بسمالله الرحمن الرحيم
همزمان با سالروز شهادت حضرت علي بن موسي الرضا عليهالسلام هر سال زائران زيادي به مشهد مشرف ميشوند و هيأتهاي عزاداري زيادي هم در خيابانهاي اطراف حرم و در صحنهاي مطهر به سينهزني و ذکر مصيبت ميپردازند. امسال نيز همين اقدام ارزشمند انجام شد با اين تفاوت که دو هيأت که همزمان در يکي از صحنها حضور داشتند به دليل اينکه مداح يکي از اين هيأتها امام رضا عليهالسلام را به يکي از اقوام منتسب کرد مورد اعتراض هيأت ديگر قرار گرفت و همين موضوع جزئي باعث درگيري ميان دو هيأت شد. بعضي از حاضران هم از صحنه درگيري فيلم تهيه کرده و آن را در فضاي مجازي دست به دست کردند...
ميتوان از کنار اين واقعه عبور کرد و به آن اهميت نداد ولي اين بيتفاوتي به نوعي بيتوجهي نسبت به خطري است که فرهنگ مذهبي ما را تهديد ميکند. ما مردم ايران و بطور کلي شيعيان با فرهنگ مذهبي تکريم پيامبر خدا و اهلبيت عليهمالسلام پرورش يافتهايم و تربيت ديني، حرمتگذاري به همنوع، رعايت حقوق انسانها، گذشت و حل و فصل مشکلات و اختلافات با شيوه مسالمتآميز را که از مصاديق فرمان الهي «رحماء بينهم» در قرآن کريم است را از برکات پرورش مذهبي داريم. يکي از آثار و برکات تکريم پيامبر و اهلبيت در اعياد و وفيات و شهادتها رسيدن ما شيعيان به همين روحيه «رحماء بينهم» است که اهميت فراواني دارد و اگر اين دستاورد مهم را نداشته باشيم برگزاري اينهمه مراسم در مناسبتهاي مذهبي فاقد ارزش و فقط نوعي اتلاف وقت خواهد بود.
سالهاي متمادي است که صاحبنظران فرهنگ ديني با قلم و سخن دلسوزانه خود درباره ضرورت پرهيز از چسبيدن به مناسک ظاهري و غفلت از محتواي آنچه مقتضاي اين مناسک است هشدار ميدهند ولي متأسفانه گوش شنوائي وجود ندارد. آنچه همزمان با سالروز شهادت امام رضا عليهالسلام امسال در مشهد رخ داد يکي از نتايج بيتوجهي به همين هشدارهاست. با قطع نظر از سوءاستفادهاي که دشمن از اين واقعه تأسفبار کرده و خواهد کرد، اصولاً فرهنگ مذهبي شيعه بايد از چنين عيوبي منزه باشد بطوري که هر شيعهاي در هر نقطه از جهان بتواند به کمال اين فرهنگ افتخار کند و آن را به عنوان الگو به همگان معرفي نمايد. اين فرهنگ بالنده با همين ويژگي در طول قرنها توانست مکتب اهلبيت را ترويج نمايد و آن را از انواع گزندها، توطئهها، سدها و تبليغات مسموم مصون بدارد و منشأ برکات زيادي براي انسانيت و خيزشهاي پرصلابتي عليه ظلم و ستم گردد.
انتظار اين بود که در دوران حاکميت نظام جمهوري اسلامي در ايران بيش از آنچه در بخش کمي به رشد فرهنگ مذهبي افزوده ميشود بخش کيفي و محتوائي آن نيز رشد يابد. متأسفانه به ميدان آمدن عدهاي از مداحاني که بدون آموختن علوم اهلبيت وارد صحنهگرداني هياتهاي مذهبي شدند و رشد بيمهار اين قشر، باعث غلبه حيرتانگيز کميت بر کيفيت در بخش فرهنگ مذهبي شد بطوري که محتوا مورد غفلت قرار گرفت و ظاهرسازيها توانستند مناسک را به استخدام خود درآورند و تربيت ديني تحتالشعاع ظواهر قرار بگيرد. گاهي ديده ميشود افرادي با مناسک چنان مخالفت ميکنند که گوئي منشأ تهي شدن محافل از فرهنگ مذهبي هستند در حالي که واقعيت دقيقاً برعکس است. مناسک، ظرفهاي آمادهاي هستند که اگر با محتواي غني در اختيار آشنايان با معارف ديني و محتواي مذهبي قرار گيرند، بهترين اهرمها براي ترويج محتواي اسلام و مکتب غني و پرافتخار اهلبيت عليهمالسلام خواهند بود. اين کار بزرگ را مداحان سنتي و خطباي باسواد در طول تاريخ تشيع کردند و افسوس که اکنون جاي آنها در اين عرصه خالي است.
براي جلوگيري از خسران بزرگي که اکنون متوجه فرهنگ مذهبي است، بايد مداحان سنتي آشنا با معارف ديني و خطباي باسواد به صحنه برگردند. بازگرداندن جامعه به اين سنت حسنه وظيفهاي است که روحانيت اصيل و مستقل برعهده دارد و نبايد در اين زمينه کوتاهي کند.