* در روز بيست و چهارم ذيالحجّه سال دهم هجري پيامبر اسلام مسيحيان نجران را به مباهله دعوت کردند. پيامبر اکرم، در راستاي رسالت خويش و ابلاغ پيام الهي، به بسياري از ممالک و کشورها نامه نوشتند يا نماينده فرستادند تا نداي حق پرستي و يکتاپرستي را به گوش جهانيان برسانند. هم چنين نامهاي به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشته و طي آن ساکنان نجران را به آيين اسلام دعوت فرمودند. اسقف شورايي تشکيل داد و به مشورت پرداخت. شورا نظر داد که گروهي به عنوان هيئت نمايندگان نجران به مدينه بروند تا از نزديک با محمد صليالله عليه و آله وسلم گفتگو و دلايل نبوت او را بررسي کنند. مذاکرات به نتيجه نرسيد و مسيحيان بر لجاجت خود مبني بر فرزند خدا بودن حضرت عيسي اصرار کردند. فرشته وحي نازل شد و اين سخن خدا را بر پيامبر ابلاغ کرد که: "به درستي که مَثَل عيسي نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفريد." در اين آيه، خداوند، با بيان شباهت تولد حضرت عيسي عليهالسلام و حضرت آدم عليهالسلام، يادآوري ميکند که آدم را با قدرت بيپايان خود، بدون اين که داراي پدر و مادري باشد، از خاک آفريد و اگر نداشتن پدر گواه اين باشد که مسيح فرزند خداست، پس حضرت آدم براي اين منصب شايستهتر است زيرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با اين دليل هم آنان قانع نشدند و خداوند به پيامبر خود، دستور مباهله داد تا حقيقت آشکار و دروغ گو رسوا شود. طبق توافق قبلي نمايندگان نجران که براي مباهله به محل قرار ميرفتند ديدند که پيامبر فرزندش حسين عليهالسلام را در آغوش دارد، دست حسن عليهالسلام را در دست گرفته و علي و زهرا عليهماالسلام همراه اويند و به آنها سفارش ميکند هرگاه من دعا کردم شما آمين بگوييد. مسيحيان، هنگامي که اين صحنه را مشاهد کردند، سخت به وحشت افتادند و از اين که پيامبر، عزيزترين و نزديکترين کسانِ خود را به ميدان مباهله آورده بود، دريافتند که او نسبت به ادعاي خود ايمان راسخ دارد زيرا در غير اين صورت، عزيزان خود را در معرض خطر آسماني و الهي قرار نميداد. به همين جهت از اقدام به مباهله خودداري کردند و حاضر به مصالحه شدند.* آيتالله سيد محمدرضا سعيدي يکي از روحانيان مبارز و ياران بنام امام خميني بود که در بيستم خرداد ماه سال به دست ماموران دستگاه امنيتي رژيم ستم شاهي به شهادت رسيد. شهادت اين روحاني مجاهد به بحراني جدي براي رژيم بدل شد و بازتاب داخلي و خارجي آن، موجب تقويت جريان انقلاب اسلامي گرديد. آيتالله سعيدي ازجمله روحانياني بود که در فضاي اختناقآميز دهه 1340، که اغلب روحانيان کمتر به ميدان مقابله عيان با دستگاه حکومتي شاه وارد ميشدند، وارد عرصه مبارزه شد. وي با تشکيل يک حلقه آموزشي در مسجد موسي بن جعفر تهران (که به موازات مسجد معروف هدايت در تهران فعاليت ميکرد) مبارزه فکري، مذهبي و فرهنگي خود عليه رژيم پهلوي را سامان بخشيد. هرچند حيات سياسي و مبارزاتي اين عالم مجاهد بسيار کوتاه بود، اما شهادت او رويدادي تحولبرانگيز در فعاليتهاي مبارزاتي بهشمار ميآيد.