بسمالله الرحمن الرحيم
هم ملت ايران و هم حکمرانان ايران به ويژه در نيم قرن اخير همواره به گسترش روابط با همسايگان و همزيستي مسالمتآميز با ساير کشورها علاقمند بودند و هستند. رژيم غاصب و نامشروع صهيونيستي در اين قاعده نميگنجد و به دليل نژادپرست بودن، اشغالگري و غيرقانوني بودن، محکوم به انزوا و زوال است.
اگر در تاريخ معاصر براي يافتن ريشههاي جنگها و تنشهاي منطقه غرب آسيا جستجو شود، نتيجه اين خواهد بود که عامل اصلي تمام اين حوادث موجوديت اشغالگرانه صهيونيستها در منطقه بوده و هماکنون نيز صحنهگردان تمام درگيريها آنها هستند. از سه جنگ تحميلي بر ايران در نيمقرن اخير، اولي که 8 سال طول کشيد با تحريک صهيونيستها و همدستان آمريکائي و غربي آنها تدارک ديده شد، دومي که 12 روزه بود مستقيماً توسط رژيم صهيونيستي صورت گرفت و سومي که 40 شبانهروز ايران را زير بمباران و موشکباران گرفت با تحريک نخستوزير رژيم صهيونيستي و مشارکتش با آمريکا انجام شد. جنگهاي اعراب و اسرائيل و جنگهاي حزبالله لبنان با رژيم صهيونيستي نيز همگي با تجاوز اين رژيم شروع شدند، رژيمي که در فلسطين مرتکب وحشيانهترين جنايات عليه بشريت شد و کشتار 73 هزار نفر در جنگ دو ساله عليه مردم غزه اوج اين وحشيگريها بود که هنوز هم ادامه دارد.
ايران در نيم قرن اخير تلاش زيادي براي متوقف کردن جنايات رژيم صهيونيستي به عمل آورد کمااينکه براي مبارزه با گروههاي تروريستي تکفيري برانگيخته شده توسط آمريکا و صهيونيستها نيز تلاش زيادي کرد. هرچند هرگز سران رژيم صهيونيستي آشکارا از روابط خود با گروههاي تروريستي تکفيري سخني نگفتهاند ولي همه ميدانند که اين گروهها حتي يک گلوله به طرف اسرائيل شليک نکردند و يک جمله در نقد جنايات رژيم صهيونيستي نگفتند ولي بسياري از مجروحين همين تروريستهاي تکفيري در بيمارستانهاي اسرائيل معالجه و تيمار شدند و بخش مهمي از هزينههاي گروه تروريستي موسوم به «تحريرالشام» که به سرکردگي ابومحمد الجولاني در اِدلب سوريه براي سلطه يافتن بر دمشق و بر تخت نشاندن جولاني تمرين ميکردند را موساد تأمين ميکرد.
در 6 کشور عربي اردن، عربستان، کويت، امارات، قطر و بحرين، با همکاري مشترک سازمانهاي جاسوسي موساد و سيا مراکز اطلاعاتي اسرائيلي و پايگاههاي نظامي آمريکائي تأسيس شدند تا در زمان مورد نظر از آنها براي حمله به ايران و هر کشور ديگري که آمريکا و صهيونيستها لازم بدانند استفاده شود. پيمان ابراهيم براي عاديسازي روابط کشورهاي عربي با رژيم صهيونيستي نيز که در دولت اول دونالد ترامپ شروع شد نيز به عنوان بستر سياسي اين خيانت به جهان اسلام شکل گرفت و تعدادي از شيوخ خليج فارس با دلارهاي نفتي ملتهاي مسلمان با اين توطئهها همراهي کردند.
ديديم که تمام اين توطئهها در جنگ تحميلي سوم عليه ايران، با ابتکارات هوشمندانه نيروهاي مسلح ايران و حضور حماسي مردم ايران در صحنهها نقش بر آب شدند. آمريکا در اين جنگ شکست خورد، رژيم صهيونيستي دچار استيصال شد و به اعتراف دونالد ترامپ اکنون نخستوزير اسرائيل و خود اسرائيل نزد ملتها در سراسر جهان منفورند.
نکته بسيار مهمي که در اعترافات رئيس جمهور آمريکا نيامده اينست که سران کشورهاي عربي جنوب خليج فارس و ساير کشورها در جريان اين جنگ به اين درک مشترک رسيدهاند که آمريکا نميتواند امنيت آنها را تأمين کند حتي اگر آنها تمام ثروتهاي کشورهاي خود را در اختيار آمريکا قرار دهند. سران اين کشورها اکنون فهميدهاند که امنيت منطقه را فقط خود کشورهاي منطقه ميتوانند تأمين کنند و بيگانگان براي غارت ثروتهاي ملتها به اينجا ميآيند. اين سخني است که مسئولان ايراني بارها گفتند ولي متأسفانه هرگز به گوش سران عرب نرفت و حالا با مواجه شدن با واقعيتهاي جنگ تحميلي سوم متوجه آن شدهاند.
گرايشهائي که عربستان، امارات و قطر در هفتهها و روزهاي اخير به ايران نشان دادهاند نشانههاي خوبي براي عبور سران اين کشورها از توهمات گذشته و ورود به حوزه همکاري با جمهوري اسلامي ايران هستند. تهران از اين گرايش استقبال ميکند و ساير کشورهاي جنوب خليج فارس را هم به ورود به اين حوزه دعوت ميکند. ايران جديد ميتواند محور تأمين امنيت منطقه باشد.