امام خميني و آزادگان سرافرازبيست و ششم مردادماه سالروز آزادي اسيران جنگ تحميلي عراق عليه ايران است.
امام خميني و آزادگان سرافرازبيست و ششم مردادماه سالروز آزادي اسيران جنگ تحميلي عراق عليه ايران است. جنگ تحميلي رژيم بعثي عراق عليه ايران که نزديک هشت سال به درازا کشيد، علاوه بر خسارات مالي و جاني موجب اسيرشدن تعداد زيادي از نيروهاي دو طرف شد. در طول جنگ حدود هفتاد هزار عراقي به اسارت نيروهاي ايراني درآمدند که با رعايت تمام قواعد بينالمللي و موازين ديني از آنها نگهداري شد. امام خميني به عنوان فرمانده جنگ باور داشت برخورد انساني و حفاظت اسيران، از قواعد اصولي اسلام است و ايران نيز از اين قاعده پيروي ميکند. ايشان از نگاه فقهي نيز اهانت به اسيران را جايز نميدانست و اسيران عراقي را در پناه اسلام و مملکت اسلامي ميدانست، امام تمامي مسئولان اعم از ارتش، سپاه پاسداران و ديگران را به رفتار نيکو و انساني و همراه با مهرباني با آنان توصيه ميکرد و در اين زمينه معتقد بود، آنان مهمان اردوگاههاي ايرانند بنابراين بايد مطابق الگوهاي اسلامي و انساني با آنان رفتار شود. همچنين بايد طعم رحمت و بزرگواري اسلام را در اردوگاهها به آنان چشاند تا در پناه حکومت اسلامي احساس آرامش کنند. ايشان تأکيد داشت رزمندگان باید با اخلاق اسلامي با اسيران رفتار کنند و نميتوانند آنان را بکشند.ازسوي ديگر در طول جنگ حدود 45 هزار نفر از رزمندگان ايراني به اسارت نيروهاي عراق درآمدند. بسياري از اسيران ايراني از ابتداييترين حقوق که ثبتنام آنان در دفتر صليب سرخ جهاني باشد نيز محروم بودند و خاطرات آزادگان گوياي رنج و مشقت آنان در دوران اسارت است. جان اسيران ايراني براي رژيم عراق اهميتي نداشت و حتي اسيران دربند، گاه با شليک بيدليل نگهبانان و گاه با شکنجه بيرحمانه به شهادت ميرسيدند؛ چنانکه علاوه بر فشارهاي روحي، بيدار نگاهداشتن افراد و آسيب جسمي شديد، عبور اسيران از تونل مرگ و زدن آنان با کابل به هنگام ورود، اوضاع نامناسب بهداشتي و درماني، سهميهبندي آب در تابستان و خوراندن آب آلوده به اسيران، جاروکردن محوطه ميان بندها با کف دست، جلوگيرينکردن از بروز بيماريهاي واگيردار و شکنجههاي بيدليل، ممانعت از برگزار مراسم مذهبي، بخش کوچکي از رفتار وحشيانه ماموران عراقي با اسيران ايراني بود. با همه فشارهاي روحي و جسمي که در اسارت بر اسيران ايراني وارد ميشد، مقاومت و ايستادگي آنان بر ناملايمات و عدم کرنش در برابر دشمن ازجمله افتخارات ماندگاري است که اسراي ايراني رقم زده و در خاطرات خود نيز ثبت کردهاند. در اين ميان نقش هدايتگرانه روحانيون در اردوگاههاي اسارت، بهويژه مرحوم حجتالاسلام سيدعلياکبر ابوترابي که در جايگاه رهبري آزادگان ايفاي نقش ميکرد، برجسته بود.امام خميني با اشاره به رفتار اسلامي با اسيران عراقي در ايران، خاطرنشان کرده است که در عراق در حق اسيران ايراني ظلم و تعدي بسياري روا داشته ميشد. ايشان اسيران ايراني را گرفتاران در دست جانيترين دژخيم زمان ميدانست و باور داشت مقاومت اين اسيران در برابر رژيم عراق باعث شگفتي شده است. ايشان ضمن هشدار به مجامع بينالمللي درباره خطرهاي جاني ناشي از شکنجه اسيران ايراني در عراق، توجه بيشتر آنان را به اسيران ايراني بهخصوص وزير نفت (محمدجواد تندگويان) خواستار شد.در شهريور و آذر 1360 پس از ماهها مذاکره، مسئولان ايراني توانستند، با سرپرستي کميته بينالمللي صليب سرخ، نخستين گروه از اسراي دو طرف را مبادله کنند. در اين مرحله، 102 اسير جنگي و غير نظامي ايراني که به شدت مجروح بودند، با 162 اسير جنگي عراقي مبادله شدند. مبادله جزئي اسيران در سالهاي بعد نيز در ميان دو طرف تکرار شد تا اينکه حدود دو سال پس از پايان جنگ، در پي مذاکراتي که ميان ايران و عراق شکل گرفت، در روز 26/5/1369، نخستين مرحله از تبادل کلي اسيران ميان دو کشور صورت گرفت و در ادامه همه اسراي دو طرف به تدريج آزاد گشتند.در دوران اسارت، ميان رزمندگان اسيرشده ايراني و امام خميني ارتباط قلبي و احساسي شديدي برقرار بود که در نامههاي مختلف و سربسته آزادگان از زندانهاي عراق براي امام خميني و پاسخ ايشان به آن نامهها، نمود داشت. خاطرات آزادگان دربند نيز نشان ميدهد عشق به امام خميني آرامبخش سختيهاي اسارت و شنيدن خبر درگذشت ايشان سختترين و غمبارترين آروزها و سالهاي اسارت را براي آنان رقم زده است. اسيران ايراني محبت خاص خود به امام خميني را به شيوههاي مختلف نشان ميدادند. گروهي از آنان با تار و پود لباس خود براي ايشان هديه ميساختند و آن را به صورت غير مستقيم براي ايشان ميفرستادند و گروهي در نامههاي خود کلمات محبتآميزي مانند «پدر» را براي امام خميني به کار ميبردند، از دوري ايشان اظهار دلتنگي و شکايت ميکردند و از راههاي مختلف از ايشان ميخواستند نامهشان را پاسخ دهد. گاه نيز به صورت غير مستقيم نامهاي کنايي مينوشتند و با لقبي مانند پدربزرگ، ايشان را مخاطب قرار ميدادند و ميخواستند آنان را پند واندرز دهد.امام خميني نيز با لحني پدرانه و با عطوفت و مهرباني پاسخ آنان را ميداد و ضمن آنکه براي آنان آرزوي بازگشت به وطن ميکرد، از آنان ميخواست همواره صبور باشند. ايشان در سخنرانيها براي سلامت و بازگشت اسيران دعا ميکرد و براي رعايت مسائل امنيتي، پاسخ محبتآميز به فرزندانِ اسير خود را با ادبيات خاص و به صورت رمزي مينوشت تا با خواندن نيروهاي عراقي، براي آنان مشکلي ايجاد نشود. ايشان نامههاي خود را با نامهاي مستعار مانند «عبد درگاه خدا»، «پدر پيرت خ» و «عبد» ميفرستاد و در دلداري به آزادگان از آنان ميخواست، نگران سختيها نباشند و با نگاه به زندگي امامموسي کاظم(ع) که مدتي در گوشه زندان در رنج و سختي صبر کرد، براي اسلام صبر کنند.ازسوي ديگر، امام خميني خانوادههاي آزادگان را نمونه صبر و مقاومت ميدانست و به فرزندان آنان سفارش ميکرد با مادران خود با مهرباني رفتار کنند و در کنار آمادهسازي خود براي دفاع از اسلام، با فراگرفتن علم و ادب و کوشش در راه به دست آوردن کمال انساني و اخلاق اسلامي، فرزندان شايستهاي باشند. ايشان فرزندان اسيران را نور چشمان خود ميدانست و کمک به آنان را از بزرگترين عبادت و خداپسندانهترين ارزش اسلامي شمرده و به مسئولان توصيه کرده است در امور فرهنگي فرزندانِ اسيران دقت بيشتري کنند و آنان را از کودکستان تا دانشگاه به بهترين شکل حمايت کنند و سرپرستي آنان را برعهده داشته باشند.