موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13450

چهار وتو در برابر اصلاحات

دکتر سیدمحسن موسوی‌زاده، مدرس دانشگاه

در حالی که براساس آمارهای رسمی وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور نیازمند اصلاحات جدی است، با وجود اجماع مسئولان و کارشناسان در عمل به جز چند اقدام کوتاه مدت شاهد اصلاحات عمیق در کشور نیستیم.به عنوان مثال در سال ۹۸ تولید بنزین در کشور ۹۹ میلیون لیتر در روز و میزان مصرف آن ۸۷ میلیون لیتر بود. این دو شاخص در سال جاری به تولید روزانه ۱۱۵ میلیون لیتر سوخت و ۱۲۹ میلیون لیتر مصرف رسیده که گویای ۱۴ میلیون لیتر ناترازی در این بخش از سوخت مصرفی کشور است. این مسئله نه تنها در حوزه اقتصادی بلکه در سایر حوزه ها هم مصداق دارد.

به عنوان مثال زمانی که از ناکارآمدی اموزش و پرورش صحبت می شود،برخی سریع این مسئله را به سند 2030 نسبت داده و جلوی هرگونه اصلاحات را می گیرند در حالی که آمارها نشان می دهند ،میانگین نمرات دانش آموزان کشور به شدت افت کرده است. سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس سال گذشته گفته بود میانگین معدل در رشته ریاضی حدود ۹ تا ۱۰، تجربی ۱۰ تا ۱۱ و انسانی ۱۱ تا ۱۲ است. همچنین تازه‌ترین نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نشان می‌دهد ۷۴.۴ درصد کاربران اینترنت در ایران از فیلترشکن استفاده می‌کنند.با این حال هنوز بسیاری از افراد تا بحث ساماندهی و حذف فلیترینگ اینترنت به میان می آید،آن را با ولنگاری مترادف می دانند.

پرسش اصلی اینجاست که چرا با وجود آگاهی کامل مسئولان از این مسائل، هیچ اراده ای برای جراحی ساختارها وجود ندارد؟پاسخ در شکل‌گیری چهار لایه از حق وتو در سیستم تصمیم گیری کشور نهفته است که اجازه نمی‌دهد هیچ تحول عمیقی، نه در اقتصاد و نه در حوزه های فرهنگی و اجتماعی به سرانجام برسد.

یک) وتوی سیاسی. برخی افراد هرگونه ابداع و نقد اصولی را که نشان‌دهنده ابعاد واقعی بحران باشد، رد می‌دانند.برای آن ها پذیرش وجود مشکلات یعنی پذیرش شکست. پس ترجیح می‌دهند صورت‌مسئله را پاک کنند و به جای درمان، تنها به مسکن‌های موقت پناه ببرند. در چنین فضایی، عقلانیت قربانی مصلحت‌اندیشی‌های کوتاه مدت می‌شود.

دو) وتوی برچسب زنی. در این لایه، فضای تحول‌خواهی به محاق می رود. وقتی هر انتقاد دلسوزانه یا پیشنهاد اصلاحی، ذیل عناوین برچسب زنی مانند بازی در زمین دشمن به دلیل گفتن حقایق تعریف شود، طبیعتا نخبگان و دلسوزان کشور عقب می‌نشینند. نتیجه این وضعیت، انفعال نیروی محرکه جامعه است. وقتی جامعه به جای گفتگو، درگیر ترس از عواقب پرسشگری شود، طبیعی است که هیچ‌کس انگیزه‌ای برای ارائه راهکار جهت خروج از ناترازی‌های بزرگ اقتصادی نخواهد داشت.

سه) وتوی فرهنگی و هویتی متاسفانه با بهره‌گیری از مفاهیم فرهنگی و هویتی، سپری برای ناکارآمدی‌ها ساخته می شود. اینکه عده‌ای با هویتی کردن وضعیت موجود عملکرد خود را توجیه یا انتقاد از خود را به مقابله با اصول فرهنگی و هویتی تفسیر کنند بزرگترین ضربه را به روند اصلاحات امور می زنند.

چهار) وتوی اجتماعی. این همان نمایش مشارکت است، چرخه‌ای که مانع از دیده شدن حقیقت می‌شود. بهره‌گیری از گردهمایی‌ها و طومارنویسی ها و پرکردن فضای مجازی برای نمایش حمایت از وضعیت موجود، در واقع نوعی سد روانی در برابر واقعیت‌های تلخ است.

این چهارگانه، زنجیره‌هایی هستند که دست و پای اقتصاد، فرهنگ و سیاست ما را بسته‌اند. تا زمانی که کاستی ها در سایه این وتوها باقی بمانند و اجازه اصلاح ساختاری داده نشود، این مشکلات بزرگ‌تر خواهند شد. نجات کشور از مشکلات موجود پیش از آنکه نیازمند تزریق پول یا تغییر مدیران باشد، نیازمند گشودن این گره‌های ساختاری و اجازه دادن به عقلانیت برای حاکم شدن بر فضای سیاسی و اقتصادی است.