هدايت فرهنگي امت اسلام راه مقابله با انواع توطئههاست
امام صادق عليهالسلام با هدايت صحيح فرهنگي امت اسلام، علاوه بر تقويت وحدت و همدلي مسلمانان درخشانترين سيره عملي در راه مقابله با انواع توطئهها و نفاق دشمنان را نيز به نمايش گذاشتند. پيش از آغاز امامت و حتي در دوران امامت حضرت صادق عليهالسلام، امويان و مروانيان بسيار به امت اسلام ظلم کردند اما با ضعيف شدن و سپس درهم ريخته شدن حکومت مروانيان، علاوه بر آنکه تا حدودي راه آزاديهاي سياسي هموار شد و در گوشه و کنار مقدمات قيامهاي مردمي و ديني و همينطور دستهبنديهاي سياسي عليه حاکمان را آماده نمود، آزادي بحثهاي علمي نيز در شاخههاي گوناگون موجب گرديد تا مسير فرهنگ و هدايت فرهنگي گشوده شود. به طوري که بحثهاي کلامي در حلقههاي درسي رونق گرفت و عدهاي از اين بحثها براي افزودن دانش و عدهاي براي غلبه بر مخالفان خود استفاده ميکردند. بحثهاي کلامي البته از سالها قبل آغاز شده بود، اما پس از رحلت حضرت رسول اکرم صليالله عليه و آله و شهادت اميرالمؤمنين عليهالسلام که مشکل گشاي مسائل فقهي در دوران خلفا بود، از يکسو سخت گيريهاي حاکمان مستبد و ازسوي ديگر تحريفات و بدعتهاي ناآگاهان مباحث را به حاشيه و بيراهه کشانده بود و برخي دين به دنيا فروختگان نيز براي خشنودي حاکمان وقت و يا سود منافع خود، به ساختن روايتهاي جعلي پرداخته بودند بطوريکه شناخت حديث درست از نادرست بر فقيهان نيز دشوار گرديده بود و ميتوان گفت از سال چهلم هجري تا نزديک به پايان سده نخستين هجرت جز معدودي از صحابه و تابعان از فقه درست – فقه آل محمد صليالله عليه وآله – بيبهره بودند.
در روزگار امام باقر عليهالسلام اندکي گشايش پديد آمد و سالهاي 114 تا 148 هجري (دوران امامت امام صادق عليهالسلام) عصر انتشار فقه آلمحمد يا به تعبير ديگر روزگار تعليم و تدريس فقه جعفري بود. در عصر امام صادق عليهالسلام با توجه به وضعيتي که از نظر فرهنگي حاکم بود، انبوهي از مشتاقان در مکتب ايشان حضور يافتند و قلب و ذهن خود را سرشار از زلال معارف ناب نمودند و اکثر همين افراد توانستند در اقصي نقاط جهان يک کانون نوراني که شعبهاي از کانون اصلي نور امام صادق عليهالسلام بود به وجود آورند. با آغاز نهضت علمي و فرهنگي امام صادق عليهالسلام، مدافعان اسلام ناب و اصيل تا حدود زيادي بر فرق و مکاتبي که اهدافي شوم براي به انحراف کشاندن فقه اماميه و تعاليم عاليه اسلام را در سر داشتند غلبه کردند و علاوه بر آن ترويج علم و دانش آن امام همام موجب عيان شدن روشهاي غيرالهي ستم گران و جابران زمان نيز گرديد.
امام صادق عليهالسلام در نهضت دگرگون سازي و اصلاحي خويش شاخصههاي مهمي را به کار بردند که به برخي از آنها اشاره ميشود. امام با توجه به انتقال قدرت از مروانيان به عباسيان و مشغوليت آنان به يکديگر، فعاليتهاي علمي خود را بيش از هر زمان ديگر آشکار و علني کردند و در عين حال بدون آنکه فعاليت خود را با عمل سياسي بيپرده همراه کنند، از فرصت پيش آمده براي به ارث گذاشتن ثروتي فرهنگي براي امت بهترين سود را جستند. هدف امام در پشت اين روش علني و ظهور فعاليتهاي علمي و فکري، چاره انديشي اساسي براي جهل امت از جهت عقيده به مکتب بود که خود به خود ايستادگي در برابر امواج کفرآميز و شبهههاي گمراهکننده را فراهم ميکرد و حل بسياري از مشکلات را که ناشي از تأثير انحراف بود در پي داشت. امام با اين روش، قاطعانه در برابر شبهههاي غرض آلود در عقايد و نظريات ديني که از لحاظ اغراض سياسي به منظور از بين بردن روح حقيقي اسلام و کشتن آن در ميان تودههاي مردم ترويج ميشد، ايستادگي کردند و با ايجاد ويرانگري در آن اغراض روش بنيادي و اساسي کوشش علمي و فکري خستگي ناپذير در زمينههاي فکري اسلامي و تعميق مبادي و احکام شرع را نهادينه کردند. امام صادق عليهالسلام، مفاهيم عقيدتي و احکام صحيح شريعت را منتشر ساخته و آگاهي علمي را پراکندند و تودههاي عظيم دانشمندان را به منظور برپاداشتن آموزش مسلمانان مجهز کردند به طوري که در آن عصر بزرگترين آموزشگاه و حوزه علميه گشوده شد و شهر مدينه که سراي هجرت پيامبر صليالله عليه و آله و مهبط وحي بود، به بزرگترين مرکز علمي سرزمينهاي اسلامي تبديل شد و مسجد پيامبر (ص) محل تدريس همه فنون و علوم مورد نياز جهان و انسانها گرديد. گفته شده است مجموع شمار شاگردان امام صادق عليهالسلام بالغ بر چهار هزار نفر بودهاند.
اينکه از فقه اماميه، به فقه جعفري تعبير ميشود، از آن جهت است که امام صادق عليهالسلام توانستند با فعاليتهاي گسترده علمي براي تشريع اسلامي قاعدهاي استوار بنا کنند و براي عقيده اسلامي تمرکزي نيرومند ايجاد نمايند و استمرار و بقاي اسلام را در ميان امواج گوناگون تضمين نمايند. همچنين مفاهيم خطا، احاديث جعلي، بدعتها، خرافات و وصلههاي کذب چسبيده به دين را اصلاح نمايند. و براي مرجعيت خود از جنبه علمي و فقهي تمرکز و توضيح ايجاد کنند و امامت خويش را از اين جنبه ثابت و به فريضه تبديل کنند. به گونهاي که بزرگان علماي ساير مذاهب اسلامي جز اعتراف به برتري و مرجعيت ايشان چارهاي نديدند.
نهضت فرهنگي امام صادق، نفاق، دو رويي و فرصت توطئه پردازي را از دشمنان اهلبيت و امت اسلامي گرفت و افراد خود شيفته و تندرويي را که با توسل به شعارهاي انحرافي و دروغين اسلامي در صدد بدست آوردن جايگاهي منفعت طلبانه براي خود بودند افشا کرد.
ــــــــــــ
*هدف امام صادق از روش علني و ظهور فعاليتهاي علمي و فکري، چاره انديشي اساسي براي جهل امت از جهت عقيده به مکتب بود که خود به خود ايستادگي در برابر امواج کفرآميز و شبهههاي گمراهکننده را فراهم ميکرد و حل بسياري از مشکلات را که ناشي از تأثير انحراف بود در پي داشت
*امام صادق عليهالسلام توانستند با فعاليتهاي گسترده علمي و فرهنگي براي تشريع اسلامي قاعدهاي استوار بنا کنند و براي عقيده اسلامي تمرکزي نيرومند ايجاد و استمرار و بقاي اسلام را در ميان امواج گوناگون تضمين نمايند