بسمالله الرحمن الرحيم کار مهمي که در انديشهکدههاي سياسي جهان امروز بر زمين مانده اينست که درباره شايستگي زمامداران سياسي کشورها يک ارزيابي واقعي و نتيجهگيري جامع وجود ندارد. بدون اين ارزيابي هرچند نميتوان قضاوت دقيقي داشت ولي به صورت کلي ميتوان گفت جهان امروز از نظر زمامداران سياسي يکي از ضعيفترين مقاطع تاريخي خود را ميگذراند. به دانشکدههاي علوم سياسي ايران پيشنهاد ميکنيم موضوع ارزيابي ميزان شايستگي زمامداران سياسي جهان را به عنوان يکي از سرفصلهاي سياست بينالملل در نظر بگيرند و با رعايت بيطرفي کامل و با تکيه بر واقعيتهاي موجود در سطح سران تمام کشورها در تمام قارهها سنجش دقيقي از کارائي آنان به عمل آورند. چنين سنجشي اگر در ادوار گذشته در انديشهکدههاي جهان يا دانشگاههاي بعضي از کشورها به عمل آمده و ثبت شده باشد، ميتواند منبع خوبي براي کسب اطلاعات درباره عملکرد زمامداران بينالمللي در گذشته و مقايسه آن با عملکرد زمامداران سياسي کنوني باشد. همين اقدام اگر در مقطع کنوني صورت بگيرد، به منبع ارزشمندي براي آينده تبديل خواهد شد تا اصحاب تحقيق بتوانند شرايط دوران خود را با مقاطع گذشته مقايسه کنند. ارزيابي اجمالي کنوني را از منطقه خودمان شروع ميکنيم. دو سال تمام ماشين جنگي صهيونيستها در غزه و کرانه باختري، مردم فلسطين را زير بمب و گلولههاي تانک و مسلسل گرفت و 70 هزار نفر را به قتل رساند و بيش از 200 هزار نفر را مجروح کرد و خانهها و مدارس و مساجد و بيمارستانها و دانشگاههايشان را ويران کرد و زمامداران کشورهاي عربي فقط به تماشاي اين صحنه هولناک مشغول بودند و هيچ اقدامي براي جلوگيري از اين جنايت به عمل نياوردند. بعد از آنکه براساس ميل و ارائه خود جنگافروزان و حامي اصلي آنها آمريکا آتشبس برقرار شد، در مدتي کوتاه بيش از 4000 نفر از اهالي غزه به دست نظاميان رژيم صهيونيستي به قتل رسيدند. زمامداران عرب در خلال اين دو سال، به رژيم صهيونيستي کمکهاي مالي و غذائي و تسليحاتي رساندند و به ترامپ رئيسجمهور آمريکا هداياي بزرگ و گرانقيمتي مانند هواپيماي لوکس و کلکسيون طلا دادند. در سوريه يک تروريست حرفهاي که در منصب فرماندهي بخشهائي از گروههاي تروريستي القاعده و داعش صدها انسان بيگناه را سر بريده و دولت آمريکا براي سرِ او 10 ميليون دلار جايزه تعيين کرده بود، رئيس جمهور شد و در سفر به واشنگتن با فرماندهان نظامي آمريکائي تنيس بازي کرد و از دونالد ترامپ رئيسجمهور آمريکا عطر هديه گرفت. در آمريکاي لاتين با اينکه مردم به دولتهاي ضدآمريکائي رأي دادند، سران اين دولتها هنوز نتوانستهاند يک اتحاديه قدرتمند براي مقابله جدي با خطر ديوانهبازيهاي ترامپ تشکيل بدهند. ترامپ هر روز در درياي کارائيب عدهاي از مردم بيگناه را ميکشد، مادورو را ميربايد و براي سران کشورهاي آن منطقه شاخ و شانه ميکشد ولي از سواحل کارائيب صدائي غير از شعار و شکايتهاي عاجزانه شنيده نميشود. در آفريقا هم که سودان به نمايشگاه خيانت به زمامداران بينالمللي تبديل شده است. در اروپا سران کشورها بقدري ضعيف و حقيرند که هر وقت ترامپ خودشيفته ارائه کند با يک سوت آنها را به واشنگتن يا قاهره و يا هر جاي ديگر که بخواهد احضار ميکند، تحقيرشان ميکند و از آنها باج ميگيرد. نخست وزير کانادا هم که با يک اخم ترامپ کنار ميرود و خود ترامپ هم که دولت آمريکا را به تعطيلي ميکشاند و با سياستهاي غلط خود اقتصاد کشورش را فلج ميکند. رسوائي جزيره اپستين هم نتوانست سران فاسد را تکان بدهد. در روسيه، پوتين يک خط در ميان رئيس جمهور ميشود و به فکر کشورگشائي است. زلنسکي هم با سفرهاي بينتيجه به واشنگتن و همدستي با شيوخ عرب هر روز شاهد آب رفتن بيشتر اوکراين است. رجب طيب اردوغان هم با اينکه لاف دوستي با حماس ميزند و در ظاهر براي فلسطين يقه چاک ميکند، براي نتانياهو مهمات جنگي ميفرستد و به موشکهاي ايراني عازم تلآويو شليک ميکند. اگر دولت آفريقاي جنوبي نبود و از رژيم صهيونيستي به خاطر نسلکشي در غزه به ديوان بينالمللي دادگستري شکايت نميکرد آيا نميتوانستيم بگوئيم سياست بينالمللي در اوج ابتذال است؟! اگر مردم ايران در برابر تهاجم ارتشهاي تروريستي آمريکا و رژيم صهيونيستي نميايستادند آيا دنيا شاهد ادامه قلدريهاي افراد فاسد و شروري مثل ترامپ و نتانياهو نبود؟! اين واقعيتهاي تلخ نشان ميدهند سياست بينالملل نيازمند دگرديسي بنيادين است. سازمان ملل و ساير مجامع بينالمللي نشان دادهاند هيچ خاصيتي ندارند و ملتها براي آنکه در صلح و آرامش زندگي کنند به طرح ديگري که تضمينکننده سلامت سياست بينالملل باشد نيازمند هستند، طرحي که بر معنويت و باورهاي فوق محاسبات مادي مبتني باشد.