موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13380
توافق پايان راه نيست

 

دستاورد امنيت بايد به رفاه و اميد مردم گره بخورد

قادر باستاني تبريزي

 

نشانه‌هاي موجود، از پيغام پسغام‌هاي ديپلماتيک تا گمانه‌زني‌هاي فزاينده درباره احتمال امضاي توافقي مهم در ژنو طي روزهاي آينده، حکايت از آن دارد که ايران ممکن است در آستانه عبور از يکي از پُرتنش‌ترين مقاطع تاريخ معاصر خود قرار گرفته باشد. اگر چنين توافقي به سرانجام برسد، بي‌ترديد بايد آن را محصول مجموعه‌اي از عوامل دانست. اين دستاورد آسان به دست نيامده است. مردم در سخت‌ترين روزها ايستادند. نيروهاي نظامي و امنيتي با جان خود از کشور دفاع کردند. ديپلماسي نيز فرصت تبديل مقاومت به توافق را فراهم کرد. اما مسئله اصلي اين است که ايران پس از عبور از اين مرحله، چه تصويري از آينده خود ارائه خواهد کرد و چه تصميمي براي دهه‌هاي پيش رو خواهد گرفت.

حساس‌ترين مقطع تاريخ ايران بعد از انقلاب، همين لحظه است که در آن قرار داريم. مسئله فقط ايران نيست، تماميت نظام بين‌الملل در تلاطم و تنش است و هرکس بايد جايگاه و آينده خود را از اين تاريخ به بعد تعريف کند. ايران الان مرکز توجه و مرکز تحولات است. جايگاه آمريکا به سرنوشت جنگ با ايران گره خورده است. آمريکا بعد از جنگ با ايران، نسبت خود با چين و روسيه و اسرائيل را تعريف خواهد کرد.

مسئله اصلي ايران در اين مقطع تاريخي، پايان دادن به بلاتکليفي استراتژيکي است که طي سال‌هاي گذشته همچون سايه‌اي سنگين بر تصميم‌گيري‌هاي کلان کشور افتاده و قابليت پيش‌بيني، برنامه‌ريزي و اميد به آينده را از اقتصاد، جامعه و حتي سياست سلب کرده است. اين بلاتکليفي فقط در سياست خارجي ديده نمي‌شود، آثار آن در اقتصاد، فرهنگ، آموزش، سرمايه‌گذاري، توليد، بازار کار و حتي در ذهن و زندگي روزمره شهروندان نيز قابل مشاهده است. سال‌هاست که فعال اقتصادي، سرمايه‌گذار، کارآفرين، دانشگاهي و حتي پدر يک خانواده، براي ترسيم آينده با دشواري مواجه است، زيرا تصوير روشني از مسير پيش‌رو وجود ندارد. جامعه بيش از هر چيز به قابليت پيش‌بيني نياز دارد و فقدان همين قابليت، هزينه‌هاي سنگيني بر کشور تحميل کرده است.

 يکي از مهم‌ترين درس‌هاي اين روزهاي سخت آن است که ريشه بسياري از مشکلات کشور در فقدان يک اجماع راهبردي نهفته است. ايران بارها ثابت کرده که در شرايط بحراني توان بسيج منابع، مديريت ميدان و عبور از تهديدها را دارد، اما همچنان در تعريف يک استراتژي و تدوين افق مشترک و پايدار براي آينده با مشکل مواجه است. توسعه، محصول مجموعه‌اي از تصميمات هماهنگ و بلندمدت است و بدون توافق بر سر اولويت‌هاي ملي، امکان دستيابي به آن وجود ندارد. امروز زمان آن رسيده است که به جاي مديريت روزمره و واکنش به تحولات، افق‌هاي بلندمدت مبناي تصميم‌گيري قرار گيرد.

کشور عزيزمان، امروز با مجموعه‌اي از مسائل انباشته مواجه است که لابد هيچ‌کدام با يک توافق محدود يا تزريق چند ميليارد دلار منابع مالي حل نخواهد شد. مشکلات اقتصادي، فشارهاي معيشتي، بيکاري، بحران آب، تغييرات اقليمي، فرسودگي برخي زيرساخت‌ها و کاهش اميد اجتماعي، محصول سال‌ها انباشت مسئله هستند و براي حل آنها به چيزي فراتر از ديپلماسي سنتي و توافق‌هاي مقطعي نياز است. آنچه کشور به آن احتياج دارد، يک تصميم روشن درباره جهت حرکت خود است که بتواند ميان الزامات امنيت ملي، ضرورت توسعه اقتصادي، نقش‌آفريني منطقه‌اي و تعامل سازنده با اقتصاد جهاني توازن برقرار کند.

در اين ميان، نکته مهم آن است که جامعه ايران امروز بيش از هر زمان ديگري به «نتايج ملموس» نياز دارد. مردم در روزهاي سخت نشان دادند که در بزنگاه‌هاي تاريخي کنار کشور مي‌ايستند. اکنون نوبت سياستگذاري است که اين سرمايه اجتماعي را به فرصتي براي بازسازي و توسعه تبديل کند. نخستين نشانه‌هاي اين رويکرد نيز بايد در تصميمات عملي و قابل لمس ديده شود.

در چنين شرايطي، برخي اقدامات مي‌تواند به‌سرعت پيام تغيير و آغاز يک دوره تازه را به جامعه منتقل کند. بازگشايي فضاي ارتباطي و دسترسي پايدارتر و گسترده‌تر به اينترنت، يکي از نخستين نشانه‌هاي مثبت روزهاي اخير بود که با استقبال افکار عمومي نيز مواجه شد. تثبيت آتش‌بس و توقف درگيري‌ها درکنار حفظ آمادگي و تقويت جدي بازدارندگي دفاعي، گام ضروري ديگري است که امکان تمرکز کشور بر اولويت‌هاي اقتصادي و اجتماعي را فراهم مي‌کند. در کنار اين موارد، بازنگري جدي در سياست‌هاي رسانه‌اي کشور نيز يک ضرورت انکارناپذير است. صداوسيما اگر مي‌خواهد به رسانه ملي تبديل شود، ناگزير است از رويکردهاي محدودکننده و يک‌سويه فاصله بگيرد و به بازتاب‌دهنده تنوع ديدگاه‌ها، مطالبات و واقعيت‌هاي جامعه ايراني بدل شود. ترميم اعتماد عمومي بدون اصلاحات رسانه‌اي ممکن نيست و هيچ سرمايه‌اي براي دوران پساجنگ ارزشمندتر از احياي سرمايه اجتماعي و بازسازي پل اعتماد ميان حاکميت و جامعه نخواهد بود.

اگر توافق احتمالي ژنو به امضا برسد، ارزش واقعي آن نه در بندهاي متن توافق و نه در ميزان منابع آزادشده، بلکه در ميزان توانايي آن براي خارج کردن کشور از چرخه فرساينده ابهام و انتظار سنجيده خواهد شد. ايران کشوري بزرگ با ظرفيت‌هاي انساني، اقتصادي، فرهنگي و ژئوپليتيکي عظيم است و بيش از اين نمي‌تواند در وضعيت تعليق و انتظار باقي بماند. امروز، بيش از هر زمان ديگري، فرصت آن فراهم شده است که مقاومت ملي در ميدان، به گشايش در عرصه اقتصادي و معيشتي تبديل شود و دستاورد امنيت، به رفاه و اميد اجتماعي پيوند بخورد.