سه عامل مهم تقويت بازدارندگي
بسمالله الرحمن الرحيم
قدرت ايران را در موشک و پهپاد خلاصه نکنيم. اين قدرت که آمريکا را شکستپذير نشان داده و مردم جهان را متحير کرده، مربوط به روحيه ظلمستيزي و تسليمناپذيري مردم ايران است که در عموم مردم، رزمندگان و مسئولين وجود دارد. اين قدرت را بايد حفظ کرد و دشمن اکنون درصدد شکستن اين قدرت است.
بسياري از کشورها موشک دارند، پهپاد دارند، ضدهوائي دارند، نيروي هوائي بسيار پيشرفته دارند و از مجموعه تجهيزات نظامي سطح بالا هيچ کم ندارند ولي نميتوانند در برابر زورگويان بينالمللي بايستند. علت اينست که عامل اصلي را ندارند. آنها از نظر تجهيزات چيزي کم ندارند ولي شجاعت را کم دارند.
نقطه قوت ايران را دشمن شناسائي کرده و با اختصاص بودجه و امکانات و ابزارهاي تبليغاتي و سياسي و فرهنگي فراوان درصدد درهم شکستن همين نقطه قوت است. براي مقابله مؤثر با اين شگرد دشمن، ما بايد حداقل سه اقدام مؤثر داشته باشيم.
اول اينکه ريشه تفرقهافکني را در کشور بخشکانيم. خشکاندن ريشه تفرقهافکني با برخورد مقطعي با افراد تفرقهافکن در اينجا و آنجا تفاوت اساسي دارد. اين برخوردها هم لازمند ولي تأثير آنها در حد تأثير قرص سردرد براي يک درمان مقطعي است و مشکل درهاي مزمن را حل نميکند. تفرقهافکني و دامن زدن به اختلافات در جامعه ما به يک بيماري مزمن تبديل شده که به معالجه ريشهاي نياز دارد. معالجه بايد از بالا شروع شود، ادبيات سياسي مسئولان بايد تغيير کند، مجاري امور بايد از وجود افراد فرصتطلب پاک شود و با انجام اين قبيل کارها سطح فرهنگ ابتدا در کارگزاران و سپس در جامعه بالا برود. از اين طريق ميتوان ريشه تفرقهافکني را خشکاند و جامعه را از اين آفت خطرناک نجات داد.
همزمان بايد با تفکر افراطي در داخل کشور مبارزه شود. در اين زمينه هم بايد به تفاوت ميان تفکر افراطي با چند افراطي در اينجا و آنجا توجه شود. برخورد با چند عنصر افراطي شايد بتواند گوشهاي از فتنه را بطور موقت بخواباند ولي آتش فتنه را خاموش نميکند. وقتي موتور افراط روشن باشد، فرصتطلباني که چه بسا هيچ اعتقادي به انقلاب و نظام و اسلام و وطن ندارند با بهانه قرار دادن همين عناوين سوار آن موتور خواهند شد و اهداف دشمن را محقق خواهند کرد. عقلاي قوم بايد با نشان دادن مخالفت واقعي خود با تفکر افراطي اين ويروس بدخيم را از جان جامعه بزدايند.
با انجام اين دو پاکسازي مهم و مؤثر نوبت به تعامل سازنده با منطقه ميرسد. درست است که ما براي مقابله جدي با آمريکا در جنگهاي تحميلي اخير لازم بود به پايگاههاي آمريکائي در کشورهاي حوزه خليج فارس حمله کنيم ولي اين واقعيت را ميدانيم و سران آن کشورها هم ميدانند که همزيستي مسالمتآميز بهترين راهبرد براي تمام ملتهاي منطقه است و سياست کلي بايد اين باشد که امنيت منطقه را خود کشورهاي منطقه بدون دخالت بيگانگان تأمين کنند. بنابراين، ما بايد از ابراز تمايل کشورهاي حوزه خليج فارس به داشتن روابط با ايران استقبال کنيم و راه را براي همکاري جمعي و طرد بيگانگان از منطقه هموار نمائيم. سران اين کشورها در جريان اين جنگها با شفافيت فهميدهاند که آمريکا و رژيم صهيونيستي براي آنها قابل اتکا نيستند و جمهوري اسلامي ايران قدرت غيرقابل شکست منطقه است. از اين فرصت بسيار گرانبها بايد حداکثر بهرهبرداري را به عمل آوريم و با تکيه بر پشتوانه وحدت و انسجام و سياست تعادلي داخلي، راهبرد تعامل همهجانبه با کشورهاي منطقه را تقويت کنيم و مطمئن باشيم که اين سياست، عامل مهمي براي بازدارندگي در برابر دشمنان خواهد بود.