موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13406
شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي:نقدها نبايد به اتهام و هتک حرمت کارگزاران کشور منجر شودشوراي هماهنگي تب

شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي:نقدها نبايد به اتهام و هتک حرمت کارگزاران کشور منجر شودشوراي هماهنگي تبليغات اسلامي در بيانيه‌اي نوشت: نقدها نبايد به مرز اتهام‌افکني، هتک حرمت و تضييع حق کارگزاران دلسوزي که درحال تلاش مشهود براي رفاه و سعادت ملت هستند منجر شود.در بخشي از اين بيانيه آمده است: پيام رهبري مثل هميشه منشا همدلي، هم آهنگي و همگرايي در کشور شد و بردارهاي واگرا را به همگرايي فراخواند. پيام اخير رهبر عزيز را مي‌توان «المراقبات دوران نبرد» ناميد زيرا در فرآيند تأسيس، تأليف، تکوين و تدوين نظام مقدس جمهوري اسلامي و در پروسه تطورات آفاقي و تحولات انفسي و سير سياسي و صيرورت‌ معرفتي انقلاب اسلامي، هدايتهاي ولي خدا منشا اعتلاي امت و ارتقاي ملت مي‌شود و تجليات عيني قدرت ملي و سرمايه اجتماعي، گاه در ساحت حضورهاي پيوسته مردم وارسته و اجتماعات بي‌بديل و بي‌نظير و بي‌شبيه مردمي تشخص مي‌يابد و گاه در قالب هدايت‌هاي معنوي و منشورهاي راهبردي ازسوي مقام معظم ولايت فقيه عادل و شجاع پردازش مي‌شود و صورت‌بندي مي‌يابد.اکنون پيام رهبر فرزانه انقلاب اسلامي، آيت‌الله سيد مجتبي حسيني خامنه‌اي، مکمل متمم و مويد و تثبيت‌کننده‌ سرمايه‌ عظيمي است که ملت صبار و شکور ايران و امّت اسلام در رستاخيز بدرقه «آقاي شهيد ايران» و تشييع مرجع تقليد شيعيان و رهبر آزادگان جهان پديد آورد. اين پيام فراتر از واکنش عاطفي يا مکتوبِ قدرشناسي متداول، واجد خصايص و «دستورالعملِ نبرد همه‌جانبه» با استکبار در مختصات پيچيده عصر حاضر است و بي‌شک دال مرکزي و مفهوم کانوني اين پيام «اتحاد مقدس و وحدت ملي» است.بيانيه تبييني پيش‌رو به واکاوي اجزاء و ابعاد پيام و مبادي مبنايي محورهاي پنج گانه اين پيام مي‌پردازد و دالّ مرکزي آن يعني شالوده‌سازي و پافشاري بر دکترين «وحدت» را به‌عنوان اصولي‌ترين نياز و پادزهرِ مکرِ خصم تشريح مي‌کند و مي‌توان اين پيام را «پيام اتحاد براي جنگ» ناميد.يکي از برجسته‌ترين فرازهاي منشور ابلاغي، تبيين «رويکرد انتقادي دلسوزانه» و «حفظ انسجام ملي و وحدت تمدني» است. رهبر انقلاب با نگاهي سرشار از سعه‌صدر و ايجابي، اهتمام، نگراني، دلسوزي و انتقاداتي را که از سر اخلاص و خيرخواهي نسبت به عملکرد بعضي کارگزاران مطرح مي‌شود، «سرمايه‌اي ارزشمند» و امري في‌نفسه مطلوب قلمداد مي‌کنند که نشان‌دهنده پويايي جامعه است، با اين حال، براي ممانعت از سوءاستفاده دشمن و جلوگيري از استحاله نقد به تخريب، دو شرط اصلي وضع مي‌فرمايند:شرط اول؛ عدم روا داشتن ظلم بر بي‌گناه (مرز فقهي‌ـ‌حقوقي): نقدها نبايد به مرز اتهام‌افکني، هتک حرمت و تضييع حق کارگزاران دلسوزي که درحال تلاش مشهود براي رفاه و سعادت ملت هستند بينجامد؛ چرا که ظلم، منشأ تکويني محروميت جامعه از برکات و عنايات الهي است.شرط دوم؛ عدم شکست در انسجام اجتماعي (مرز استراتژيک): رويکرد انتقادي نبايد ساختار يکپارچه جامعه را دچار تزلزل و انشقاق سازد. دشمن نبايد هيچ علامت ضعفي از درون جبهه حق دريافت کند. با رعايت کامل اين مراقبت‌ها، انتقادها موجب رونق و شکوفايي امور شده و دشمن به ناچار رو به هزيمت و عقب‌نشيني حتمي خواهد گذاشت.

عناوین این صفحه