مؤلفههاي مقاومت و پايداري در نگاه امام خمينيامروز چهارم خردادماه بخاطر مقاومت جانانه مردم شريف دزف
مؤلفههاي مقاومت و پايداري در نگاه امام خمينيامروز چهارم خردادماه بخاطر مقاومت جانانه مردم شريف دزفول در برابر حملات وحشيانه دشمن در دفاع مقدس، روز «مقاومت و پايداري»، نامگذاري شده است. اگر چه ادبيات مقاومت و پايداري، در آموزههاي ديني ما کاملا شناخته است و پيامبر اکرم(ص) ما که الگوي تمامي ابعاد زندگي ما است، به صراحت ازسوي خداوند متعال مأمور به استقامت در برابر حوادث و ناملايمات شده است: «فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ» و اين ادبيات به ويژه، در تاريخ تشيع نهادينه شده است اما واقعيت اين است که مردم ايران در دوره معاصر ادبيات مقاومت را مديون امام خميني است و همان گونه که خود در طول حيات سياسي خويش عمل کرده است، مردم ما را نيز به صراط مستقيم هدايت کرده و مردم را در زمان رهبري خود براي مقاومت و پايداري در برابر مشکلات آبديده کرده است. اين ادبيات امام را به صورت کلي در حوزه ميتوان تعريف کرد 1. پايداري ملت بر غيرت ديني و فرهنگ اسلامي 2. پايداري ملت بر فرهنگ ملي خويش. و مردم ايران نيز در پنجاه سال گذشته به وضوح نشان دادند به پيروي از امام خميني در اين دو حوزه، کاملا موفق و سربلند بودهاند.امام خميني در اين حوزه بر اين باور بود که «ملتي که بخواهد شرافت خودش را حفظ کند، اسلام را که مبدأ همه شرافتهاست بخواهد حفظ کند، اين ملت بايد علاوه بر جهاد، استقامت در جهاد داشته باشد. بنابراين، اين سؤال جاي طرح دارد که مؤلفههاي استقامت و ادبيات مقاومت و پايداري امام خميني چه ميباشد؟ و جهت استقامت در قيام و نهضتهاي ديني و ملي چه چيزهايي را بايد شناخت و چه چيزهايي را طرد و نفي و چه چيزهايي را بايد اخذ نمود تا به آن شرافت رسيد؟ با جستوجو در آثار امام به طور فهرستوار ميتوان گفت مؤلفههاي ادبيات پايداري ايشان به قرار زير است.1. خداباوريامام خميني بر اين باور است که در ادبيات پايداري، رمز پايداري عاشقي، آن هم در مسير بندگي خداوند سبحان و درد آشنايي در راه او است و رسيدن به اين بينش و رشد و بالندگي که حرکتها و قيامها و استمرار در آن به خاطر خدا باشد، نه به خاطر کسب جاه و مقام، و مباني ايستادگي جوانان ما و ملت ما هم به خاطر ايمان به خدا، ايمان به مباني اسلامي بود که پيروزشان کرد زيرا با ايمان قوي ميتوان در مقابل قدرت مادي و توطئههاي آنها ايستادگي کرد و در جهاد اکبر و اصغر پيروز شد همان گونه که امام خميني ميفرمايند: «خداوندا! تو ميداني مردم ما مشکلات را به جان و دل خريدهاند و از هيچ چيزي غير تو ترس و بيم ندارند و تمام زجرها و دردها را تحمل ميکنند. همه پيروزيها را از آن تو و به عنايت تو ميدانند. پس ما را به عنايت دوباره خود همراهي نما و دلهاي ملت ما را به نصر و پيروزي خود اميدوارتر ساز... و توان و صبر و استقامت ما را در تحمل سختيها و مشکلات افزون نما و نعمت رضايت در شکست و پيروزي را به ما ارزاني فرما». ايشان که رمز پايداري را اتکا به خدا و نفي رفاه زدگي و مصرف گرايي ميدانستند، در جاي ديگر ميافزايند: سفارش ميکنم که به خدا متکي باشيد و براي هميشه زير بار شرق و غرب نرويد. مردم بايد تصميم خود را بگيرند، يا رفاه و مصرف گرايي و يا تحمل سختي و استقلال». چون «يک کشوري که براي خدا قيام کرده است، براي خدا هم پايدار ميماند و براي خدا هم ادامه ميدهد.2. خودباوريادبيات پايداري امام در دل خود، بذر خودباوري را کاشته و رشد و نمو ميدهد که نشانهاش اين است که مردم چنين جامعهاي بايد براي خود شخصيت و هويتي قائل باشند و به خودشان باور داشته باشند، و نبايد کعبه آمال و آرزوهاي خود را در ديگران بيابند و خود را کاملاً منحل در غير کنند. اين ادبيات حکايتگر اين مطلب است که ما جامعهاي بوديم که، شخصيتي براي خود قائل نبوديم و مملکت خود را به اسامي اروپايي يا غربي تزيين کرده بوديم، و وجودي شده بوديم و طوري بار آمده بوديم که اگر بخواهيم يک چيزي بشويم، بايد از آنها ميخواستيم و از آنها الگو ميگرفتيم. در چنين فضايي ادبيات امام خميني رشد کرد، ادبياتي که همه آن افکار را دور ريخت و خودش را باور نمود، و جوانان موفق شدند که اين باور غلطي را که در کشور ما معروف بود، اين باور غلط را بشکنند و ملت ايران به خودباوري و خود اتکايي رسيد، بدين معنا که ما ميتوانيم مسائل و مشکلاتمان را خودمان حل کنيم و تا زماني که اين تحول وجود دارد، ادبيات پايداري دچار مشکل نخواهد بود. امام در اين باره ميفرمايند: «عمده اين است که ما ذهن اين جوانها و حتي پيرها و روشنفکرنماها را آماده کنيم که ما خودمان آدم هستيم و اين طور نيست که در همه چيز دستمان را پيش ديگران دراز کنيم». همچنين در جاي ديگر ميفرمايند: «شما چنانچه باورتان آمده باشد که نميتوانيد صنعت درست بکنيد، و نميتوانيد صنايع بزرگ و کوچک را و چيزهايي که احتياج به غرب بوده است، خودتان آنها را درست بکنيد... نميتوانيد که انجام بدهيد. اول بايد خودتان را درست کنيد، اول بايد باورتان بيايد که ما هم انسانيم، ما هم قدرت تفکر داريم،... اگر اين باور براي شما پيدا شد [موفق خواهيد بود].3. اهميت دادن به شکستهاي خُردامام خميني استقامت و پايداري را منظومهاي و به هم پيوسته ميبيند و معتقد است که اگر در روند مقاومت در جايي کم گذاشته شود اگر چه جزئي باشد، باعث شکست خواهد شد. بنابراين ميفرمايند: «اگر بخواهيد که استقامت کنيد و پايداري کنيد، بايد مجريان امور در هر جا که هستند،... اينها اشخاصي باشند که اسلامي باشند و متعهد به اسلام باشند و بدانند که اگر چنانچه ما در يک جايي از اين جاها رو به شکست برويم، کم کم اين سرايت ميکند شکست در جاهاي ديگر و خداي نخواسته يک وقت ميبينيد که کشور ما به هم ريخته شده است. بنابراين، بايد مجريان هم به قوانين خوب عمل نمايند و نقض قانون نکنند، هر چند آن خلاف، خلاف بسيار اندک و جزئي باشد چون نتيجه بد عمل کردن، ناراضي کردن مردم را به دنبال خواهد داشت و ناراضي شدن هم مقدمه گسستن و فاصله گرفتن از اصل قيام و نهضت خواهد شد.4. بيدارياگر اقدامات يک رهبر، منطقي، قانونمند، حکيمانه هم باشد و به عبارتي در اوج بيداري باشد ولي ملت، مؤلفههايي چون بيداري، هشياري، نترسي را نداشته باشند، آن نهضت دچار مشکل خواهد شد. بنابراين لازمه قيام و مقاومت، بيداري و استمرار آن در همه مردم و در طول زندگي خواهد بود. اين مؤلفه ادبيات پايداري يکي از آن موارد بسيار مهمي است که دشمنان خواستند که مغفول باشد: «در طول تاريخ، (به ويژه) در اين سدههاي آخر کوشش شده است که ملتهاي جهان سوم خواب باشند، غافل باشند و توجهشان به شخصيت خودشان نباشد و شخصيت خودشان را اصلاً وابسته به غير بدانند. «اگر ما بيدار بشويم و نگذاريم اينهايي که در خارج هستند، آن برنامههايي که ديکته شده است و به آنها داده [شده] است پياده بشود و اگر... در مقابل آنها ايستادگي کنيد، حق پيروز ميشود». بر اين اساس است که، امام خميني به ملتها هشدار ميدهد که اگر قيامها با بيداري همراه و عجين باشد پيروز خواهد شد: «بيدار بشويد،... برخيزيد و در مقابل ابرقدرتها بايستيد که اگر ايستاديد، اينها هيچ کاري نميتوانند بکنند».5. زنده نگه داشتن روح ايمانملتي که زندگي شرافتمندانه و هدفمند برايشان فرهنگ گردد و چنين زندگي را بر زندگي ننگين و بردگي اجانب، ولو با مشکلات ترجيح داده شود، آن ملت به يک تحوّل روحي رسيده است که براساس آن، خيلي از سختيها و تلخيها براي او راحت و شيرين خواهد شد. اين تحوّل براي ملت ايران پيدا شد که در ادبيات پايداري امام خميني بارها و بارها با آن مواجه ميشويم. تحوّلي که در ملت ايران ايجاد شد، همان هجرت به سوي حق بود، هجرت از خود به خدا بود يعني پشت به انانيت خود کردن و روي آوردن به رحمت الهي. اگر اين نيروي خدايي را ملت حفظ کند، موفق و پيروز خواهد بود. امام خميني در اين باره ميفرمايند: «اين خدا به ما تفضّل کرد، ترحّم کرد و اين تحول حاصل شد و تا اين مطلب هست، اين تحول هست و باقي هست، شما از هيچ چيز نترسيد». و در جاي ديگر هم بر تداوم اين تحول روحي تأکيد کرده و فرمودهاند: «قيام شما براي خدا بود، همه فرياد ميزديد که ما «جمهوري اسلامي» ميخواهيم. براي احکام اسلام قيام کرديد. امر اول را که فرمودهاند قيام کنيد، براي خدا اطاعت کرديد باقي مانده است امر دوم... [استقامت]، استقامت کنيد، اين قيام را حفظ کنيد، اين تحول روحي که براي شما ملت حاصل شده است حفظ کنيد، استقامت کنيد،... تا پيروز شويد».6. هشياري و تدبيرخداوند سبحان به پيامبر عظيم الشأن در چندين جا مثل «خُذُوا حِذْرَکمْ»؛ «وَلْيجِدُوا فِيکمْ غِلْظَةً»، «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّالله وَعَدُوَّکمْ» توصيه به هشياري و اخذ تدبير کرده است زيرا بايد بدانيم که هرگز دشمنان اسلام، دلشان به حال اسلام و مسلمين نميسوزد و هميشه براي رسيدن به منافع خود و جلب اعتماد ما از هيچ تلاشي دريغ نميورزند و ادبيات امام خميني که برگرفته از ادبيات قرآني است، ملت را به اين امر سفارش ميکند و ميفرمايند: «ملت اسلامي اگر هشيار باشد و اگر توجه به مسائل داشته باشد، ميتواند در مقابل همه قدرتها بايستد و ميتواند منحرفين را به جاي خودشان بنشاند و ميتواند اداره کشور را بهتر از زمانهايي که ظلم و ستم بر اين کشور احاطه داشت بکند». و در جاي ديگر ميافزايند: «مردم عزيز زير فشار چرخهاي زندگي و اقتصادي، همان گونه که تا به حال براي خدا و دين او مقاومت کردهاند، بعد از اين نيز با تمام توان استقامت ميکنند والاّ همه زحمات اين ساليان پُر درد و اضطراب و افتخار از بين خواهد رفت. هشياري مردم در وضع فعلي يکي از عوامل پيروزي آنان بر باطل است».7. الگو داشتندر نگاه امام، انقلاب اسلامي، انقلابي است که به دست مردم صورت گرفته است، بنابراين مردم بايد آن را به آخر برسانند. البته تذکر ميدهند که چون عمل انقلابي ما بزرگ بود، پس مشکلات بزرگي هم خواهيم داشت زيرا هر چه عمل بزرگ باشد، دشمن بيشتر و بزرگتر خواهد بود. بنابراين، براي پايداري در مقابل اين دشمنان بزرگ نيازمند به الگوگيري از مردان بزرگي هستيم که در قيامهايشان تا آخر پايدار ماندند چون اين الگوها به انسان اطمينان نفس و اعتماد نفس ميدهد. امام در اين باره ميفرمايند: «ملت عزيز بدانند که «استقامت» آنچنان اهميت ويژه دارد که از پيامبر اسلام صليالله عليه و آله وسلم منقول است که فرموده: سوره هود مرا پير کرد [آن جا] که فرموده است تو و پيروانت استقامت کن. ما و شما که افتخار پيروي آن حضرت و ادّعاي آن را داريم، بايد در حفظ دين مقدس و اسلام عزيز و جمهوري اسلامي استقامت کنيم و مشکلات را با استقبال و استقامت انقلابي رفع نماييم». و در جاي ديگر ميفرمايند که [پيامبر] يک بشر است، اما ميبيند وظيفه دارد، يعني بشري است که خدا براي او وظيفه تعيين کرده است، اين اسلام را فرستاده است و به او امر کرده است که بايد استقامت کني «فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ وَمَنْ تابَ مَعَک». همچنين تأکيد ميکنند که «قوي باشيد، برومند باشيد و از هياهوي دنيا هيچ وقت به خودتان هراس راه ندهيد. اين مسائل در صدر اسلام هم بوده است. اين هياهوها و بساطي که مخالفين اسلام در صدر اسلام راه ميانداختند در زمان خود پيغمبر اکرم و بعدها هميشه بوده است، لکن خداوند امر فرموده است که ما مستقيم باشيم، استقامت کنيم، و اگر چنانچه استقامت کنيم مؤيد به تأييدات الهي هستيم». امام خميني در مناسبتهاي مختلف، مردم را به اين مهم توجه ميدهند که بايد از پيامبر اکرم صليالله عليه و آله وسلم و ائمه هدي عليهمالسلام که در طول مدتشان، يا با کفار در جنگ بودند و يا در حبس بودند، سرمشق بگيرند و به آنها اقتدا کنند. بنابراين اگر قيام با سختي و مشقتهايي همراه شد، نهراسيم و همانند ائمه عليهمالسلام عمل کنيم زيرا ما حق هستيم و حق بر باطل پيروز خواهد شد. و با توجه به اين مطلب فرمودند: «مردم انقلاب کردند، بايد پاي زحماتش هم بنشينند. مردم، پيغمبران و پيغمبر اسلام را و ابراهيم را در نظر بگيرند، ببينند که با آنها چه مخالفتها شد، ولي دست از هدفشان نکشيدند. اگر ما مسلمانيم، بايد دنباله روي آنها باشيم. دنباله روي از آنان که فقط روزه و نماز و مسجد نيست. دنباله روي از آنان مبارزه براي حفظ اساس اسلام است. بايد براي حفظ اساس اسلام تا آخر ايستاد و پيشروي کرد».8. نهراسيدن از دشمنوقتي قيامي جهت احقاق حق و امحاي باطل صورت ميگيرد، لوازمات خاص خود را دارد يعني سختيها و مرارتهايي خواهد داشت، و سختي در زندگي باعث ميگردد که انسان دچار مشکلات عديدهاي بشود و نميتواند بر اين سختيها غلبه کند، مگر اين که از ناملايمات نترسد و اميد به خداوند سبحان داشته باشد، و بعد از تصميم، تزلزل و سستي به خود راه ندهد زيرا چنانچه انسان تصميمي به يک امري گرفت، ولي متزلزل باشد در اين که آيا ميتواند اين کار را تا آن جا که ميخواهد و آرزو دارد عمل کند، با اين تزلزل نميتواند کار را درست انجام بدهد. بلکه بايد همان طور که تصميم گرفته است، جازم باشد. زيرا همين نترسيدن و جازميت و تصميم او را به پيروزي خواهد رساند. امام خميني در اين باره ميفرمايند: «پيامبر اکرم صليالله عليه وآله وسلم و ائمه هدي - عليهم سلامالله - در چه غربتهايي براي دين حق و امحاي باطل، استقامت و ايستادگي نمودهاند و از تهمتها و اهانتها و زخم زبانهاي «ابولهب» و «ابوجهل»ها و «ابوسفيان»ها نهراسيدند و در عين حال شديدترين محاصرههاي اقتصادي در شعب ابي طالب، به راه خود ادامه دادهاند و تسليم نشدند، و سپس با تحمل هجرتها و مرارتها در مسير دعوت حق و ابلاغ پيام خدا و حضور در جنگهاي پياپي و نابرابر و مبارزه با هزاران توطئه و کارشکنيها به هدايت و رشد همت گماشتهاند».*امروز چهارم خردادماه بخاطر مقاومت جانانه مردم شريف دزفول در برابر حملات وحشيانه دشمن در دفاع مقدس، روز «مقاومت و پايداري»، نامگذاري شده است*امام خميني: ملتي که بخواهد شرافت خودش را حفظ کند، اسلام را که مبدأ همه شرافت هاست بخواهد حفظ کند، اين ملت بايد علاوه بر جهاد، استقامت در جهاد داشته باشد*با ايمان قوي ميتوان در مقابل قدرت مادي و توطئههاي آنها ايستادگي کرد و در جهاد اکبر و اصغر پيروز شد