هتک حرمت زن، اهانت به فرهنگ بومي و زنگ خطر تشديد جنايت
تأملي در خوانش فرهنگي ترور دو تن از بانوان در استان سيستان و بلوچستان
پس از شهادت دو بانوي خدمتگزار از کادر فراجا و سپاه در استان، آنچه بيش از خود حادثه به چشم آمد، واکنشي بود که از دل جامعه استان برخاست. از برخي خطبههاي نماز جمعه در شهرهاي استان و برخي سران طوايف گرفته تا مردميکه در اجتماعات شبانه در زاهدان و زابل و ايرانشهر و... حضور داشتند، همه اين ترورها را محکوم کردند.
در فرهنگ بلوچ، حرمت زن يک ارزش بنيادين است و «ميار» آيين کهن پناهدادن و حمايت قرنهاست که ستون اخلاق اجتماعي اين ديار بوده است. تروري که زن را هدف ميگيرد، پيش از آنکه بانظام سياسي معارضه کند، به خود اين فرهنگ بومي اهانت کرده است و طبيعي است مردمي که قرنها پاسدار اين حرمت بودهاند، چنين اهانتي را برنميتابند. از همينجاست که فاصله واقعي مردم و نخبگان استان با گروهکهاي تروريست آشکار ميشود.
به نظر ميرسد گروهکهاي تروريستي در پي عاديسازي جنايت و عبور از خطوط قرمز فرهنگي و اجتماعي در جامعه استان هستند. جاي تعجب نيست وقتي قرار باشد با اتهام تبعيض قومي و مذهبي عليه حاکميتي اقدام کنند که البته عليرغم نارساييها و ضعف در سياستگذاري دقيق، عملکردش دقيقا نقطه مقابل اتهام آنهاست، من جمله اينکه دولت محترم چندين سال است بر توسعه استان سيستان و بلوچستان تمرکز کرده و با سرمايهگذاري چند صد هزار ميليارد توماني و اعتماد به نخبگان بومي ازجمله استاندار اهل سنت، درحال ارتقاء شاخصهاي پيشرفت در استان است، طبيعتا تروريستها بايد تا ميتوانند خشنتر عمل کنند و مرزهاي دست و پاگير فرهنگي و اجتماعي را از ميان بردارند تا جايي که بعد از مولوي کشي و ريختن خون زنان، اگر عموم مردم سني و شيعه را در آئينهاي سنتي و ديني شان قتل عام کردند کسي به آنها خورده نگيرد.
خلاصه کلام اينکه براي رشد بايد راه ترور را بست، نبايد به تروريست مجال داده شود که نقش معترض را بازي کند، اين خطر امروز و فرداي استان ماست.
مصطفي جهانشاهي