيما نيست. اگر در کنار حمله خارجي، امنيت داخل شهر هم از بين برود، فشار جنگ چند برابر مي‌شود.يکي از مهم‌ترين وظايف فراجا همين بود که اجازه ندهد چنين اتفاقي بيفتد.

مرزباناني که دور از چشم مردم ايستادند

در کنار مأموران پليس در شهرها، مرزبانان نيز در شرايط سختي قرار داشتند.فرمانده مرزباني فراجا اعلام کرده است که در جريان جنگ 40 روزه، 80 نفر از نيروهاي مرزباني شهيد و 154 نفر مجروح شدند.مرزبانان شايد کمتر از مأموران کلانتري ديده شوند. آنها معمولاً کيلومترها دورتر از شهرها و خانواده‌هايشان، در پاسگاه‌ها و مناطق مرزي خدمت مي‌کنند.اما در روزهاي جنگ، وظيفه آنها حساس‌تر شد، حفظ امنيت مرز، جلوگيري از نفوذ، مقابله با قاچاقچيان و کنترل رفت‌وآمدها.حتي در شرايط جنگي، فعاليت مرزها و ارتباط با کشورهاي همسايه نيز تا حد امکان ادامه پيدا کرد.

اين بخش از کار فراجا کمتر ديده مي‌شود، اما امنيت کشور فقط از داخل شهرها تأمين نمي‌شود، بخش مهمي از آن از همان نقاط دورافتاده مرزي آغاز مي‌شود.

جنگ با قاچاقچيان هم تعطيل نشد

در روزهاي جنگ، يک مأموريت ديگر هم ادامه داشت، مبارزه با مواد مخدر.ممکن است تصور شود وقتي کشور درگير جنگ است، همه نيروها بايد فقط روي مسائل جنگي تمرکز کنند. اما قاچاقچيان منتظر پايان جنگ نمي‌مانند.

براساس آمار اعلام‌شده، در شش ماه نخست سال 1405 بيش از 250 تن انواع مواد مخدر کشف شده و بيش از 7 هزار قاچاقچي و حدود 780 باند قاچاق شناسايي و منهدم شده‌اند.اين آمار نشان مي‌دهد که پليس در کنار مأموريت‌هاي جنگي، وظايف اصلي خود را نيز کنار نگذاشته است.براي خانواده‌ها، اين موضوع اهميت زيادي دارد. امنيت فقط اين نيست که موشکي به خانه آنها اصابت نکند، امنيت يعني فرزندشان هم در يک محله امن زندگي کند و مواد مخدر و شبکه‌هاي قاچاق نتوانند از شرايط بحراني کشور استفاده کنند.

185 موشک در برابر نيروهاي چک و خنثي

يکي ديگر از مأموريت‌هاي سخت پليس در جنگ 40 روزه، حضور تيم‌هاي چک و خنثي در محل حملات بود.طبق اعلام فراجا، واحدهاي تخصصي پليس در 1500 صحنه انفجاري حاضر شدند و 185 فروند انواع موشک و مهمات را خنثي، منتقل يا منهدم کردند.اين کاري نيست که بتوان با فاصله و از پشت ميز انجام داد.وقتي يک مهمات عمل‌نکرده در منطقه‌اي مسکوني پيدا مي‌شود، مردم بايد از محل دور شوند و مأموران متخصص وارد شوند.براي شهروندي که از فاصله امن اين صحنه را نگاه مي‌کند، شايد چند دقيقه بيشتر طول نکشد، اما براي مأموري که بايد به مهمات نزديک شود، هر لحظه مي‌تواند خطرناک باشد.همين مأموريت‌هاست که نشان مي‌دهد بخش مهمي از کار پليس در جنگ، بعد از تمام شدن صداي انفجار آغاز مي‌شود.

پليس، همان نيرويي که مردم در خيابان مي‌ديدند

در نهايت، شايد مهم‌ترين دستاورد فراجا در اين دو جنگ را بتوان در يک کلمه خلاصه کرد، حضور.مردم وقتي از خانه بيرون مي‌آمدند، مأمور پليس را در خيابان مي‌ديدند. وقتي حادثه‌اي اتفاق مي‌افتاد، با 110 تماس مي‌گرفتند. وقتي ساختماني آسيب مي‌ديد، نيروهاي انتظامي براي تأمين امنيت محل حاضر مي‌شدند.در جنگ 12 روزه نيز صدها گشت پليس در سطح شهرها فعال بودند و تلاش شد امنيت عمومي حتي در سخت‌ترين شرايط حفظ شود.اين حضور شايد مثل شليک يک موشک يا يک عمليات بزرگ نظامي در تلويزيون ديده نشود، اما براي زندگي روزمره مردم بسيار مهم است.چون مردم در زمان بحران فقط به دنبال پيروزي در ميدان جنگ نيستند، مي‌خواهند بدانند فردا صبح که از خانه بيرون مي‌روند، نظم و امنيت وجود دارد.

تقدير فرماندهان سپاه و ارتش

عملکرد فراجا در اين دو جنگ از نگاه فرماندهان ارشد کشور نيز دور نماند.

سرلشکر احمد وحيدي، فرمانده کل سپاه، در پيام خود به مناسبت هفته انتظامي، از فراجا به عنوان پليسي مقتدر، هوشمند و حرفه‌اي ياد کرد و از تلاش نيروهاي انتظامي در جنگ‌هاي 12 و 40 روزه و ديگر ميدان‌هاي حفظ امنيت تقدير کرد.

همچنين امير سرلشکر امير حاتمي فرمانده کل ارتش در پيام خود از مجاهدت‌هاي فراجا به عنوان پشتوانه آرامش و اقتدار ايران اسلامي ياد کرد.

رئيس ستادکل نيروهاي مسلح سرلشکر عبداللهي نيز در پيام خود عنوان کرد فراجا در جنگ و کودتا جلوي تجزيه ايران را گرفت.

اين تقديرها زماني اهميت بيشتري پيدا مي‌کنند که بدانيم فراجا در جريان اين دو جنگ، همزمان دو کار را انجام مي‌داد، از يک سو بايد در برابر تهديدهاي ناشي از جنگ آماده مي‌بود و ازسوي ديگر اجازه نمي‌داد زندگي عادي مردم و امنيت شهرها از بين برود.

امنيتي که وقتي هست، کمتر ديده مي‌شود

در نهايت، شايد درباره عملکرد فراجا در اين دو جنگ بتوان ساده‌تر از هر آمار و گزارشي گفت: وقتي مردم به خانه مي‌رفتند، پليس به خيابان مي‌رفت.وقتي يک کلانتري آسيب مي‌ديد، مأموران منتظر نمي‌ماندند تا ساختمان دوباره ساخته شود.وقتي موشکي در يک منطقه مسکوني پيدا مي‌شد، نيروهاي چک و خنثي وارد مي‌شدند.وقتي مرزها تحت فشار بودند، مرزبانان در جاي خود مي‌ايستادند.و وقتي جنگ طولاني شد، مأموريت‌هاي روزمره پليس تعطيل نشد.

در اين ميان، 144 شهيد در جنگ 12 روزه و 361 شهيد در جنگ 40 روزه، بخش تلخ اين کارنامه است، عددهايي که هر کدام پشت خود يک خانواده داغدار دارند.

شايد به همين دليل، قدرداني از پليس در اين دو جنگ فقط قدرداني از يک سازمان نيست، قدرداني از کساني است که در روزهايي که امنيت براي مردم به يک دغدغه جدي تبديل شده بود، خودشان براي تأمين همين امنيت در خيابان‌ها ماندند.امنيت در روزهاي عادي شايد ديده نشود، اما در روزهاي جنگ، مردم خيلي خوب مي‌فهمند که حضور يک مأمور در خيابان، يعني کسي هست که مراقب شهر باشد.

هفته نيروي انتظامي را به اين نيروي فداکار و جان بر کف تبريک مي‌گوئيم و براي اين عزيزان، سلامتي و موفقيت روزافزون و براي ايران عزيز پيروزي کامل بر دشمنان جنايتکار آرزومنديم.