اولويتها را گم نکنيممسعود نادرييکي از خطاهاي بزرگ ذهن انسان، يکسان ديدن همه تهديدهاست. گاهي آنقدر درگير اختلافهاي نزديک ميشويم که خطرهاي بزرگتر را از ياد ميبريم. حال آنکه هوشمندي تنها در تشخيص خوب از بد نيست، هوشمندي واقعي آن است که بتوان «بد» را از «بدتر» بازشناخت و براساس آن، اولويتها را تنظيم کرد.امروز در فضاي مجازي و حتي در برخي رسانهها، گويي برخي بيش از آنکه دغدغه مقابله با دشمنان ايران را داشته باشند، همه توان خود را صرف تخريب رقيب داخلي ميکنند. هر گروه، ديگري را خائن، نفوذي، عامل بيگانه و... ميخواند چنانکه گويي دشمني بيرون از مرزها وجود ندارد.امام خميني سالها پيش با يک جمله کوتاه، اين خطر را گوشزد کرد: «هر چه فرياد داريد بر سر آمريکا بزنيد.» اين سخن، دعوت به تعطيلي نقد داخلي نبود بلکه يادآوري يک اصل راهبردي بود: اولويتها را گم نکنيد.ممکن است از عملکرد يک مسئول، يک جريان سياسي يا يک نهاد انتقاد داشته باشيم. نقد، لازمه اصلاح است. اما پرسش اساسي اين است که اگر فرض کنيم طرف مقابل ما خطا کرده است، آيا خطاي او با دشمني که دهها سال با تحريم، فشار اقتصادي، جنگ رسانهاي، ترور، تهديد نظامي و تلاش براي تضعيف ايران، منافع اين ملت را هدف گرفته، در يک تراز قرار ميگيرد؟در سياست، همانند پزشکي، تشخيص درست نيمي از درمان است. پزشکي که سرماخوردگي را همسنگ سرطان بداند، بيمار را نجات نخواهد داد. جامعه نيز اگر ميان تهديدهاي کوچک و بزرگ تفاوتي نگذارد، سرمايه و توان خود را در مسير نادرست مصرف خواهد کرد.قرآن کريم ميفرمايد: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ»، با يکديگر نزاع نکنيد که سست ميشويد و قدرتتان از ميان ميرود. اين هشدار، تنها يک توصيه اخلاقي نيست، يک قانون اجتماعي است. هرگاه نزاعهاي داخلي بر منافع ملي غلبه کرده، دشمنان بيروني بيشترين بهره را بردهاند.هيچ جامعهاي با حذف نقد پيشرفت نميکند اما هيچ جامعهاي نيز با تبديل رقيب داخلي به دشمن اصلي، امنيت و عزت خود را حفظ نخواهد کرد. هنر سياستورزي آن است که نقد، جاي خود را داشته باشد و دشمن نيز جاي خود را.امروز بيش از هر زمان ديگر، به «اولويتشناسي» نياز داريم. اگر بد را از بدتر تشخيص ندهيم، ممکن است ناخواسته بزرگترين خدمت را به همان دشمني کنيم که همه از او شکايت و بلکه با او جنگ داريم. و السلام